شما اومدین دارین اینجا را شخم میزنین!
امیر هاشمی مقدم: انصافنیوز
«شما اومدین دارین اینجا را شخم میزنین!». این جملهای است که یکی از بومیان، به دهها موتور سواری که تپههای زیبای منطقه خالد نبی در استان گلستان را با پیست موتور سواری اشتباه گرفتهاند میگوید. شوربختانه این جمله را میتوان به بسیاری از موتور سواران، آفرود سواران، طبیعتگردان، کمپر داران و گروههایی از این دست که در سالهای اخیر شمارشان رشد عجیبی یافته و همچنان در حال گستردهتر شدن است، تعمیم داد...
امیر هاشمی مقدم:
امیر هاشمی مقدم:
امیر هاشمی مقدم:
امیر هاشمی مقدم:
امیر هاشمی مقدم
امیر هاشمی مقدم
امیر هاشمی مقدم:
امیر هاشمی مقدم
امیر هاشمی مقدم، فرارو؛
فرارو- امیر هاشمی مقدم
...از فراز کوه غلغله، شهر بامیان و جای مجسمههای بودا بهخوبی پیدا است. در واقع از آنجا میتوانید یک نگاه 360 درجهای به اطرافتان داشته باشید. «رشته کوه بابا» در جنوب بامیان قرار دارد که مشهورترین قلهاش «شاه فولادی» نام دارد. به هر ترتیب از غلغله که اکنون خاموش ایستاده و نظارهگر روزگاران تلخ و شیرینی است که بر بامیان میگذرد، فرود آمده و پیاده به طرف شهر راه افتادیم. برای کوتاه کردن راه و میانبر زدن، باید از میان مزارعی میگذشتیم که بیشترشان سیبزمینی بود. بامیان بهواسطه منابع آبی و دشت حاصلخیزش، توانمندی خوبی برای کشاورزی دارد. هرچند گاهی اوقات به دلیل ناامنی سرک (جاده)ها، محصولات روی دستشان میماند و خراب میشود. کوچهباغهایی که از کنارشان میگذشتیم، خیلی نوستالوژیک بود و مرا یاد کوچهباغهای اصفهان میانداخت که...
این یادداشت راروز شنبه 5بهمن 92 در
...از چند سال پیش به این سو شهروندان
شهرهای بزرگ و در رأس آنان تهرانیها یاد گرفتهاند همین که ادارهها و
مدارس به دلیل آلودگی هوا تعطیل شد، دوباره به سراغ خودروها بروند و حرکت
کنند. اما این بار نه به قصد رفتن به خیابانهای دودزده تهران، بلکه به قصد
جایی که هنوز آب و هوایش سالم مانده است: «شمال » شمال كشوربهواسطه
جنگلهای فراوانی که دارد (و تا چند سال دیگر باید از فعل «داشت» استفاده
کنیم) هوای پاک و تمیزی را به ساکنانش ارزانی داشته است. اما از آنجا که
اكنون هر خانواده ایرانی بهطور معمول یک یا چند خودرو در اختیار دارد و
جادههای شمال نیز بهبود یافتهاست، دسترسی به این سرزمین رویایی بسیار
ساده شده است...
چرا «زاینده رود» زندگی ندارد
چندی پیش سفری به کلاردشت این
سرزمین رویایی داشتم. کلاردشت بسیار زیبا بود و باید به واژه «بود» بیشتر
دقت کرد. زیرا این روزها کلاردشت دارد زیباییاش را از دست میدهد. از بس
که همه جایش ویلاهای قارچگونه در آمده است. جنگل را میتراشند تا یک ویلای
بدقواره و بدون تناسب با طبیعت و فرهنگ منطقه درست کنند. اما نکته عجیب
اینکه در کلاردشت، تا نوک برخی از کوهها را هم برای ساخت ویلا
تراشیدهاند. در دیگر مناطق شمال، دستکم کمتر به سراغ کوهها رفتهاند.
اما برخی کوههای اطراف کلاردشت تا نوک نوکشان تراشیده شده است. سال گذشته
برآورد کارشناسان نشان میداد که تا 50 سال آینده، حتی یک هکتار جنگل هم
در شمال ایران باقی نخواهد ماند...
روز جهانی گردشگری بر همه دوستداران این صنعت فرخنده باد. این یادداشت را به مناسبت روز جهانی گردشگری در
«امیر
هاشمی مقدم معتقد است که مسئولین هم اگر همتی در راه گسترش گردشگری نمیگمارند،
صرفاً از پیامدهای ارزشی گردشگری نگرانند و هیچ دغدغهای برای پیامدهای زیست
محیطی، فرهنگی (به جز جنبههای ارزشی و دینی )، اقتصادی و... آن ندارد.»
پیشاپیش برای طولانی بودن بیش از حد پوزش می خواهم. چون به صورت یک گزارش برای
...
جمعه گذشته فرصتی دست داد تا همراه
برخی از دوستان، از راه لاویج به قله و روستای سوردار برویم و برگردیم. چیزی که در
بین راه برایم عجیب بود، فعالیت افرادی بود که در گوشه و کنار جنگل، مشغول کندن زمین
بودند. از دوستی که بومی آنجا بود و در سوردار، مهمان خانه اش بودیم، ماجرا را
جویا شدم. می گفت اینها در روزهای تعطیل می آیند و گوشه ای از جنگل را شروع می
کنند به کندن زمین و بعد هم...
...همانگونه که احتمالاً می دانید، هر گاه نام روز و ماه
یکی شود، جشنی به همان نام برگزار می شود و بنابراین دومین روز از ماه بهمن که نام
روز هم بهمن است، جشن بهمنگان بود. ایرانیان در این روز آشی می پختند که در آن از
گوشت استفاده نمی شد؛ چرا که بهمن پشتیبان جانداران سودمند است. برخی از ایرانیان باستان
(و همچنین زردشتیان امروزی) در کل ماه بهمن، از خوردن گوشت پرهیز می کردند (و می
کنند). البته در همه ماههای ایران باستان، سه روز به نام نبر (
ساکن آپارتمانی هستم 67 متری. یعنی
دقیقا 67 متر و 20 سانتی متر. دو خواب دارد و یک هال کوچک و سایر بخشهایی که هر
خانه معمولی ای داراست. برای چون منی که یک نفرم و با وسایل دست و پاگیر خانه هم میانه
ای ندارم، خیلی بزرگ است. همین است که یکی از اتاقها کلاً بلااستفاده مانده؛ مگر
وقتی مهمان داشته باشم. حتماً می خواهید بگویید که خانه های بزرگ خیلی دلباز هستند
و آدم احساس خفگی توی شان نمی کند (البته من هم اینجا به هیچ وجه توی خانه ام
احساس خفگی نمی کنم و برای همین است که گاهی چندین روز از خانه بیرون نمی روم).
خیلی امکانات دیگر هم لابد خانه های بزرگ دارند. اما خانه های کوچک هم برای خودشان
مزایایی دارند. من به دو دلیل به خانه های کوچک علاقمندم که در اینجا به آنها
اشاره ای خواهم داشت؛
چند سالی می شود که دوچرخه را برای رفت
و آمدهایم، به عنوان وسیله نقلیه اصلی برگزیده ام. تا چند ماه پیش، گاهی اوقات از
خودرو هم استفاده می کردم. اما اکنون چندین ماه است که دیگر خودروی شخصی ندارم و
تنها با دوچرخه رفت و آمد می کنم. به ویژه به محل کارم که بیشتر روزهای هفته را
آنجا حضور دارم.
پنجشنبه و جمعه این هفته فرصتی دست داد تا برای چندمین بار، به روستاهای کوهستانی گزنه سرا (Gazne Sara) و نوجمه (Noojmeh) بروم. پیش از این، یکی دوبار به خانه دوستان در گزنهسرا رفته بودم. اینبار اما مهمان یکی از خانههای روستای همجوار گزنهسرا، یعنی نوجمه بودم. نوشته پیشرو، یادداشتهایی است درباره خانههای دوم ساخته شده در این روستاها، و پیامدهای آنها بهویژه بر محیط زیست منطقه که نگارنده از نزدیک بازدید کرده و نتایج بازدیدهایش را به شکل توصیفی شخص سوم ارائه نموده است.
بله؛ اگر واقعاً تحول دیدن تصاویر دردناک را ندارید، حتماً ادامه این نوشتار
را به همراه تصاویر آن بخوانید و ببینید. ببینید این اشرف مخلوقات، این آدمیزاده
چه میکند با جانورانی که اگرچه اشرف نیستند، اما ای کاش ذرهای از شرافتشان را
انسانها داشتند. آنچه در زیر میآید، تنها دو نمونه از برخورد اشرف با بیشرفهاست.
البته این بار، با شرفهای غربی و اروپایی این کارها را کردهاند. این دو مطلب را
دوستان از طریق ایمیل فرستادند و من نیز با شما در میان میگذارم:...
این طرح به مدت یک ساعت از 20:30 تا 21:30 به وقت محلی هر کشور در آخرین شنبه
ماه مارس اجرا شده و در آن چراغهای اضاقی (در برخی ساختمانهای مشهور، همه چراغها)
خاموش میشود.
حرام او (
...
تازه از گردش امروز برگشتهام. با چند تن از دوستان و همکاران رفته بودیم
جنگلهای بلیران (
امیر هاشمی مقدم: