شما اومدین دارین اینجا را شخم می‌زنین!

امیر هاشمی مقدم: انصاف‌نیوز

«شما اومدین دارین اینجا را شخم می‌زنین!». این جمله‌ای است که یکی از بومیان، به ده‌ها موتور سواری که تپه‌های زیبای منطقه خالد نبی در استان گلستان را با پیست موتور سواری اشتباه گرفته‌اند می‌گوید. شوربختانه این جمله را می‌توان به بسیاری از موتور سواران، آفرود سواران، طبیعت‌گردان، کمپر داران و گروه‌هایی از این دست که در سال‌های اخیر شمارشان رشد عجیبی یافته و همچنان در حال گسترده‌تر شدن است، تعمیم داد...

ادامه نوشته

وضعیت بحرانی سگ‌های خیابانی در نوشهر و چالوس

امیر هاشمی مقدم: انصاف‌نیوز

چهارشنبه دو هفته پیش بود که سرِ شب مانند خیلی از شب‌های دیگر رفتم پارک هلستان نوشهر برای ورزش. شهرداری کمی وسیله ورزشی آنجا نصب کرده که البته من بیشتر برای دویدن به آنجا می‌روم. کنار خیابان اصلی و به نوعی وسط شهر است. چند دکه جگرکی هم شب‌ها بساط‌شان را آنجا پهن می‌کنند و با حضور مشتریان از یک‌سو و کسانی که برای ورزش یا قدم زدن می‌آیند از سوی دیگر، پارک نسبتا شلوغ می‌شود. همین‌طور که داشتم می‌دویدم به یک‌باره سگی از پشت حمله کرد و ساق پای چپم را گاز گرفت. برگشتم و برای دور کردنش لگد نسبتا آرامی به او زدم. اما عصبی شد و این بار پای راستم را محکم‌تر گاز گرفت. چند نفر که در آن نزدیکی بودند به طرفم دویدند که سگ فرار کرد و رفت. با آنکه درد خفیفی در پاهایم احساس می‌کردم، به ورزش کردن ادامه دادم. وقتی به خانه برگشتم و لباسم را عوض کردم که بروم حمام، متوجه شدم شلوارم در اثر گاز گرفتگی پاره شده. تازه متوجه شدم که هر دو پایم زخمی شده و از پای راستم کمی هم خون آمده...

ادامه نوشته

دفاع از حقوق حیوانات یا رفتارهای احساساتی؟

امیر هاشمی مقدم: انصاف‌نیوز

به‌عنوان کسی که سال‌هاست دارم از حقوق جانوران دفاع می‌کنم (و مثلا همین چند روز پیش هم در نقد خرید ماهی قرمز برای سفره هفت‌سین در همین کانال نوشتم)، گاهی احساس می‌کنم باید از دست برخی طرفداران حقوق حیوانات به خداوند پناه برد. کلیپ زیر (اینجا را کلیک کنید) نشان می‌دهد چگونه یک خانم ظاهرا طرفدار حقوق سگ‌ها، جلوی یک مرد روستایی را گرفته و سگی که برای گله‌داری خریداری کرده را به زور از او می‌گیرد؛ با این توجیه که آن مرد لابد برای شهرداری کار می‌کند و می‌خواهد سگ یادشده را بکشد. مرد به جان چهار فرزندش سوگند می‌خورد که برای شهرداری کار نمی‌کند و سگ را برای گله‌داری خریده. اما دختر مدافع حقوق سگ‌ها به خودش و چهار فرزندش توهین زشتی می‌کند. اسف‌بار اینکه مادر آن دختر هم دارد از این رفتار پر افتخار دخترش فیلم می‌گیرد و به التماس‌های مرد روستایی برای میانجی‌گری توجهی نمی‌کند...

ادامه نوشته

اعتراضات بختیاری‌ها به مسئله آب

امیر هاشمی مقدم

امروز در پی فراخوان‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی در استان چهارمحال و بختیاری اعلام شده بود، جمعیت قابل توجهی از سراسر این استان در شهرکرد گرد هم آمده و خواسته‌هایی را مطرح کردند. در بیشتر این فراخوان‌ها بیش از اینکه به مدیریت آب در خود استان چهارمحال و بختیاری اشاره شود، به آنچه که «دزدی آب» از این استان نامیده می‌شود اشاره داشتند. نوک این حملات نیز در درجه نخست متوجه استان اصفهان و سپس دیگر استان‌ها بود. برای نمونه در یکی از فراخوان‌هایی که دیروز در یک کانال تلگرامی بختیاری با چندین هزار عضو منتشر شده بود، جمله «سکوت در مقابل ظلم، مشارکت با ظالمان است» در بالا نوشته و اگرچه زیر آن نوشته شده بود: «دعوتنامه: تجمع مسالمت‌آمیز»، اما بخشی از سریال «بانوی سردار» پیوست آن شده بود که بی‌بی مریم به فرستاده حاکم اصفهان می‌گوید: «برو به اربابت بگو دور این مردم [بختیاری] را خط بکشد. و الا اصفهان را روی سرش خراب می‌کنم». در این باره به‌عنوان یک بختیاری متولد و بزرگ‌شده استان اصفهان، چند نکته را یادآوری می‌کنم...

ادامه نوشته

تفسیر مسائل ایران با عینک قومی

امیر هاشمی مقدم: انصاف‌نیوز

خوزستان تشنه است و پاسخ تشنگان را شوربختانه با خشونت می‌دهند. همین است که تاکنون تنی چند از هم‌میهنان‌مان با لبان تشنه در خون خود غلتیده‌اند. چندین دهه مدیریت ناکارآمد و جدال با طبیعت که خود را در برنامه‌هایی همچون جنون سدسازی، خودکفایی در برخی محصولات کشاورزی، ساخت صنایع آب‌بر در مناطق بیابانی و... نشان داده، نه تنها خوزستان، که چهارمحال و بختیاری به‌عنوان سرچشمه بزرگترین رودخانه‌های ایران (کارون و زاینده‌رود)، اصفهان، یزد و کرمان را نیز با بحران کم‌آبی و خشکسالی روبرو کرده است. اما در این میان برخی تلاش دارند این مسائل زیست‌محیطی و در پی آن، مسائل اجتماعی-فرهنگی رخ‌داده را با عینک قومی دیده و تئوری‌های توطئه خود را بپرورانند...

ادامه نوشته

از سگ‌گیری تا قبض برق

امیر هاشمی مقدم: انصاف‌نیوز

1- وحید اشتری، از چهره‌های برجسته جریان عدالت‌خواه سه روز پیش این توئیت را منتشر کرد:

«دیروز دخترم رو بردم پارک. اعصاب و روانم از دست سگ گردان‌ها ریخته بود به هم. دخترم هم به جای اینکه از بازی کردن لذت ببره دائم می‌ترسید و گریه می‌کرد. این چه گرفتاری‌ای بود که جامعه ما دچارش شد. مشکل کجاست که در شورای شهر و شهرداری کسی فکر جدی برای این وضعیت نمی‌کند؟». تا این لحظه توئیت وی نزدیک به هزار و دویست بار توسط موافقان و مخالفان بازنشر شده و بحث زیادی را در فضای توییتر دامن زده است. از جمله اعضای شورای شهر تهران نیز به آن واکنش نشان داده و قول پیگیری دادند. از دو روز پیش، دوباره طرح ضربتی برخورد با سگ‌گردانی آغاز شده و در مواردی پلیس و نیروهای لباس شخصی اسلحه به روی مردم کشیده‌اند. تا جایی که رسانه‌های خارج از کشور هم به آن پرداخته‌اند...

ادامه نوشته

ماهی قرمز نخریم!

امیر هاشمی مقدم

اکنون سیزدهمین سالی است که تلاش می‌کنم هم‌میهنانم را متقاعد سازم برای سفره هفت‌سین و نوروز، ماهی قرمز نخرند. در برابر باران دشنام‌ها و توهین‌ها و اتهام‌ها، تاکنون هیچکس حتی یک سند و مدرک دال بر اینکه نهادن ماهی قرمز سر سفره هفت‌سین، سنتی دیرینه در کشور است، نشان نداده. با این وجود، هر کسی مخالف خرید ماهی قرمز باشد را، متهم به ایران‌ستیزی و مخالفت با سنت‌های ایرانی می‌کنند (آن هم کسی چون من که کارشناسی ارشد ایران‌شناسی خوانده و صدها یادداشت تاکنون در دفاع از سرزمین ایران، تاریخ و سنت‌هایش نوشته‌ام)...

ادامه نوشته

حیوان بکش، جایزه بگیر

امیر هاشمی مقدم

کشته شدن توله خرس سوادکوه را بگذاریم کنار اخباری همچون: کشته شدن توله خرس دیگری که دو سال پیش در حضور محیط‌بانان پارک ملی گلستان و با همکاری آنان کشته شد (و البته مسئولان محیط زیست و پارک ملی گلستان، یک ماه به دروغ خبرگزاری‌ها را فریب داده و وانمود کردند که توله خرس را زنده‌گیری کرده‌اند، تا آنکه فیلمش منتشر شد)؛ کشتن یک خرس مادر و دریدن شکم توله‌های زنده‌اش در سمیرم، در حالی‌که شکارچیان شعار «مرگ بر امریکا» سر می‌دادند؛ ذبح کردن (یعنی سر بریدن همچون حیوان حلال‌گوشت) خرس سیاه در کجور مازندران؛ پیدا شدن 25 کیلوگرم گوشت راسته و فیله خرس قهوه‌ای از شکارچیان در کلاردشت؛ کشتن و سوزاندن خرس قهوه‌ای در سفیدکوه لرستان و...

ادامه نوشته

پرچم آبی در شمال کی برافراشته می‌شود؟

امیر هاشمی مقدم: خبرگزاری مهر

دو ماه پیش بود که پس از کش و قوسی بسیار، بالاخره دولت ترکیه قانونی را تصویب کرد که در پی آن، همه فروشگاه‌ها مجبور شدند پاکت پلاستیکی را به مشتری بفروشند. یعنی شما اگر به فروشگاهی همچون «چاغداش» (که به تازگی شعبه‌های زیادی هم دارد در ایران باز می‌کند) یا پوشاک «ال‌سی وایکیکی» (که برای ایرانیان نامی آشناست) رفته و چند کالا خریداری کنید، صندوقدار هنگام دریافت پول از شما می‌پرسد که آیا پلاستیک که این کالاهای خریداری‌شده (مثلا پنیر و آبمیوه و...) را درون آن بگذارید هم نیاز دارید یا نه؟ و اگر پاسخ‌تان بله باشد، 25 کُروش (هر یک لیره= 100 کروش) هم برای هر پلاستیک از شما جداگانه می‌گیرد (به پول الان ما، هر لیره 2450 تومان و بنابراین 25 کُروش یعنی تقریبا 610 تومان برای هر پلاستیک). با فروشگاه‌هایی که از این قانون سرپیچی کنند نیز برخورد می‌شود...

ادامه نوشته

جشن بهمنگان و حیوان‌آزاری

امیر هاشمی مقدم

دیروز «بهمنگان»، یکی از جشنهای ایران باستان بود که در روز بهمن (دومین روز هر ماه را در گاهشماری ایران باستان) ماه بهمن برگزار می‌شد. مهمترین آداب این جشن، احترام به حقوق جانوران، پرهیز از خوردن گوشت در این روز و به جای آن، خوردن خوراکی‌های گیاهی بود. هفته پیش اما خبر تلخی خواندیم. چند نفر به بانوی تبریزی، «ژیلا پور ایرانی» که سالهاست به نگهداری از سگ‌های خیابانی در محوطه‌ای بیرون شهر تبریز می‌پردازد و همه دوستداران حقوق حیوانات ایشان را می‌شناسند، حمله کرده و او و خانواده‌اش را زده بودند. با آنکه بسیاری از ایرانیان مشکلی با جانوران نداشته و حتی حیوان‌دوست هستند، اما نبود قوانین ضد حیوان‌آزاری، دست حیوان‌آزارها را باز گذاشته است...

ادامه نوشته

عناصر ضدملی در برابر چهارشنبه‌سوری، ماهی قرمز، سبزه هفت‌سین و بقیه ماجراها

امیر هاشمی مقدم، فرارو؛ در این هشت ساله که با خرید ماهی قرمز مخالفت ورزیده‌ام، با خیلی از مدافعان خرید ماهی قرمز که از قضا برخی‌شان طرفدار حقوق حیوانات هم بوده‌اند، بحث و مجادله داشتم. اما به تازگی یادداشتی از آقای محمد درویش به‌عنوان سرمقاله روزنامه بهار خواندم که به چند دلیل گمان می‌کنم نباید به سادگی از کنارش گذشت...

ادامه نوشته

روز جهانی حمایت از حیوانات بی‌پناه

امروز، روز جهانی حمایت از حیوانات بی‌پناه است. خواهش می‌کنم به فکر گربه‌ها و سگهای خیابانی باشید و فقط ته‌مانده‌های غذای‌تان را برای سیر کردن شکم‌شان، در نزدیکی سطل یا سبد زباله بگذارید. یک ظرف آب هم می‌تواند تشنگی‌شان را در این گرمای تابستانی برطرف کند. به دوستان‌تان هم خبر بدهید.

چرا نباید ماهی قرمز بخریم؟

فرارو- امیر هاشمی مقدم*؛ چند سالی است طرفداران محیط زیست و حقوق جانداران تلاش  دارند خرید ماهی قرمز برای سفره هفت‌سین را کاری نادرست معرفی کنند و در نقطه مقابل، بسیاری از مردم همچنان بر خرید ماهی قرمز پافشاری می‌کنند. به‌عنوان کسی که هشت سال است مخالفتم را با خرید ماهی قرمز در رسانه‌های گوناگون بیان کرده‌ام، این بار نیز در روزهای نزدیک نوروز، چکیده‌ای از برخی دلایلم را در اینجا می‌نویسم؛ به امید اینکه دست‌کم چند نفری را از خرید ماهی قرمز منصرف گردانم...

ادامه نوشته

تجربه‌های شکست‌خورده مدیریت آب چهارمحال و بختیاری

منتشر شده در وبسایت انسان شناسی و فرهنگ:

تصویر: قنات روستای جغدان که اکنون در اثر بی‌توجهی رو به خشکی است.

استان چهارمحال و بختیاری به‌عنوان استانی پر آب که از یکسو سرچشمه‌های پر آب‌ترین رودخانه ایران، کارون و از سوی دیگر پر آب‌ترین رودخانه حوضه مرکزی کشور، یعنی زاینده‌رود را تأمین می‌کند، چند سالی است که خود با مشکل آب روبرو شده است. این در حالی است که اقتصاد این استان بر پایه کشاورزی می‌چرخد که خود، پر مصرف‌ترین بخش آب در ایران و دنیا است. اما نه کشاورزی این استان هنوز توانسته آب را به شیوه‌ای بهینه مصرف کند، نه توانسته منابع و شیوه‌های سنتی و سازگار با طبیعت آبیاری (همچون قنات) را نگه دارد، و نه در آموزش دادن شیوه‌های مصرف آب (چه خانگی و چه کشاورزی) به مردم استان کامیابی‌ای به دست آورده است. در اینجا چند تجربه تازه که نشان از بی‌برنامگی در زمینه مدیریت منابع آب در این استان است معرفی می‌شود. هرچند موارد بسیاری زیادی را می‌توان به آنها افزود، اما تنها بیان همین چند مورد کافی است برای فهم اینکه چرا یکی از پر آب‌ترین استانهای کشور دارد وارد بحران‌های جدی در زمینه آب می‌شود...

ادامه نوشته

ماهی سرخ نخرید: یادداشتم در روزنامه هشت صبح افغانستان

امیر هاشمی مقدم: روزنامه هشت صبح افغانستان

...شوربختانه چندین‌سال است خرید ماهی سرخ نوروزی دارد در بین برخی از مردم افغانستان هم رواج پیدا می‌کند و در روزهای نزدیک به نوروز، برخی از فروشندگان و دست‌فروشان در برخی مناطق، اقدام به فروش ماهی سرخ می‌کنند. این رسم نادرست به دو شیوه دارد از ایران به افغانستان نفوذ می‌کند:
نخست توسط مهاجرینی که سال‌ها در ایران زیسته و در کنار سنت‌های نیکوی ایرانی، برخی سنت‌های نادرست را نیز هنگام بازگشت به افغانستان منتقل کرده‌اند که ماهی سرخ برای سفره هفت‌سین، یکی از آشکارترین آنها است.
دوم توسط صادرکنندگان ماهی سرخ. سال پیش مجموعاً یکصد و پنجاه هزار قطعه ماهی سرخ از ولایت خراسان ایران به کشورهای افغانستان و ترکمنستان صادر شد. همین عامل باعث شده تاجران سیاه ماهی سرخ که نه جان این ماهی‌ها، بلکه سود بیشتر برای‌شان مهم است و هر سال به دنبال بازار تازه‌ای برای فروش ماهی‌های پرورشی‌شان می‌گردند، متوجه بازار افغانستان شوند. بنابراین هیچ دور از ذهن نیست که در سال‌های نزدیک پیش‌رو، پرورش‌دهندگان ماهی سرخ جای پای‌شان را در افغانستان باز کرده و به ترویج این رسم نادرست (که بنابر شواهد، در ایران نیز دیرینه‌ای کمتر از یکصد سال دارد و به گونه‌ای تحریفی از چین وارد شده است) در افغانستان بپردازند. بی‌تردید در این زمینه حفظ فرهنگ و تمدن در افغانستان، مد نظر افراد سودجو نیست؛ که اگر بود، در افغانستان به اقلام فرهنگی ضروری‌تر از این نیاز است و کمبودش احساس می‌شود...

ادامه نوشته

ماهی قرمز در هفت‌سین؛ تداوم حیوان‌ستیزی‌ ما!

فرارو؛ امیر هاشمی مقدم؛ گویا بدجوری حیوان‌ستیزی و مخالفت با محیط زیست در رگ و خون ما ایرانیان ریشه دوانیده است. یکی در جنوب چند بز کوهی را شکار کرده و با افتخار در هنگام فیلم گرفتن، برای سازمان محیط زیست شاخ و شانه می‌کشد. پیش از شناسایی این شکارچی بی‌رحم، کلیپی از شکارچی بی‌رحم دیگری پخش می‌شود که سگ خودش را در میان قهقهه مستانه دوستانش، تا سر حد مرگ کتک می‌زند. مدافعان حقوق حیوانات تجمع کرده و اعتراض می‌کنند به این رفتار و سازمان محیط زیست هم با همکاری دادستانی استان گلستان مجرم را دستگیر می‌نمایند. هنوز داغی این ماجرا باقی است که کلیپی از کشتن یک سگ به هنگام جفتگیری منتشر می‌شود. این را هنوز به نتیجه نرسانده خبر از تداوم تخریب جنگل‌های هیرکانی شمال به گوش می‌رسد. آن را هنوز اقدام نکرده یک خبر دیگر و همین طور خبر بد پشت خبر بد. اخباری که نشان از تیره‌روزی وضعیت محیط زیست و حیات جانوری در ایران دارد...

ادامه نوشته

کوتاه‌نوشت‌هایی از ترکیه (11) رفتارشناسی ترکیه‌ای‌ها با جانوران خیابانی

In this essay (that published in “Anthropology and Culture”) I wrote some details about the Turks laws and behavior with the pets street and I showed that it’s very better in comparative with Iran.

این یادداشت را در وب‌سایت "انسان‌شناسی و فرهنگ" منتشر کردم. برای دیدن تصاویر بیشتر درباره این موضوع اینجا را  کلیک کنید.
در حالی‌که در ایران سگهای خیابانی توسط نهادهای اجرایی به روشهایی بی‌رحمانه کشته شده و باقیمانده آنها در کنار گربه‌های خیابانی توسط بسیاری از مردم مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند، در کشور همسایه‌مان ترکیه، اوضاع بسیار متفاوت است. در جریان سفری که سال پیش به افغانستان داشتم، شیوه برخورد مردم این کشور با پرندگان آزاد (به‌ویژه کبوتر و مرغ مینا که به تعداد بسیار زیاد در کوچه و خیابانهای این کشور دیده می‌شود) و آب و دانه دادن به آنان را در قالب سفرنامه‌ای که در همین وب‌سایت منتشر شد توضیح دادم. اکنون بیش از دو ماه می‌شود که در ترکیه به سر می‌برم و شیوه برخورد همسایه غربی‌مان با جانوران خیابانی هم برایم شگفت‌انگیز است. هم همسایه شرقی‌مان افغانستان و هم همسایه غربی‌مان ترکیه برخوردهایی بسیار اخلاقی‌تر و حمایتی‌تر با جانوران خیابانی و پرندگان آزاد دارند. پرسش اینجاست که کدام عامل در ایران باعث شده که در فرهنگ عمومی و قوانین اجرایی، نه تنها حمایتی از این جانوران و پرندگان صورت نگیرد، بلکه مورد آزار و اذیت و کشتار نیز قرار بگیرند. البته من در این نوشتار در پی پاسخگویی به این مسئله عمیق فرهنگی نیستم و تنها می‌خواهم به توصیف آنچه در این مدت در ترکیه درباره برخورد مردم و نهادهای مدنی و دولتی با حیوانات خیابانی دیده‌ام بپردازم...

ادامه نوشته

قربانی!

پس فردا عید قربان است. شما را به خدا مسلمان بودن فقط به قربانی کردن گوسفندان زبان‌بسته نیست؛ آن هم در وسط خیابان و در میان همهمه آدمیان بسیاری که جانور بیچاره را پیش از کشتن، زَهره‌ترک‌اش می‌کنند. آقا و خانم محترمی که از مسلمان بودن فقط ظواهر ریاکارانه‌اش را بلدی، پیامبر تو از خروس بیمار هم تیمارداری می‌کرد و برای گربه تشنه هم ظرف آب می‌گذاشت.
خواهش می‌کنم تا توان دارید جلوی این شیوه کشتار جانوران را در میان خانواده یا آشنایان‌تان بگیرید. حتماً می‌خندید اگر بگویم برای یک لحظه هم که شده، خودتان را جای آن حیوان بگذارید.

جای خالی بهارنارنج

برای چندین سال، نیمه‌شبهای اواخر اردیبهشت و اوایل خرداد کارم این بود که با یک پاکت خالی به خیابان‌ها بروم و آنرا از سخاوت درختان نارنج، انباشته از شکوفه‌های بهارنارنج کنم. بعد اینها را می‌آوردم و در مستی عطری که سراسر خانه‌ام را فرا گرفته بود، یکی دو جمله نغز هم از سر شوق در وصف‌شان در همین فیس‌بوک می‌نوشتم. بهارنارنج‌ها هم آنقدر زیاد بود که برای خوش‌عطر و بو کردن چای‌های یکسال کافی باشد.
دیشب اما سراسر خیابانهای شهر را پیاده گز کردم. دریغ از یک شکوفه بر درختان. برف سنگین زمستان گذشه، درختان را آنچنان ترساند که هیچ جرأت عرض اندام و بسان عروس، پوشیدن لباس سفید بهارنارنج را نداشتند. شنیده‌ام شهرهایی که دور از ساحل‌اند، به‌واسطه برف کمتر، درختان‌شان امسال هم بهارنارنج دارد. مترصد فرصتم برای رفتن به آغوش و تمتع از عروسان سپیدپوش آنجا.

درآمدزايي براي تاجران صنعت سياه: كشتن ميليون‌ها ماهي قرمز به بهانه حفظ فرهنگ ايراني!

امير هاشمي‌مقدم: روزنامه تهران امروز

هر وقت درباره غيرايراني و غيراخلاقي بودن ماهي قرمز بر سر سفره هفت‌سين در نشريات نوشته يا با خبرگزاري‌ها مصاحبه كرده‌ام، بلافاصله عده‌اي جوش آورده‌اند كه چرا با سنت ايراني مخالفت كرده‌ام و بعد هم يك‌طرفه ادامه مي‌دهند كه چرا به جان سنت‌هاي ايراني افتاده‌ايم؟ من هميشه تنها يك‌سوال مي‌پرسم و آن اينكه بر اساس كدام سند و مدرك مي‌گويند ماهي قرمز بر سفره هفت‌سين، سنتي ايراني است؟ اين رسم كمتر از يك سده پيش از چين به ايران وارد شد و هيچ سند و مدركي درباره حضور آن در هفت‌سين‌هاي تاريخ ايران وجود ندارد. نه در نقاشي‌ها، نه در نوروزنامه‌ها و نه هيچ جاي ديگر. برخي از دوستان به جاي اينكه پاسخي به اين پرسش بدهند، هياهو به پا مي‌كنند كه چرا اين سنت ايراني (!) را مي‌خواهيم حذف كنيم؟ اين يعني اينكه شما هر چقدر هم استدلال بياوريد، باز هم عده‌اي حرف خودشان را مي‌زنند.

ادامه نوشته

این قتل‌ عام چند میلیونی را تمام کنید!

امیر هاشمی‌مقدم در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، اظهار کرد: چند سالی است که بحث بین موافقان و مخالفان درگرفته که آیا حضور ماهی قرمز در سفره‌ی هفت‌سین سنتی ایرانی است یا خیر؟ موافقان خریدن ماهی قرمز می‌گویند که این، رسمی ایرانی است و باید به جای تحریم، شیوه‌ی مراقب درست از ماهی قرمز آموزش داده شود. در مقابل، مخالفانِ این ایده هم که عموما طرفداران حقوق حیوانات هستند، می‌گویند هیچ سند و مدرکی مبنی بر وجود این سنت در فرهنگ ایران قدیم وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد، دلیلی بر درست بودن آن نیست که بخواهیم ماهی‌ها را در ظرفی کوچک اسیر کنیم...

ادامه نوشته

ماهی قرمز کوچولو!

این یادداشت را برای ویژه‌نامه نوروزی انسان‌شناسی و فرهنگ نوشته‌ام. اما چون کاربردش برای پیش از نوروز است، اینجا زودتر منتشرش می‌کنم. شما را به خدا ماهی قرمز نخرید!

به جز آن ماهی قرمز کوچولو، یک ماهی قرمز کوچولوی دیگر هم بود که این قصه را شنید و خوابش نبرد. اما او این قصه را از زبان مادری شنید که کنار تختخواب کودکش نشسته بود و داشت آنرا تعریف می‌کرد. وقتی قصه به پایان رسید، کودک خوابش برده بود. مادر چراغ خواب را خاموش کرد و رفت؛ اما ماهی قرمز کوچولو که حالا توی تنگ شیشه‌ای کوچکی بر سر سفره هفت‌سین گیر افتاده، فقط با خودش فکر می‌کرد. چرا او دیروز نتوانست مانند ماهی سیاه کوچولو جلوی مردن دوستش در تنگ آب را بگیرد؟ تا صبح هزار بار آرزو کرد ای‌کاش او هم ماهی سیاه کوچولو بود؛ نه از آن جهت که صمد بهرنگی‌ای پیدا شود و از دلاوری‌هایش بنویسد؛ بلکه از آن جهت که ماهی سیاه‌رنگ را کسی دوست ندارد سر سفره بگذارد و بنابراین آزاد است تا در جویبارها همچنان جست و خیز کند...

ادامه نوشته

«ماهی قرمز» نه ایرانی است، نه اخلاقی

این گزارش را امروز در روزنامه قانون نوشتم (و البته سریعاً در تابناک و فرارو و... بازنشر شد) و ابعاد مختلف این پدیده را بررسی کردم.

چند سالی می‌شود که ماهی قرمز به‌عنوان نماد نوروز و سفره هفت‌سین، جای خودش را در خانه‌های ایرانیان باز کرده‌است. رسانه‌هایی که وظیفه‌شان آگاهی‌رسانی است، عمدتاً خودشان دارند فرهنگی نادرست را ترویج می‌دهند و حاضر نیستند کمی خلاف جریان آب شنا کنند. چرا که ممکن است خلاف ذائقه مشتریان (یا همان مخاطبان) باشد و بنابراین مشتریان را از دست بدهند، اما چرا ماهی قرمز نباید خرید؟ ده‌ها دلیل برای این کار وجود دارد که در اینجا برخی از مهم‌ترین‌ها را در چهار دسته «ایرانی نبودن این سنت» «آسیب رساندن به محیط زیست» «بیماری‌زا بودن» و نهایتاً و مهم‌تر از همه، «غیراخلاقی بودن این عمل» مورد بررسی قرار خواهیم داد.

ادامه نوشته

سفرنامه افغانستان (10) غُلغُله‌های خاموش‌شده بامیان

...از فراز کوه غلغله، شهر بامیان و جای مجسمه‌های بودا به‌خوبی پیدا است. در واقع از آنجا می‌توانید یک نگاه 360 درجه‌ای به اطراف‌تان داشته باشید. «رشته کوه بابا» در جنوب بامیان قرار دارد که مشهورترین قله‌اش «شاه فولادی» نام دارد. به هر ترتیب از غلغله که اکنون خاموش ایستاده و نظاره‌گر روزگاران تلخ و شیرینی است که بر بامیان می‌گذرد، فرود آمده و پیاده به طرف شهر راه افتادیم. برای کوتاه کردن راه و میان‌بر زدن، باید از میان مزارعی می‌گذشتیم که بیشترشان سیب‌زمینی بود. بامیان به‌واسطه منابع آبی و دشت حاصلخیزش، توانمندی خوبی برای کشاورزی دارد. هرچند گاهی اوقات به دلیل ناامنی سرک (جاده)ها، محصولات روی دست‌شان می‌ماند و خراب می‌شود. کوچه‌باغهایی که از کنارشان می‌گذشتیم، خیلی نوستالوژیک بود و مرا یاد کوچه‌باغهای اصفهان می‌انداخت که...
این سفرنامه پیش از این در وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ منتشر شده بود.

 

ادامه نوشته

علما نمی‌خواهند سکوت‌شان را بشکنند؟

این یادداشت راروز شنبه 5بهمن 92 در روزنامه قانون نوشتم.

تاریخ ایران به‌ویژه در دوره معاصر نشان می‌دهد هر کجا کشور با مسئله، بحران یا مشکلی روبرو بود، علما دخالت کرده و تلاش نمودند تا مسئله را برطرف نمایند. گاهی با فتوای جهاد، گاهی با تحریم، گاهی با خطابه و خلاصه به هر روشی که از دست‌شان بر می‌آمد (اگرچه نمی‌خواهم روی شکستهایی که از این راه ایجاد شد را بپوشانم). از استثنائات که چشم بپوشیم، این رخداد معمولاً زمانی پیش می‌آمد که حکومت مرکزی توجه چندانی به مسئله پیش‌آمده نشان نمی‌داد یا گاهی هم از دستش کاری بر نمی‌آمد. در چنین مواقعی علما با تمرکز کردن بر آن مسئله، نخست آنکه مردم بی‌خبر از همه جا را نسبت به موضوع آگاه می‌کردند و سپس به شیوه‌هایی همچون فتوا و تحریم و...، تلاش می‌کردند در نبود عزم و اراده‌ای جدی، گره کار را به دستان خویش بگشایند.

ادامه نوشته

آلودگی هوا در ایران از بین نمی‌رود، بلکه از شهري به شهر ديگر منتقل می‌شود.

...از چند سال پیش به این سو شهروندان شهرهای بزرگ و در رأس آنان تهرانی‌ها یاد گرفته‌اند همین که اداره‌ها و مدارس به دلیل آلودگی هوا تعطیل شد، دوباره به سراغ خودروها بروند و حرکت کنند. اما این بار نه به قصد رفتن به خیابان‌های دودزده تهران، بلکه به قصد جایی که هنوز آب و هوایش سالم مانده است: «شمال » شمال كشوربه‌واسطه جنگل‌های فراوانی که دارد (و تا چند سال دیگر باید از فعل «داشت» استفاده کنیم) هوای پاک و تمیزی را به ساکنانش ارزانی داشته است. اما از آنجا که اكنون هر خانواده ایرانی به‌طور معمول یک یا چند خودرو در اختیار دارد و جاده‌های شمال نیز بهبود یافته‌است، دسترسی به این سرزمین رویایی بسیار ساده شده است...
این یادداشت را دو هفته پیش (18دی92) در روزنامه قانون نوشتم.

ادامه نوشته

نگاهی به فرهنگ مصرفی آب و مشکلات ناشی از آن

چرا «زاینده ‌رود» زندگی ندارد
   امیرهاشمی مقدم- اصفهان است و زاینده‌رودش. برای اصفهانی‌هایی که زاینده‌رود را همیشه آبی و خروشان می‌دیدند و طراوتش مایه نشاط روح می‌شد، دیدن تَرَک‌های خشک بستر رودخانه غیرقابل تحمل است. تا همین چند سال پیش، تالاب گاوخونی پر پلیکان‌ بود. اما اکنون این پرنده‌ها در جست‌وجوی آب، بی‌تاب و تحمل شده‌اند. چندسالی است که بحران جدی‌تر ‌شده  و راهکارها  هنوز پاسخگو که نبوده هیچ، در بیشتر موارد به عمق فاجعه نیز افزوده است. خشکسالی و کمبود آب را می‌توان نتیجه فعالیت‌های چند بخش دانست. این گزارش شرحی از این روندهاست...
این گزارش را دو ماه پیش دو ماه پیش (سه شنبه 23مهر 92) در روزنامه قانون منتشر کردم.
ادامه نوشته

زمین‌خواری و اقتصاد بیمار

چندی پیش سفری به کلاردشت این سرزمین رویایی داشتم. کلاردشت بسیار زیبا بود و باید به واژه «بود» بیشتر دقت کرد. زیرا این روزها کلاردشت دارد زیبایی‌اش را از دست می‌دهد. از بس که همه جایش ویلاهای قارچ‌گونه در آمده است. جنگل را می‌تراشند تا یک ویلای بدقواره و بدون تناسب با طبیعت و فرهنگ منطقه درست کنند. اما نکته عجیب اینکه در کلاردشت، تا نوک برخی از کوه‌ها را هم برای ساخت ویلا تراشیده‌اند. در دیگر مناطق شمال، دست‌کم کمتر به سراغ کو‌ه‌ها رفته‌اند. اما برخی کوه‌های اطراف کلاردشت تا نوک نوک‌شان تراشیده شده است. سال گذشته برآورد کارشناسان نشان می‌داد که تا 50 سال آینده، حتی یک هکتار جنگل هم در شمال ایران باقی نخواهد ماند...
این یادداشت را دیروز در روزنامه قانون منتشر کردم.

ادامه نوشته

روز جهانی گردشگری. امسال: گردشگری و آب

روز جهانی گردشگری بر همه دوستداران این صنعت فرخنده باد. این یادداشت را به مناسبت روز جهانی گردشگری در وبسایت انسان شناسی و فرهنگ منتشر کرده بودم.

27سپتامبر هر سال که برابر با 5 مهرماه می شود، از سوی سازمان جهانی گردشگری به عنوان روز جهانی گردشگری نامگذاری شده است. سازمان جهانی گردشگری هر سال در این روز، یک موضوع مرتبط با گردشگری را برجسته کرده و برنامه های روز گردشگری آن سال، متناسب با موضوع برگزیده اجرا خواهد شد. امسال نام «گردشگری و آب: حفاظت از آینده مشترکمان» بر این روز نهاده شده است. چرا که امسال، سال جهانی مشارکت در [حفاظت از ] آب نامیده شده است...

ادامه نوشته

اگر حزب سبز داشتیم!

این یادداشت را در روز یکشنبه دهم شهریورماه در روزنامه قانون منتشر کردم.
...در کشورهایی که احزاب سبز شکل گرفته‌اند، این تعارض به کمترین میزان ممکن می‌رسد. از آنجا که در چنین کشورهایی احزاب فرمایشی نبوده و از بدنه جامعه تغذیه می‌شوند، بنابراین میزان آگاهی مردم هم بالاست و تعارض چندانی در این زمینه نیست. گاهی دیگر ممکن است دولت‌ها (خواه قوانین در حمایت از محیط زیست تنظیم کرده باشند و خواه نه) خود به حریم محیط زیست بیشترین تجاوز را داشته باشند و در نقطه مقابل، مردم با این شیوه مخالفت گسترده‌ای نشان بدهند. در چنین مواردی اگر احزاب سبز وجود داشتند، می‌توانستند از طریق بدنه اجتماع، بیشترین فشار را بر دولت وارد کرده و مانع از چنین تجاوزهایی شوند. اما در نبود این احزاب، هرچقدر هم که افکار عمومی نسبت به این مسئله حساس باشد، باز هم از آنجا که فعالیت‌های‌شان نامتمرکز است و صدای واحدی ندارد، کار چندانی از پیش نخواهد برد. مثال گویا در این زمینه، شیوه برخورد با دریاچه ارومیه است...

 

بومیان [مازندران] تبدیل به عمله های گردشگری شده اند

«امیر هاشمی مقدم معتقد است که مسئولین هم اگر همتی در راه گسترش گردشگری نمی‌گمارند، صرفاً از پیامدهای ارزشی گردشگری نگرانند و هیچ دغدغه‌ای برای پیامدهای زیست محیطی، فرهنگی (به جز جنبه‌های ارزشی و دینی )، اقتصادی و... آن ندارد.»

این متن را چند شب پیش به طور اتفاقی در سایت خبری هنرنیوز پیدا کردم. تنها چیزی که می دانم این است که این را قبلاً برای جایی نوشته ام، اما هیچ یادم نمی آید کجا. به هرحال مطمئنم که مصاحبه نبود. این دوستان به شکل مصاحبه درش آوردند...



ادامه نوشته

پیشگیری از تخریب باغ گیاه شناسی

سه شنبه چهارم تیرماه بود که توی فیس بوک متوجه شدم قرار است تنها باغ گیاه شناسی کشور را تخریب کنند. باغ گیاه شناسی نوشهر 35 هکتار وسعت دارد و در سال 1310 افتتاح شد. وجود درختانی با عمر 200 ساله که برخی از آنها تنها در این باغ وجود داشته و در هیچ کجای جهان اثری از آنها نیست، باعث شده که ارزش این باغ بسیار بالا رفته و آنرا در خاورمیانه، منحصر به فرد کند. از همین رو در سال 1385 این باغ با شماره 1779به عنوان یک اثر ملی در سازمان میراث فرهنگی ثبت شد. اما چندی است برخی مسئولان به بهانه هایی مختلف (همچون دسترسی بهتر به اسکله بندر نوشهر و یا پیشگیری از ترافیک در ورودی شهر) خواستار تخریب بخشی از این باغ و احداث جاده در آن هستند...

ادامه نوشته

گو همرا (کوچ بهاره با گالشهای سوادکوه)

پیشاپیش برای طولانی بودن بیش از حد پوزش می خواهم. چون به صورت یک گزارش برای وب سایت انسان شناسی و فرهنگ آماده اش کرده بودم، ناچار باید جزئیات را شرح می دادم. اما به نظر خودم خواندنی است. با این وجود، مشک آن است که خود بگیود. اگر جوصله خواندن ندارید، عکسها را زیرنویس کرده ام. خلاصه مطلب هم اینکه سه شبانه روز همراه با گالشها و گاوهای سوادکوه، پیاده از جنگل به ارتفاعات آلاشت رفتیم...

ادامه نوشته

ماهی قرمز و دانلود تقویم حقوق حیوانات

...امسال با همکاری یکی از دوستانم (آقای کامبیز قلیخانی) تقویمی طراحی کردیم که هر ماه سال، به عنوان تصویر پس زمینه رایانه قرار می گیرد و در هر ماه، به یکی از موضوعات مرتبط با حقوق حیوانات پرداخته شده است. برای سهیم شدن در این فعالیت سازنده و اخلاقی، این سالنامه را از اینجا و یا اینجا و یا از اینجا دانلود کرده و از طریق ایمیل و شبکه های اجتماعی، به دوستان خود نیز آنرا پیشنهاد دهید...

ادامه نوشته

مازندرانی ها تیشه به ریشه خود می زنند!

جمعه گذشته فرصتی دست داد تا همراه برخی از دوستان، از راه لاویج به قله و روستای سوردار برویم و برگردیم. چیزی که در بین راه برایم عجیب بود، فعالیت افرادی بود که در گوشه و کنار جنگل، مشغول کندن زمین بودند. از دوستی که بومی آنجا بود و در سوردار، مهمان خانه اش بودیم، ماجرا را جویا شدم. می گفت اینها در روزهای تعطیل می آیند و گوشه ای از جنگل را شروع می کنند به کندن زمین و بعد هم...

ادامه نوشته

بهمن: ماهی برای نکشتن جانوران

...همانگونه که احتمالاً می دانید، هر گاه نام روز و ماه یکی شود، جشنی به همان نام برگزار می شود و بنابراین دومین روز از ماه بهمن که نام روز هم بهمن است، جشن بهمنگان بود. ایرانیان در این روز آشی می پختند که در آن از گوشت استفاده نمی شد؛ چرا که بهمن پشتیبان جانداران سودمند است. برخی از ایرانیان باستان (و همچنین زردشتیان امروزی) در کل ماه بهمن، از خوردن گوشت پرهیز می کردند (و می کنند). البته در همه ماههای ایران باستان، سه روز به نام نبر (Nabor) نامیده می شد که معنایش پرهیز از کشتار است. به عبارت دیگر در همه ماههای زردشتی، چهار روز وجود دارد که نباید در آنها جانوران را کشت. دومین روز هر ماه (بهمن)، دوازدهمین روز هر ماه (ماه)، چهاردهمین روز هر ماه (گوش) و بیست و یکمین روز هر ماه (رام)....

ادامه نوشته

این خانه بزرگ است!

ساکن آپارتمانی هستم 67 متری. یعنی دقیقا 67 متر و 20 سانتی متر. دو خواب دارد و یک هال کوچک و سایر بخشهایی که هر خانه معمولی ای داراست. برای چون منی که یک نفرم و با وسایل دست و پاگیر خانه هم میانه ای ندارم، خیلی بزرگ است. همین است که یکی از اتاقها کلاً بلااستفاده مانده؛ مگر وقتی مهمان داشته باشم. حتماً می خواهید بگویید که خانه های بزرگ خیلی دلباز هستند و آدم احساس خفگی توی شان نمی کند (البته من هم اینجا به هیچ وجه توی خانه ام احساس خفگی نمی کنم و برای همین است که گاهی چندین روز از خانه بیرون نمی روم). خیلی امکانات دیگر هم لابد خانه های بزرگ دارند. اما خانه های کوچک هم برای خودشان مزایایی دارند. من به دو دلیل به خانه های کوچک علاقمندم که در اینجا به آنها اشاره ای خواهم داشت؛

ادامه نوشته

فرهنگ دوچرخه سواری

چند سالی می شود که دوچرخه را برای رفت و آمدهایم، به عنوان وسیله نقلیه اصلی برگزیده ام. تا چند ماه پیش، گاهی اوقات از خودرو هم استفاده می کردم. اما اکنون چندین ماه است که دیگر خودروی شخصی ندارم و تنها با دوچرخه رفت و آمد می کنم. به ویژه به محل کارم که بیشتر روزهای هفته را آنجا حضور دارم.

دوچرخه سواری هم مانند هر رفتار و کنش دیگری، فرهنگ ویژه خود را دارد؛ به این معنا که مجموعه ای از بایدها و نبایدها، و شایست ها و ناشایستها اطرافش شکل گرفته است. برای نمونه، عموماً بر این باورند که کسی که سوار دوچرخه می شود بهتر است لباس اسپرت (چه منظور گرمکن ورزشی باشد و چه اسپرت نیمه رسمی) به تن داشته باشد...
ادامه نوشته

از صرفه­جویی اقتصادی تا مصرف سبز

از صرفه­جویی اقتصادی تا مصرف سبز

امشب دیگر واقعاً خیلی گرم­ام شده. معمولاً تا آنجا که امکان داشته باشد، در برابر گرما دوام می­آورم تا کولر را روشن نکنم. امشب می­خواستم زودتر بخوابم که صبح بتوانم به کارهایم برسم. اما توی رختخواب که رفتم، از شدت گرما خوابم نبرد. بلند شدم آمدم خودم را با یک چیزی سرگرم کنم تا شاید گرما را از یاد ببرم. نمی­خواهم کولر را بیهوده روشن کنم. کولرهای گازی، نوعی ماده از خود تولید می­کنند به نام کلوروفلوروکربن (CFC) که یکی از اصلی­ترین عوامل تخریب لایه ازن است. و این، عمده­ترین دلیل من برای روشن نکردن کولر خانه است. و الا خدا را شکر، آنقدر دستم به دهانم می­رسد که پول فیش برق و آب و گاز را بتوانم بپردازم؛ حتی اگر کولر گازی­ام همیشه روشن باشد...

ادامه نوشته

رشد خانه­های دوم روستایی در مازندران و پیامدهای آن (روستاهای واز، گزنه­سرا و نوجمه)

رشد خانه­های دوم روستایی در مازندران و پیامدهای آن (روستاهای واز، گزنه­سرا و نوجمه)

گزنه سراپنجشنبه و جمعه این هفته فرصتی دست داد تا برای چندمین بار، به روستاهای کوهستانی گزنه سرا (Gazne Sara) و نوجمه (Noojmeh) بروم. پیش از این، یکی دوبار به خانه دوستان در گزنه­سرا رفته بودم. این­بار اما مهمان یکی از خانه­های روستای همجوار گزنه­سرا، یعنی نوجمه بودم. نوشته پیش­رو، یادداشتهایی است درباره خانه­های دوم ساخته شده در این روستاها، و پیامدهای آنها به­ویژه بر محیط زیست منطقه که نگارنده از نزدیک بازدید کرده و نتایج بازدیدهایش را به شکل توصیفی شخص سوم ارائه نموده است.

این گزارش پیش از این در وب سایت انسان شناسی و فرهنگ به آدرس http://anthropology.ir/node/14049 منتشر شده بود.

ادامه نوشته

اگر تحمل دیدن صحنه های خشن ندارید، حتماً این تصاویر را ببینید

اگر تحمل دیدن صحنه­های خشن ندارید، حتماً این تصاویر را ببینید

اشرف مخلوقاتبله؛ اگر واقعاً تحول دیدن تصاویر دردناک را ندارید، حتماً ادامه این نوشتار را به همراه تصاویر آن بخوانید و ببینید. ببینید این اشرف مخلوقات، این آدمیزاده چه می­کند با جانورانی که اگرچه اشرف نیستند، اما ای کاش ذره­ای از شرافت­شان را انسانها داشتند. آنچه در زیر می­آید، تنها دو نمونه از برخورد اشرف با بی­شرف­هاست. البته این بار، با شرفهای غربی و اروپایی این کارها را کرده­اند. این دو مطلب را دوستان از طریق ایمیل فرستادند و من نیز با شما در میان می­گذارم:...

ادامه نوشته

همگام با مردم جهان، همراه شویم با ساعت زمین.

همگام با مردم جهان، همراه شویم با ساعت زمین.

این طرح به مدت یک ساعت از 20:30 تا 21:30 به وقت محلی هر کشور در آخرین شنبه ماه مارس اجرا شده و در آن چراغهای اضاقی (در برخی ساختمانهای مشهور، همه چراغها) خاموش می­شود.

ساعت زمین، طرحی است که نخستین بار توسط چند دوستدار محیط زمین در شهر سیدنی استرالیا در سال 2007 اجرا شد. این طرح برای نشان دادن توجه دلسوزان به تغییرات آب و هوایی است. اما صدها میلیون نفر از مردم، دولت­ها و شرکت­های تجاری در سراسر جهان هر سال به این بزرگترین همکاری در حفظ محیط زیست می­پیوندند. آنچنانکه در سال 2008، 35 کشور و 400 شهر و شهرک دیگر به این طرح پیوستند. این ارقام در سال پیش به 135 کشور و 5200 شهر افزایش یافت. تصاویر ماهواره­ای دریافت شده از زمین، تاریکی نقاط مختلف جهان را در این ساعت به وقت...

ادامه نوشته

حرام او (Haram Ow)

حرام او (Haram Ow)

حرام او (Haram Ow) نام آبشاری است در 25 کیلومتری جاده ییلاقی نور- بلده. مسیری که بیشتر به نام جاده «آب­پری» شناخته می­شود. این آبشار در کنار جاده قرار دارد و به نظر می­آید ارتفاع آن به واسطه ساخت جاده که همراه با تراشیدن سنگهای کوه بوده، افزایش یافته است. ارتفاع این آبشار اکنون حدود 10 متر است. اگرچه میزان آبی که از آن فرو می­ریزد کم آست، اما گلسنگهای زیبایی که روی سنگهای آن روئیده، زیبایی خاصی برایش آفریده است. بیشتر اوقات می­توان بومیان نور و روستاهای اطراف را دید که دارند قمقمه­های 20 لیتری را از آب این آبشار پر می­کنند؛ چرا که معتقدند این آب دارای خواص درمانی است. او (Ow) در گویش طبری همان آب است. اما درباره وجه تسمیه واژه «حرام»، دو دیدگاه بیان کرده­اند: 1- حرام از حرم و به معنای مقدس آمده. بنابراین این آب، مقدس است. 2- حرام آو یعنی آبی که حرام می­شود، چرا که به هدر می­رود. بحث اصلی من به همین وجه تسمیه و دیدگاه مربوط می­شود...

ادامه نوشته

شما را به خدا به داد اين زبان بسته ها برسيد

شما را به خدا به داد اين زبان­بسته­ها برسيد.

اينك، چهارمين سال است كه در وبلاگم به قتل عام چند ميليوني ماهيهاي قرمز توسط هم­ميهنان ايراني اعتراض مي­كنم. خيلي انديشيدم كه امسال چه بنويسم. ديدم توي سه سال گذشته، خيلي از آنچه بايد مي­گفتم و مي­نوشتم را گفته و نوشته­ام. سال گذشته هم نوشته بودم كه:

«شما را به خدا سوگند می­دهم بس کنید این ادعای اشرف مخلوقات بودن­تان را! کجا خدا گفته شما اشرف مخلوقات باشید تا جنگلها را نابود سازید؛ تا رودخانه­ها را آلوده سازید؛ دریاچه­ها را بخشکانید؛ نسل جانوران را منقرض سازید؛ و باقیمانده آنها را، برای لذت خودتان، تنها و تنها برای لذت خودتان، اسیر سازید؟ کی گفته قناری کوچک درون قفس، «مستانه» می­خواند؟ کی گفته طوطی درون قفس، «شکرسخن» است؟ کی گفته ماهی را اگر از تنگ آب بیرون بیاوری، می­میرد؟ اصلاً کی به شما اجازه داده ماهی را درون تنگی بیندازی که حالا اگر بیرونش بیاوری، خواهد مرد؟...
ادامه نوشته

پاکسازی جنگل و اثرات جهانگردی

پاکسازی جنگل و اثرات جهانگردی

دوشنبه این هفته، گروه مدیریت جهانگردی و هتلداری دانشگاه مازیار 3 برنامه و جشن متنوع دارد: پیاده­روی و پاکسازی جنگل؛ رونمایی از کتاب «اثرات جهانگردی»؛ و بالاخره جشن داخلی گروه!..

ادامه نوشته

شبی در جنگلهای بکر [؟!] مازندران

شبی در جنگلهای بکر [؟!] مازندران

تهیه شام...البته در ارتفاعات بالاتر، خرس سیاه هم هست که جثه­ای کوچکتر از خرس قهوه­ای دارد و البته تعدادش به مراتب کمتر از خرس قهوه­ای است. یا شوکا که حیوانی است شبیه آهو، اما کوچکتر، شدیداً توسط بومی­ها شکار می­شود. پلنگ و گراز و گرگ و روباه و کفتار هم که دشمن قسم­خورده­ای به نام انسان دارند. وضعیت پرنده­ها هم بهتر از اینها نیست. مثلاً قرقاولها به شدت از شمارشان کم شده است. اینها که چه عرض کنم؛ با این طرح­های توسعه­ای که راه انداخته­ایم و هر روز یک جاده در این گوشه جنگل، یک سد در آن گوشه، یک شهرک ویلایی در وسط و... می­سازیم تا خودمان بیشتر کیف دنیا را ببریم، درختان که پناهگاه این جانوران هستند نیز یکی یکی گردن به تبر و اره برقی می­سپارند....

ادامه نوشته

جنگل و آب­گرم بلیران

جنگل و آب­گرم بلیران

تازه از گردش امروز برگشته­ام. با چند تن از دوستان و همکاران رفته بودیم جنگلهای بلیران (Baliran) آمل. زمستان بود و هوا سرد؛ اما آبگرم گوگردی در حوضچه طبیعی وسط جنگل، که به جز بومیان محل کمتر کسی آنرا می­شناسد، زمستان را بهاری می­کرد. حدوداً یک ماه پیش، همکار باستان­شناس گروه، آقای صفری، عکسهای گردش­شان در جنگلهای بلیران را نشانم داد. به­جز دست­نخورده بودن منطقه، دو نکته برایم خیلی جذاب بود: یکی آبگرمی که وسط جنگل و در میان درختان بود؛ و دیگری غار دست­کندی که گویا محل زندگی انسانهای پیش از تاریخ بوده است...

ادامه نوشته