همگام با مردم جهان، همراه شویم با ساعت زمین.



این طرح به مدت یک ساعت از 20:30 تا 21:30 به وقت محلی هر کشور در آخرین شنبه ماه مارس اجرا شده و در آن چراغهای اضاقی (در برخی ساختمانهای مشهور، همه چراغها) خاموش می­شود.

ساعت زمین، طرحی است که نخستین بار توسط چند دوستدار محیط زمین در شهر سیدنی استرالیا در سال 2007 اجرا شد. این طرح برای نشان دادن توجه دلسوزان به تغییرات آب و هوایی است. اما صدها میلیون نفر از مردم، دولت­ها و شرکت­های تجاری در سراسر جهان هر سال به این بزرگترین همکاری در حفظ محیط زیست می­پیوندند. آنچنانکه در سال 2008، 35 کشور و 400 شهر و شهرک دیگر به این طرح پیوستند. این ارقام در سال پیش به 135 کشور و 5200 شهر افزایش یافت. تصاویر ماهواره­ای دریافت شده از زمین، تاریکی نقاط مختلف جهان را در این ساعت به وقت محلی هر کشور به خوبی نشان می­داد. پیشنهاد دهندگان این طرح امیدوارند کم­کم بتوانند پس از جلب توجه مردم به تأثیرات مخرب زیست محیطی استفاده بیش از حد از انرژی­های اینچنین، زمان آنرا از یک ساعت به کل زندگی ایشان تعمیم بدهند؛ به گونه­ای که دیگر هیچ انرژی اضافه­ای مصرف نشود و همگان با آگاهی کامل در مصرف انرژی صرفه­جویی کنند.

برای همراهی با این طرح، بسیاری از هنرمندان (به ویژه بازیگران بالیوود)، ورزشکاران (سازمان فیفا و یوفا به تازگی به این جمع پیوسته­اند)، شرکتهای تجاری بزرگ، ادارات و سازمانها و... به طرق مختلف دارند خبررسانی می­کنند. خوشبختانه امسال برج میلاد تهران نیز با خاموش کردن چراغهای اضافه خود رأس ساعت 20:30 روز شنبه 12 فروردین، به این طرح پیوسته است.

راستش نمی­خواهم باز در گلایه و شکایت را باز کنم؛ اما ما ایرانیها در مصرف انرژی بسیار اسراف می­کنیم. چراغهای همه اتاقها، آشپزخانه، هال، حیاط و... را از سر شب روشن کرده و تا زمان خواب، روشن می­گذاریم؛ در حالیکه واقعاً روشن بودن مداوم­شان ضروری نیست. ضمن آنکه گاهی بیش از حد مورد نیازمان روشن می­کنیم. همینکه صبح از خواب بیدار شدیم، دستگاه پخش، تلویزیون، ماهواره، رایانه و... خود را روشن می­کنیم، بدون اینکه به آن توجهی داشته باشیم. گویا از اینکه محیطی ساکت و آرام داشته باشیم گریزانیم و باید ضمن به هم زدن سکوت خودمان، انرژی را هم به هدر بدهیم. همه­مان تلاش می­کنیم تا برای کلاس کار هم که شده، خانه­های بزرگتر بخریم؛ و آنگاه برای گرم کردن آن در زمستان یا خنک کردنش در تابستان، بخاری­ها و کولرهای­مان را تا درجه آخر روشن می­کنیم. هوا در زمستان سرد است. این طبیعی است که نیاز به پوشیدن لباسهای گرمتر و بیشتر داشته باشیم. در حالیکه هم من و هم شما می­شناسیم بسیاری از افراد را که در زمستان هم با لباس زیر یا نازک در خانه­های­شان می­گردند. یا در تابستان، کولر را تا آخر روشن می­کنند و آنگاه برای خوابیدن، پتو و لحاف روی خودشان می­کشند. 

وقتی می­رویم به حمام، تازه یادمان می­افتد که صدای­مان چقدر زیباست. آنگاه دوش آب را تا آخر باز کرده و مدتی طولانی آنرا باز می­گذاریم. حتی وقتی می­خواهیم شامپو و لیف زده یا کیسه بکشیم، خودمان یک گوشه می­ایستیم و این کار را انجام می­دهیم، بدون اینکه شیر آب را ببندیم. در حالیکه به­طور متوسط هر 5 دقیقه نزدیک به یکصد لیتر آب از دوش خارج می­شود (اگر حمام جا داشته باشد، وان کالای مناسبی است نه تجمل؛ چرا که از اسراف آب جلوگیری می­کند).

خودروی شخصی برای مواقع ضروری است؛ آن هم زمانی که خودروهای عمومی در دسترس نیست یا کمتر در دسترس است. در حالیکه بسیاری از ما زمانی که شب خواب­مان نمی­برد، خودرومان را روشن کرده و راه می­افتیم توی خیابانها برای دور زدن.

همین است که مدافع افزایش بهای مصرف انرژی، از آب و برق و گاز گرفته تا به­ویژه بنزین هستم. اگرچه به نظر نمی­آید دولت هم هدفش حظ محیط زیست و... باشد. و اگرچه هرچقدر بنزین را گران می­کنند، گویا باز هم اثر قابل توجهی ندارد و ما همچنان حاملهای انرژی را بی­رویه مصرف می­کنیم؛ بدون توجه به اینکه ضمن کاستن از منابع انرژی، چه آلودگیهایی را متوجه محیط زیست می­کنیم. جانوران دیگر را از استفاده از آبهای جاری در طبیعت محروم می­کنیم تا سد بسازیم و برق تولید کنیم؛ آنگاه برق تولیدشده را برای مصارف غیرضروری هدر می­دهیم. برای انرژی اتمی هزینه می­دهیم تا انرژی­ای تولید کنیم که هنوز درست مصرف کردنش را بلد نیستیم. گرمایی که دستگاههای برقی، خودروها و بسیاری دستگاههای دیگر در مواقع غیرضروری تولید می­کنند، دارد یخهای قطبی را آب می­کند؛ یخهایی که جزو اصلی­ترین ذخایر آب شیرین دنیا هستند. این گرما دارد بسیاری از جانوران را که به گرما حساس­اند از بین می­برد؛ جانورانی که اگر بخواهیم نه از دیدگاه اخلاقی، بلکه کارکردگرایانه هم نگاه­شان کنیم، مستقیم یا غیرمستقیم در چرخه غذایی انسانها نقش دارند. و آلودگی تولیدشده توسط مصرف بی­رویه این انرژیها دارد آبها، خاک، هوا و همه چیزمان را نابود می­کند. چیزهایی که اگرچه فقط ما انسانها آنها را به نابودی کشانده­ایم، اما پیامدهای منفی­اش را همه جانداران تحمل می­کنند. پارگی لایه ازن اکنون بزرگتر از سرزمین پهناور ایسلند شده است. نمی­دانیم داریم خودمان را به کجا می­بریم. نمی­فهمیم. ببخشید این را می­گویم، اما واقعاً نمی فهمیم. یعنی نمی­اندیشیم. اینگونه هشدارها را به سخره می­گیریم. حاضر نیستیم به عواقب کارهای­مان بیندیشیم. و مهمتر از همه اینکه باور نداریم. خودمان را باور نداریم. گمان می­کنیم چون دیگران رعایت نمی­کنند، بنابراین رعایت کردن ما هم سودی ندارد. «من تنها یک نفرم» ساده­ترین توجیهی است که برای خودمان می­آوریم. در حالیکه دیگران هم مجموعه­ای از همین یک نفرها هستند. ضمن آنکه مفهوم امر به معروف و نهی از منکر را به فراموشی سپرده­ایم. گمان می­کنیم این فریضه­ها تنها برای بدحجابی و روابط نامشروع است. از سوی دیگر نقش و تأثیرگذاری ابزارهایی که در اختیار داریم را نادیده می­گیریم. تلفن همراه و پیامکی که هر روزه به دهها نفر می­فرستیم، گاهی هم می­تواند برای امور سودمند به کار رود.. پس خواهش می­کنم تا چند ساعت و یا چند دقیقه­ای وقت هست، هم به اعضای خانواده­تان درباره خاموشی نمادین امشب از ساعت 8:30 تا 9:30 بگویید، و هم به هر آنکس دیگری که گمان می­برید سخن شما در وی تأثیر دارید، صحبت کرده، پیامک زده، یا ایمیل بفرستید.

 

پی­نوشت:

1- امدوارم سیزده به در خوبی در پیش رو داشته باشید. اما یادتان باشید از خودتان به جز شادی در دلهای­تان، نشانه دیگری بر جای نگذارید. زباله­های­تان را حتماً در سطلهای زباله ریخته و یا به همراه خودتان برگردانید؛ به هیچ­وجه در جنگل آتش روشن نکنید؛ برای پخت غذا یا کباب از شاخه­های درختان استفاده نکنید؛ برای تاب­بازی و... مراقب شاخه­های جوان درختان باشید؛ از لگدکوب کردن گلها و... بپرهیزید... و مهمتر از همه اینکه به دیگران هم در این­باره توضیحات لازم را ارائه دهید.

اجازه ندهید طبیعت پس از رفتن­تان بگوید: واقعاً عدد 13 نحس است!

2- برای ورود به سایت جهانی ساعت زمین می­توانید روی آیکون عدد 60 در بالای ستون سمت راست وبلاگ کلیک کنید.