سفرنامه ترکیه۴: گور هخامنشی، تنگه تاریخی داردانل

سال‌ها آرزوی دیدن گور هخامنشی که در ترکیه به «پِرس مِزاری» و «تاش کوله» (برج سنگی) شناخته می‌شود را داشتم. در ترکی استانبولی تمدن هخامنشی را «پِرس/پارس مِدِنیتی» می‌گویند. ساختارش شبیه آرامگاه کورش بزرگ است. کلا سه تا بنای این شکلی داریم: یکی آرامگاه کورش بزرگ، یکی «گور دختر» در دشتستان بوشهر (که سه سال پیش تصاویر و فیلمش را در همین صفحه منتشر کردم) و یکی هم در غرب ترکیه و فاصله دو هزار کیلومتری مرزهای ایران. چند سال پیش که به ازمیر رفتم، چون با خودروی شخصی نبودم و این اثر در یک منطقه روستایی و حاشیه‌ای است، نتوانستم آنرا ببینم...

ادامه نوشته

سفرنامه ترکیه ۳: کوه نمرود، زادگاه حضرت ابراهیم، آرامگاه مولانا، پاموک قلعه

...در سکوی شرقی که ابعادش پنجاه در چهل و پنج متر است، نُه تندیس شیر (سلطان زمین)، عقاب (سلطان آسمان)، آنتیوخوس (پادشاه)، کوماژن (الهه باروری)، زئوس (خدای آسمان‌ها و بزرگ‌ترین خدا)، آپولون (پسر زئوس و خدای هنر و اندیشه)، هراکلس (یا هرکول، پسر زئوس و شخصیت پهلوان)، و دوباره تکرار عقاب و شیر قرار داشت. البته سرهای‌شان جدا شده و جلوی‌شان انداخته. جلوی این تراس سکویی هست که ظاهرا جایگاه نیایش و آتش روشن کردن بوده...

ادامه نوشته

سفرنامه ترکیه۲: ماردین و دیاربکر

ماردین در جنوب شرقی ترکیه بیشتر به واسطه نوع معماری‌اش که سنگی است و دور یک کوه مخرطوی ساخته شده مشهور است. نوک خود قله دژ نظامی است و پایین‌ترش خانه‌ها و فروشگاه‌ها. ما یک هاستل ارزان در بخش قدیمی و مرکزی شهر اجاره کردیم که چشم‌اندازش قله و دژ بود. به‌ویژه شب از روی پشت‌بامش که میز و صندلی گذاشته بودند، چشم‌انداز شهر و دژ زیبا بود...

ادامه نوشته

سفرنامه ترکیه۱: مرز جنگی ایران و روم

...به بخش تاریخی شهر رفتیم که پر از خانه‌های سنگی و کوچه پس کوچه بود. چندین کلیسا و مسجد تاریخی داشت. بالای کلیساها به خط سریانی هم نام‌شان را نوشته بود. همچنین بالای خانه‌ها نام صاحب‌خانه کنونی یا قدیمی به ترکی یا سریانی نوشته بود. در بیشتر خانه‌ها درخت انجیر بود و بسیاری‌شان شاخه‌ها را به پیشواز رهنگذران دراز کرده بودند تا همچون ما، از میوه‌های رسیده و شیرینش تناول کند...

ادامه نوشته

سفرنامه کردستان عراق (۴) اربیل

...از آرامگاه هوخشتره کله گاز راه افتادیم به طرف اربیل. تقریبا یک ساعت بعد رسیدیم به اربیل. نقشه این شهر باستانی به شکل چند دایره تو در تو است که در واقع خیابان‌ها و کمربندی دور شهر است. اربیل از قدیمی‌ترین شهرهای جهان است و نامش در کتیبه‌های سومری هم آمده. جالب آنکه در بیشتر زبان‌های دنیا آنرا اربیل می‌نامند، اما خود کردها آنرا «هَولِر» تلفظ می‌کنند. مرکز حکومت خودمختار اقلیم کردستان، به ریاست خاندان بارزانی است....

ادامه نوشته

سفرنامه کردستان عراق (۳) موزه سلیمانیه، سنگ‌نوشته پایکولی و گوردخمه هوخشتره

...هتل سلیمانیه را به مقصد قیزقاپان که به‌عنوان آرامگاه هوخشتره شناخته می‌شود ترک کردیم. از سلیمانیه به طرف اربیل که برویم، در منطقه «دوکان» جاده فرعی و روستایی را در پیش گرفتیم که پس از آخرین روستا که «زرزی» نام داشت، به پای صخره و کوهی رسیدیم. پارکینگی برای بازدیدکنندگان درست کرده‌اند. هرچند نه آنجا و نه در طول راه خودرویی دیده نمی‌شد. تنها ما بودیم و ما، در برابر هیبت و عظمت گوردخمه نخستین پادشاهی که مرزهای ایران را فراقومی کرد....

ادامه نوشته

سفرنامه کردستان عراق (۲) سلیمانیه

...هنگام خروج از آخرین دروازه مرزی عراق، مامور کُرد عراقی گذرنامه‌های‌مان را نگاه کرد و پس داد و با لهجه کردی به فارسی گفت: «شما چرا «دخولی» نکردید؟ بروید توی آن کیوسک «دخولی» کنید و بیایید». من و جبار هاج و واج نگاه هم می‌کردیم که این چرت و پرت‌ها چیست که می‌گوید! بعدا فهمیدیم منظورش این بود که مهر ورود به عراق را نزده‌ایم. خدا پدرش را بیامرزد؛ وگرنه بعدا برای‌مان دردسر می‌شد....

ادامه نوشته

سفرنامه کردستان عراق (۱) آغاز سفر

از چند ماه پیش قرار شد گروه چهار نفره‌مان شهریور امسال برنامه سفر زمینی به حوزه ایران بزرگ فرهنگی را ادامه دهد (قبلا حوزه آسیای میانه و قفقاز جنوبی را رفته بودیم). امسال قرار شد قفقاز شمالی را بگردیم. از دو ماه پیش برنامه‌ریزی کردیم. اما متوجه شدیم باکو همچنان به بیشتر ایرانیان روادید (ویزا) نمی‌دهد. زمانی که حتی به تیم ملی بسکتبال دختران ایران هم روادید نداد، مطمئن شدیم به ما هم نخواهد داد. در حالی‌که شهروندان آن کشور برای آمدن به ایران نیاز به روادید ندارند!..

ادامه نوشته