منتشر شده در وبسایت انسان شناسی و فرهنگ:

تصویر: قنات روستای جغدان که اکنون در اثر بی‌توجهی رو به خشکی است.

استان چهارمحال و بختیاری به‌عنوان استانی پر آب که از یکسو سرچشمه‌های پر آب‌ترین رودخانه ایران، کارون و از سوی دیگر پر آب‌ترین رودخانه حوضه مرکزی کشور، یعنی زاینده‌رود را تأمین می‌کند، چند سالی است که خود با مشکل آب روبرو شده است. این در حالی است که اقتصاد این استان بر پایه کشاورزی می‌چرخد که خود، پر مصرف‌ترین بخش آب در ایران و دنیا است. اما نه کشاورزی این استان هنوز توانسته آب را به شیوه‌ای بهینه مصرف کند، نه توانسته منابع و شیوه‌های سنتی و سازگار با طبیعت آبیاری (همچون قنات) را نگه دارد، و نه در آموزش دادن شیوه‌های مصرف آب (چه خانگی و چه کشاورزی) به مردم استان کامیابی‌ای به دست آورده است. در اینجا چند تجربه تازه که نشان از بی‌برنامگی در زمینه مدیریت منابع آب در این استان است معرفی می‌شود. هرچند موارد بسیاری زیادی را می‌توان به آنها افزود، اما تنها بیان همین چند مورد کافی است برای فهم اینکه چرا یکی از پر آب‌ترین استانهای کشور دارد وارد بحران‌های جدی در زمینه آب می‌شود.

1- چند روز پیش درگیری در نزدیکی شهرکرد، مرکز این استان به کشته شدن دو نفر انجامید. چوپانی که برای سیراب کردن گوسفندانش وارد محوطه روستایی شده و از آب ویژه آبیاری زمینهای آن روستا استفاده کرده بود، با واکنش تند اهالی روستا روبرو شد و در پی درگیری ایجاد شده، دو نفر کشته شدند.

2 . درگیری‌هایی که به ماه گذشته در شهر بلداجی استان چهارمحال و بختیاری بر سر انتقال آب حوضه چغاخور این استان به سفیددشت رخ داد، بار دیگر بحث آب در این استان را بر سر زبانها انداخت. بر اساس منابع رسمی و دولتی کشور، در این درگیری‌ها یک نفر کشته، بیش از یکصد نفر زخمی و هفتاد نفر بازداشت شدند. ساخت مجتمع فولاد سفیددشت در دولت نهم در حالی تصویب شد که برای آب‌رسانی آن فکری نشده بود. بعدها قرار شد این کمبود آب را با انتقال آّب سد چغاخور به سفیددشت برطرف کنند. این در حالی است که سابقه مشکلات چنین انتقال آبهایی در استان اصفهان که در نزدیکی سفیددشت قرار دارد، باید تجربه کافی در اختیار مسئولین قرار می‌داد.

3- برای نمونه و در تأیید تجربه نخست، در یکی از سفرهای استانی آقای احمدی‌نژاد به شهرکرد، مردم این استان صدای اعتراض‌شان را به گوش رئیس‌جمهور وقت رساندند که در حالی‌که آب زاینده‌رود از سرچشمه‌های کوهرنگ به اصفهان می‌رود، کشاورزان برخی نقاط استان چهارمحال و بختیاری نه آب کافی برای کشاورزی دارند و نه اجازه کندن چاه. بنابراین رئیس‌جمهور وقت در یک اقدام نسنجیده، اجازه کندن دو هزار و پانصد حلقه چاه را در این استان صادر کرد که اصلی‌ترین نتیجه قابل پیش‌بینی چنین اقدامی، کاهش سطح آبهای زیرزمینی و نشست زمین خواهد بود.

بخش عمده‌ای از این مسئله، به خشک بودن استان اصفهان باز می‌گردد که مناسب راه‌اندازی کارخانه‌های نیازمند آب فراوان نیست. چنین کارخانه‌هایی بهتر است یا در کنار رودخانه‌های دائمی که آب مازاد دارند ساخته شوند و یا در سواحل دریا. آنچنانکه بر اساس طرح نخستین، قرار بود مجتمع فولاد مبارکه در استان هرمزگان ساخته شود؛ اما به دلیل ناامنی‌های ناشی از جنگ با عراق در دهه شصت، استان اصفهان که در مرکز و دور از مرز عراق بود، جایگزین شد. به هر ترتیب تجمع کارخانه‌هایی همچون ذوب آهن، صنایع فولاد، صنایع نظامی، پلی اکریل، سیمان سپاهان و... در استان اصفهان باعث شده این کارخانه‌ها نه تنها بحش زیادی از سهم آب مصرفی زاینده‌رود را به خود اختصاص دهند (که یکی از دلایل خشکی مطلق این رودخانه در طول تابستان‌ها است)، بلکه همچنان با کمبود آب روبرو بوده و نیازمند دریافت آب از استانهای دیگر باشند.

4- در روستای پدری نگارنده، جغدان (مردمنگاری این روستا را می‌توانید از اینجا بخوانید http://moghaddames.blogfa.com/post-384.aspx)، چند دهه‌ای می‌شود که آب لوله‌کشی در دسترس مردم قرار گرفته است. پیش از آن مردم می‌بایست آب مورد نیاز را از قنات روستا با مشک و قمقمه به خانه‌های خود ببرند. بنابراین در مصرف آب صرفه‌جویی می‌کردند. اما اکنون آب لوله‌کشی نه تنها باعث شده قنات روستا به‌عنوان یک میراث فرهنگی متناسب با محیط طبیعی در اثر بی‌توجهی رو به خشکی برود، بلکه استفاده بیش از حد از آب لوله‌کشی نیز، مردم را با کمبود آب روبرو کرده است؛ به گونه‌ای که در تابستان‌ها روزانه حدود سه ساعت آب در دسترس است: یک ساعت و نیم بامداد و یک ساعت و نیم شامگاه. دلیل آن هم استفاده بی‌رویه توسط مردمی است که هرگز آب به این سادگی در اختیارشان نبوده است. در حیاط همه خانه‌های این روستا (که همگی یک‌شکل و دارای 500 و بعضاً 600 متر مساحت هستند)، انواع درختان و سبزی‌ها کشت می‌شود. همه خانه‌ها به محضی که سهمیه یک ساعت و نیمه آب آغاز می‌شود، مسابقه‌گونه، ابتدا مخازن چندصد لیتری آب خود را پر کرده و سپس تا قطره آخر شروع می‌کنند به آب دادن درختان و سبزی‌ها و... . استدلال‌شان جالب است؛ برای نمونه وقتی به مادرم اعتراض می‌کنم که این آب مخصوص خوردن است و نه آب دادن درخت و بوته، می‌گوید: «آب که هست باید استفاده کرد». او از کودکی عادت داشته هر مقدار آب که وارد خانه می‌شود را به مصرف برساند و اکنون در محیط روستا که مردمانش با کشاورزی خو گرفته‌اند، آب ولو خوراکی را هم برای کشاورزی مصرف می‌کنند.

5- در روستای امید آباد، بخش بابا حیدر شهرستان فارسان، رودخانه آبی از دهانه غار این روستا بیرون می‌آید. چندین سال پیش دولت تصمیم گرفت بر روی این آب سدی ساخته شود (تا به خیال مهندسان کشورمان، به هدر نرود). خبر به گوش اهالی روستا می‌رسد و همگی شروع می‌کنند به کاشت درختان گردو در زمین‌های‌شان. چه اینکه دولت مجبور است زمینهایی که زیر آب می‌رود را خریداری کند و زمینی که درخت داشته باشد، بهایش گران‌تر است از زمین خالی. اما از آنجا که طرح‌های عمرانی در ایران همیشه چند برابر زمان پیش‌بینی شده به درازا می‌کشند، این پروژه هم تا آنجا به طول انجامید که درختان گردو بزرگ و ثمر ده شد و اکنون کسانی که درخت گردو در زمین‌شان کاشته‌اند، راضی به فروش زمینهای درخت‌دار به متری دوازده هزار تومان (در برابر زمینهای بدون درخت به متری چهار هزار تومان) نمی‌شوند؛ چرا که برداشت محصول از درختان گردوی‌شان بسیار بیش از این مبلغ و غیرقابل قیاس است. هیچ دور از ذهن نیست که در هنگام زیر آب رفتن این زمینها، درگیری‌ها و اختلافات بین دولت/سازنده سد با مردم بومی نیز پیش بیاید.

همه این موارد نشان از جدی بودن زنگ خطر دارد. استان چهارمحال و بختیاری چند ویژگی دارد که درگیری بر سر آب در چنین نقطه ای، هشداری بسیار جدی است. نخست اینکه این استان جزو استانهای پر آب کشور است و بنابراین تنش بر سر آب، نیازمند بررسی جدی است. دوم اینکه این استان کمتر تاکنون شاهد تنشهای سیاسی، مذهبی و قومی بوده و اصولا استانی آرام محسوب می شده است. آغاز تنشهایی که به کشتار کشیده می شود، آینده ای نگران کننده را نوید می دهد. اگر سایه شوم نگاه صرفا مهندسی از سر این سرزمین برداشته نشود، هیچ دور نیست زمانی که فتنه خشکسالی و بحران آب، آتش در خرمن این سرزمین بیفکند.

 

نوشته‌های مرتبط: مردمنگاری روستای جغدان