نگاهی به فرهنگ مصرفی آب و مشکلات ناشی از آن
نگاهی به فرهنگ مصرفی آب و مشکلات ناشی از آن
چرا «زاینده رود» زندگی ندارد
این گزارش را دو ماه پیش دو ماه پیش (سه شنبه 23مهر 92) در روزنامه قانون منتشر کردم.
امیرهاشمی مقدم- اصفهان است و زایندهرودش. برای اصفهانیهایی که زایندهرود را همیشه آبی و خروشان میدیدند و طراوتش مایه نشاط روح میشد، دیدن تَرَکهای خشک بستر رودخانه غیرقابل تحمل است. تا همین چند سال پیش، تالاب گاوخونی پر پلیکان بود. اما اکنون این پرندهها در جستوجوی آب، بیتاب و تحمل شدهاند. چندسالی است که بحران جدیتر شده و راهکارها هنوز پاسخگو که نبوده هیچ، در بیشتر موارد به عمق فاجعه نیز افزوده است. خشکسالی و کمبود آب را میتوان نتیجه فعالیتهای چند بخش دانست. این گزارش شرحی از این روندهاست.
سدسازی
از دهه 1990 در بیشتر کشورهای دنیا، سدسازی به دلیل پیامدهای منفی گستردهاش، به نفع روشهای نوین و پایدار کنار گذاشته شد. سدسازی یکی از بدترین روشها برای انباشت آب و به دستآوردن انرژی است. در زمینه انباشت آب، نخست اینکه سطح آبهای زیرزمینی زمینهای اطراف را بالا آورده و آنها را برای کشاورزی نامناسب میکند. از سوی دیگر باعث افزایش احتمال زمینلرزه در منطقه میشود. همچنین از رسیدن آب به زمینهایی که تا پیش از آن در مسیر رودخانه قرار داشت، اکوسیستم طبیعی را به هم زده و به جز مرگ و میر جانوران و گیاهان آن منطقه در اثر نبود آب، ریزگردها را به وجود میآورد. این امر در دهه اخیر، یکی از اصلیترین مسائل حوزه آلودگی در کشورمان بوده و سلامت و جان بسیاری از هممیهنان مناطق غرب و جنوب غربی را با خطر روبهرو کرده است. نهایتاً اینکه بیشتر سدها با به زیر آببردن مناطقی که ارزش محیط زیستی، تاریخی، فرهنگی و حتی اعتقادی داشتهاند، بخشهایی از داشتههای طبیعی یا فرهنگی یک منطقه را نابود میکند. بسیاری از سدهایی که با توجیه رونق دادن به کشاورزی ساخته شدند، عملاً کشاورزی را به نابودی کشاندهاند. همین است که هر بار اعتراضات کشاورزان یک نقطه از کشورمان خبرساز میشود. از آنجا که در ایران بیشتر بُعد فنی طرحها در نظر گرفته میشود و نه ابعاد محیط زیستی یا فرهنگی و اجتماعی، همه این مسائل عمق و درجهای دوچندان مییابند. در حوزه به دست آوردن انرژیهایی همچون الکتریسیته، سدها یکی از هزینهبرترین شیوهها هستند. اکنون انرژی خورشیدی، انرژی باد، انرژی امواج دریا و انرژی گرمایشی زمین شیوههایی نوین هستند که هم پایدارترند و هم مقرون به صرفهتر. با وجود این روشنشدن همه این پیامدها، مسئولان همچنان مصمم به ایجاد سدهایی هستند که هر روز یکی از نتایج منفی آنها آشکار میشود. اما دستکم در نبود آگاهی عمومی درباره پیامدهای آنها، اسم و رسمی برای مسئولان فراهم میکند.
تغییر سبک زندگی و شیوه مصرف
در گذشته، بسیاری از زنان روستایی مجبور بودند تا سرِ قنات بروند تا بتوانند ظرفها را بشویند. بعد هم مَشک را پر از آب کرده و با خود تا خانه بیاورند. اگر زمستان بود، باید یخ آب را میکشتند تا به آب برسند. بعد مشک را روی دوش میگذاشتند تا به خانه برسند. این یک مشک آبی که با خودشان میآوردند، معمولاً برای یک روزشان کافی بود و بیهوده هدر نمیدادند. میدانستند که اگر تمام شود، باید بروند و دوباره آب بیاورند. برای پخت و پز و سایر کارها هم با همین یک مشک آب انجام میشد. یک مشک آب بهطور متوسط 20 لیتر آب میگرفت که برای یک روز خانواده پرتعداد آن روزها بس بود. اکنون اما هر خانواده کمتعداد 4 نفره بهطور متوسط روزانه 600 لیتر آب مصرف میکند (میانگین مصرف خانواده 4 نفره تهرانی 960 لیتر و خانواده اصفهانی 800 لیتر است). البته در گذشته با مصرف آب کم، مشکلات بهداشتی هم زیاد بود. به عنوان مثال، حمامهای خزینهای که آب آنها دیر به دیر عوض میشد و همه افراد با همه بیماریهایی که داشتند، در همان حوض خودشان را میشستند. اما اکنون دوش حمام، این مشکلات را ندارد. به جایش در هر 5 دقیقه دوش گرفتن، بهطور معمول، بیش از 100 لیتر آب مصرف میشود. برخی افراد حمامشان خیلی طولانیتر از 5 دقیقه و 10 دقیقه است. این در حالی است که بر اساس گزارش مهر، بانک جهانی اعلام کرده است که الگوی مصرف آب برای هر نفر در یک سال، 100 متر مکعب است. میانگین واقعی مصرف در دنیا 580 متر مکعب برای هر نفر است که این رقم در ایران 1300 متر مکعب میشود. شستن دست و صورت، ظروف، خودرو و حیاط خانه با آبی که در تمام مدت این شستوشو جریان دارد، کار ناروایی در حق محیط زیست و منابع آن است. در واقع ما با برداشت نادرست از فناوری مبنی بر اینکه قرار است بیشترین آسودگی را به هر بهایی که باشد برای ما به ارمغان بیاورد، به هدر دادن منابع تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر کمر همت بستهایم.
.jpg)
کشاورزی
بخش عمدهای از آبی که در ایران به هدر میرود، مربوط به نظامهای نادرست آبیاری در کشاورزی است. حتی برخی از کشاورزان در برابر شیوههای زهکشی و بتن کردن نهرهای آب مقاومت میکنند. سال 84 به سفارش شرکت آبفای یکی از استانها، برای یافتن راهحلی درباره این مشکل، چندین روز در بخشهای مختلف آن استان در حال رایزنی با کشاورزان بودیم. متقاعد کردن کشاورزان برای استفاده از سامانههای نوین آبیاری، نیاز به برگزاری جلسههای مشاوره و توجیه، با کمک کارشناسان کشاورزی، جامعهشناسی و انسانشناسی دارد. اینکه یک طرحی را بدون هیچگونه توضیح و صرفاً بر اساس نظر کارشناسان فنی یا پس از دیدار مسئولان از یک کشور دیگر و الگوبرداری غیربومی از آن اجرایی کنیم، کار درستی نیست. بعد هم انتظار داریم مردمی که صدها سال از روشهای دیگر استفاده کرده و بعضاً نسبت به آنها احساس تعلق دارند، روش خود را رها کرده و طرح ما را بپذیرند. این امر نتیجهای جز شکست نخواهد داست. نکته دیگر آنکه توسعه فنی صرفاً بهمعنای اخذ سیستمهای غربی نیست. به عنوان مثال در حالی که قناتهای ایران با سابقه چند هزار سال، بخش عمدهای از آبهای مورد نیاز را تأمین میکردند، بیتوجهی به آنها در چند دهه اخیر، باعث شد دسترسی به میلیونها متر مکعب آب را از دست بدهیم. البته برداشت بیرویه از قناتها نیز میتوانست آسیبهای جدی را بهبار آورد.
گردشگری؛ توجيه فنی سد
یکی از دلایلی که معمولاً هنگام نوشتن طرح توجیهی سدهای مورد اشاره قرار میگیرد، گردشگرپذیر کردن منطقهای است که سد در آن ساخته میشود. سدها در واقع همچون دریاچههای کوچک و محلی هستند که در همه جای دنیا وجود دارند. اما قنات، سازه و پدیدهای فرهنگی است که در انگشتشماری از کشورها با محوریت ایران وجود دارد و بسیاری از این قناتها ارزش بسیار بالایی برای جذب گردشگر دارند. در این باره میتوان به قنات قائن اشاره کرد. برخلاف سدها که اگر روزی خشک شوند، هیچ گردشگری را به خود جذب نمیکنند، قناتها بهعنوان مسیرهای دسترسی زیرزمینی، همچنان جذاب باقی میمانند. از سوی دیگر برخلاف سدها که معمولاً طبیعتگردها را به سوی خود میکشانند و باعث آسیبرساندن به محیط میشوند، قناتها گردشگران فرهنگی را جذب خود میکنند.
گسترش گستره انسانی
اصولاً نگاه «اشرف مخلوقات» بودن در انسانها باعث شده به خود اجازه بدهند به همه منابع و بدون توجه به حق دیگر موجودات جانوری و گیاهی، دستاندازی کنند. حوزه آب، یکی از بخشهایی است که انسانها تلاش میکنند هر نوع منبع آبیای را به نفع خود مصادره کرده و مانع از دستیابی سایر موجودات به آن شوند. شاید وجود چشمههایی به نام «حرام آب» در کشور (در مازندران به نام «حرام او» شناخته میشود) نمونهای گویا در این زمینه باشد. چشمههایی که چون بشر نتوانسته آب آنرا به نفع خود مصادره کند، احساس کرده که به هدر میرود و حرام میشود. در حالی که سایر جانوران از آن استفاده میکنند. همین است که مسیر رودخانهها را بدون توجه به بستر محیطی زیستی که طی هزاران سال از آن سیراب میشد و جانورانی که در آن بستر از این آب استفاده میکردند، منحرف میکند یا بر سر آن سد میزند. بشر سعی میکند نگذارد این آب به راه خودش ادامه داده و مأموریتش را به انجام برساند. در همین راستا، طرحهایی مانند کشاندن آب دریای مازندران به دشت کویر، اکوسیستم طبیعی را به هم میزند. قرار نیست بشر کل کره زمین را در اختیار بگیرد. جانوران دیگر هم سهم و حقی دارند. ضمن اینکه اگر اکوسیستم را بهصورت یکپارچه در نظر بگیریم، همان جانورانی که ما کمر همت به نابودیشان بستهایم، در چرخه محیط زیست نهایتاً تداوم زندگی انسانها را تضمین میکنند.
شاید اگر مردم کشورمان ببینند که مسئولان در زمینه استفاده از آب، حساسیتهای لازم را به خرج میدهند، و از سوی دیگر شاید اگر مسئولان ببینند که مردم هم نسبت به شیوه مصرف آب، نکات لازم را در نظر میگیرند، بتوان امیدوار بود که منابع آبی بهصورت پایدار مصرف میشود. یا اینکه شیوههای استحصال آب مایه آسیبزایی به ابعاد محیط زیستی، فرهنگی، اجتماعی و تاریخی منطقه نمیشود و به حقوق سایر گیاهان و جانوران احترام گذاشته میشود. نهایتاً آنکه هرگونه تصمیمگیری مسئولان در این باره، با آگاهسازی، هماهنگی و مشورت مردم منطقه صورت میگیرد.
سدسازی
از دهه 1990 در بیشتر کشورهای دنیا، سدسازی به دلیل پیامدهای منفی گستردهاش، به نفع روشهای نوین و پایدار کنار گذاشته شد. سدسازی یکی از بدترین روشها برای انباشت آب و به دستآوردن انرژی است. در زمینه انباشت آب، نخست اینکه سطح آبهای زیرزمینی زمینهای اطراف را بالا آورده و آنها را برای کشاورزی نامناسب میکند. از سوی دیگر باعث افزایش احتمال زمینلرزه در منطقه میشود. همچنین از رسیدن آب به زمینهایی که تا پیش از آن در مسیر رودخانه قرار داشت، اکوسیستم طبیعی را به هم زده و به جز مرگ و میر جانوران و گیاهان آن منطقه در اثر نبود آب، ریزگردها را به وجود میآورد. این امر در دهه اخیر، یکی از اصلیترین مسائل حوزه آلودگی در کشورمان بوده و سلامت و جان بسیاری از هممیهنان مناطق غرب و جنوب غربی را با خطر روبهرو کرده است. نهایتاً اینکه بیشتر سدها با به زیر آببردن مناطقی که ارزش محیط زیستی، تاریخی، فرهنگی و حتی اعتقادی داشتهاند، بخشهایی از داشتههای طبیعی یا فرهنگی یک منطقه را نابود میکند. بسیاری از سدهایی که با توجیه رونق دادن به کشاورزی ساخته شدند، عملاً کشاورزی را به نابودی کشاندهاند. همین است که هر بار اعتراضات کشاورزان یک نقطه از کشورمان خبرساز میشود. از آنجا که در ایران بیشتر بُعد فنی طرحها در نظر گرفته میشود و نه ابعاد محیط زیستی یا فرهنگی و اجتماعی، همه این مسائل عمق و درجهای دوچندان مییابند. در حوزه به دست آوردن انرژیهایی همچون الکتریسیته، سدها یکی از هزینهبرترین شیوهها هستند. اکنون انرژی خورشیدی، انرژی باد، انرژی امواج دریا و انرژی گرمایشی زمین شیوههایی نوین هستند که هم پایدارترند و هم مقرون به صرفهتر. با وجود این روشنشدن همه این پیامدها، مسئولان همچنان مصمم به ایجاد سدهایی هستند که هر روز یکی از نتایج منفی آنها آشکار میشود. اما دستکم در نبود آگاهی عمومی درباره پیامدهای آنها، اسم و رسمی برای مسئولان فراهم میکند.
تغییر سبک زندگی و شیوه مصرف
در گذشته، بسیاری از زنان روستایی مجبور بودند تا سرِ قنات بروند تا بتوانند ظرفها را بشویند. بعد هم مَشک را پر از آب کرده و با خود تا خانه بیاورند. اگر زمستان بود، باید یخ آب را میکشتند تا به آب برسند. بعد مشک را روی دوش میگذاشتند تا به خانه برسند. این یک مشک آبی که با خودشان میآوردند، معمولاً برای یک روزشان کافی بود و بیهوده هدر نمیدادند. میدانستند که اگر تمام شود، باید بروند و دوباره آب بیاورند. برای پخت و پز و سایر کارها هم با همین یک مشک آب انجام میشد. یک مشک آب بهطور متوسط 20 لیتر آب میگرفت که برای یک روز خانواده پرتعداد آن روزها بس بود. اکنون اما هر خانواده کمتعداد 4 نفره بهطور متوسط روزانه 600 لیتر آب مصرف میکند (میانگین مصرف خانواده 4 نفره تهرانی 960 لیتر و خانواده اصفهانی 800 لیتر است). البته در گذشته با مصرف آب کم، مشکلات بهداشتی هم زیاد بود. به عنوان مثال، حمامهای خزینهای که آب آنها دیر به دیر عوض میشد و همه افراد با همه بیماریهایی که داشتند، در همان حوض خودشان را میشستند. اما اکنون دوش حمام، این مشکلات را ندارد. به جایش در هر 5 دقیقه دوش گرفتن، بهطور معمول، بیش از 100 لیتر آب مصرف میشود. برخی افراد حمامشان خیلی طولانیتر از 5 دقیقه و 10 دقیقه است. این در حالی است که بر اساس گزارش مهر، بانک جهانی اعلام کرده است که الگوی مصرف آب برای هر نفر در یک سال، 100 متر مکعب است. میانگین واقعی مصرف در دنیا 580 متر مکعب برای هر نفر است که این رقم در ایران 1300 متر مکعب میشود. شستن دست و صورت، ظروف، خودرو و حیاط خانه با آبی که در تمام مدت این شستوشو جریان دارد، کار ناروایی در حق محیط زیست و منابع آن است. در واقع ما با برداشت نادرست از فناوری مبنی بر اینکه قرار است بیشترین آسودگی را به هر بهایی که باشد برای ما به ارمغان بیاورد، به هدر دادن منابع تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر کمر همت بستهایم.
.jpg)
کشاورزی
بخش عمدهای از آبی که در ایران به هدر میرود، مربوط به نظامهای نادرست آبیاری در کشاورزی است. حتی برخی از کشاورزان در برابر شیوههای زهکشی و بتن کردن نهرهای آب مقاومت میکنند. سال 84 به سفارش شرکت آبفای یکی از استانها، برای یافتن راهحلی درباره این مشکل، چندین روز در بخشهای مختلف آن استان در حال رایزنی با کشاورزان بودیم. متقاعد کردن کشاورزان برای استفاده از سامانههای نوین آبیاری، نیاز به برگزاری جلسههای مشاوره و توجیه، با کمک کارشناسان کشاورزی، جامعهشناسی و انسانشناسی دارد. اینکه یک طرحی را بدون هیچگونه توضیح و صرفاً بر اساس نظر کارشناسان فنی یا پس از دیدار مسئولان از یک کشور دیگر و الگوبرداری غیربومی از آن اجرایی کنیم، کار درستی نیست. بعد هم انتظار داریم مردمی که صدها سال از روشهای دیگر استفاده کرده و بعضاً نسبت به آنها احساس تعلق دارند، روش خود را رها کرده و طرح ما را بپذیرند. این امر نتیجهای جز شکست نخواهد داست. نکته دیگر آنکه توسعه فنی صرفاً بهمعنای اخذ سیستمهای غربی نیست. به عنوان مثال در حالی که قناتهای ایران با سابقه چند هزار سال، بخش عمدهای از آبهای مورد نیاز را تأمین میکردند، بیتوجهی به آنها در چند دهه اخیر، باعث شد دسترسی به میلیونها متر مکعب آب را از دست بدهیم. البته برداشت بیرویه از قناتها نیز میتوانست آسیبهای جدی را بهبار آورد.
گردشگری؛ توجيه فنی سد
یکی از دلایلی که معمولاً هنگام نوشتن طرح توجیهی سدهای مورد اشاره قرار میگیرد، گردشگرپذیر کردن منطقهای است که سد در آن ساخته میشود. سدها در واقع همچون دریاچههای کوچک و محلی هستند که در همه جای دنیا وجود دارند. اما قنات، سازه و پدیدهای فرهنگی است که در انگشتشماری از کشورها با محوریت ایران وجود دارد و بسیاری از این قناتها ارزش بسیار بالایی برای جذب گردشگر دارند. در این باره میتوان به قنات قائن اشاره کرد. برخلاف سدها که اگر روزی خشک شوند، هیچ گردشگری را به خود جذب نمیکنند، قناتها بهعنوان مسیرهای دسترسی زیرزمینی، همچنان جذاب باقی میمانند. از سوی دیگر برخلاف سدها که معمولاً طبیعتگردها را به سوی خود میکشانند و باعث آسیبرساندن به محیط میشوند، قناتها گردشگران فرهنگی را جذب خود میکنند.
گسترش گستره انسانی
اصولاً نگاه «اشرف مخلوقات» بودن در انسانها باعث شده به خود اجازه بدهند به همه منابع و بدون توجه به حق دیگر موجودات جانوری و گیاهی، دستاندازی کنند. حوزه آب، یکی از بخشهایی است که انسانها تلاش میکنند هر نوع منبع آبیای را به نفع خود مصادره کرده و مانع از دستیابی سایر موجودات به آن شوند. شاید وجود چشمههایی به نام «حرام آب» در کشور (در مازندران به نام «حرام او» شناخته میشود) نمونهای گویا در این زمینه باشد. چشمههایی که چون بشر نتوانسته آب آنرا به نفع خود مصادره کند، احساس کرده که به هدر میرود و حرام میشود. در حالی که سایر جانوران از آن استفاده میکنند. همین است که مسیر رودخانهها را بدون توجه به بستر محیطی زیستی که طی هزاران سال از آن سیراب میشد و جانورانی که در آن بستر از این آب استفاده میکردند، منحرف میکند یا بر سر آن سد میزند. بشر سعی میکند نگذارد این آب به راه خودش ادامه داده و مأموریتش را به انجام برساند. در همین راستا، طرحهایی مانند کشاندن آب دریای مازندران به دشت کویر، اکوسیستم طبیعی را به هم میزند. قرار نیست بشر کل کره زمین را در اختیار بگیرد. جانوران دیگر هم سهم و حقی دارند. ضمن اینکه اگر اکوسیستم را بهصورت یکپارچه در نظر بگیریم، همان جانورانی که ما کمر همت به نابودیشان بستهایم، در چرخه محیط زیست نهایتاً تداوم زندگی انسانها را تضمین میکنند.
شاید اگر مردم کشورمان ببینند که مسئولان در زمینه استفاده از آب، حساسیتهای لازم را به خرج میدهند، و از سوی دیگر شاید اگر مسئولان ببینند که مردم هم نسبت به شیوه مصرف آب، نکات لازم را در نظر میگیرند، بتوان امیدوار بود که منابع آبی بهصورت پایدار مصرف میشود. یا اینکه شیوههای استحصال آب مایه آسیبزایی به ابعاد محیط زیستی، فرهنگی، اجتماعی و تاریخی منطقه نمیشود و به حقوق سایر گیاهان و جانوران احترام گذاشته میشود. نهایتاً آنکه هرگونه تصمیمگیری مسئولان در این باره، با آگاهسازی، هماهنگی و مشورت مردم منطقه صورت میگیرد.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 21:58 توسط امیر هاشمی مقدم
|
امیر هاشمی مقدم: