تاریخ نامهنگاریهای عاشقانه
امیر هاشمی مقدم: روزنامه بشارت نو
روزگاری این افتخار و فرصت را داشتم که هر پنجشنبه با هوشنگ مرادی کرمانی برویم کوه. در راه از تجربیات نویسندگیاش برایم زیاد سخن میگفت. آن موقع (حدود بیست سال پیش) هنوز تلفن همراه نداشت. میگفت از وقتی این گوشیها آمده، جوانان دیگر برای یکدیگر نامه عاشقانه نمینویسند. به جایش با یک پیامک «کوشی عشقم؟» سر و ته داستان را هم میآورند. در حالیکه در گذشته عشاق موقع نامهنگاری، لابلای دیوانهای شعر به دنبال بیت یا مصرع مناسبی میگشتند و جملاتشان را پر از تشبیه و استعاره میکردند. با این کار، زبان و ادبیاتشان هم قرص و محکم میشد. اما الان بسیاری از جوانان ما از نوشتن یک جمله ساده هم ناتوانند. اما از چه زمانی نگارش نامههای عاشقانه میان زنان و مردان ایرانی رواج پیدا کرد؟...
امیر هاشمی مقدم
امیر هاشمی مقدم:
امیر هاشمی مقدم
امیر هاشمی مقدم
امیر هاشمی مقدم
امیر هاشمی مقدم
...
امیر هاشمی مقدم: خبرگزاری مهر
خبر تلخ و تکاندهنده است. چندین دختر ایرانشهری در روزهای گذشته، بهویژه در ماه رمضان و با زبان روزه، ربوده و مورد تجاوز جمعی قرار گرفتهاند. همچون دیگر رویدادهای مهم، هر منبعی روایتی متفاوت دربارهاش دارد. امام جمعه ایرانشهر بر پایه اعترافات یکی از متهمان شمار این قربانیان را 41 دختر اعلام میکند؛ نماینده ایرانشهر در مجلس خبر از دریافت پشتیبانیهای پزشکی توسط چهار تن از این قربانیان به میان میآورد؛ مقامهای قضایی استان خبر از سه مورد شکایت میدهند؛ و دست آخر، دادستان کل کشور هم سخن از «تعقیب قضایی» امام جمعه ایرانشهر که این خبر را نخستین بار اعلام کرد به میان میآورد؛ چرا که «موضوع به این ترتیبی که مطرح شده، تکذیب میگردد» و مایه تشویش اذهان عمومی شده است. آن هم در حالیکه نماینده مجلس و عضور کمیسیون امور زنان، سخن از ارتباط متجاوزان با پایگاههای قدرت و ثروت به میان میآورد؛ بخشدار نیکشهر در همان استان، سخن از عرف و سنتهایی به میان میآورد که اجازه نمیدهد قربانیان شکایت کنند، سنتهایی که به باور او ممکن است این دختران قربانی را که اکنون همچون «لکههای ننگ» دیده میشوند را، با حذف فیزیکی پاک کند.
امیر هاشمی مقدم: فرارو
همه ساکنین توی حیاط آپارتمان جمع شدهاند. دور یک جوانک که مثل گنجشک دارد میلرزد. یکی از اهالی که بیش از 50 سال سن دارد، مرتب با دست محکم میزند توی سینهاش؛ یا روی شانهاش. و جوان هم سرش را انداخته پایین و فقط میلرزد. «مگه تو خودت ناموس نداری؟ دختر میاری اینجا؟ روز اول بهت گفتیم ...». پسرک، دانشجوست. ترم اولی...
...20) لیکن اگر این سخن راست باشد، و علامت بکارت آن دختر پیدا نشود، 21) آنگاه دختر را نزد در خانه پدرش بیرون آورند، و اهل شهرش او را با سنگ سنگسار نمایند تا بمیرد، چونکه در خانه پدر خود زنا کرده، در اسرائیل قباحتی نموده است. پس بدی را از میان خود دور کردهای. 22) اگر مردی یافت شود که با زن شوهرداری همبستر شده باشد، پس هر دو، یعنی مردی که با زن خوابیده است، و زن، کشته شوند. پس بدی را از اسرائیل دور کردهای. 23) اگر دختر باکرهای به مردی نامزد شود و دیگری او را در شهر یافته، با او همبستر شود، 24) پس هر دو ایشان را نزد دروازه شهر بیرون آورده، ایشان را با سنگها سنگسار کنند تا بمیرند؛ اما دختر را چونکه در شهر بود و فریاد نکرد، و مرد را چونکه زن همسایه خود را ذلیل ساخت، پس بدی را از میان خود دور کردهای...
...شورایی که به همین منظور در روستا تشکیل میشود، ثریا را مقصر شناخته و او را محکوم به اعدام با اجرای سنگسار میکنند. همان روز چالهای در میدان روستا حفر کرده و ثریا را با دستان بسته تا سینه درون چاله دفن میکنند. اولین سنگها را پدر ثریا به طرفش پرتاب میکند که هیچکدامشان به او نمیخورد. اما شوهر ثریا موفق میشود وی را مورد اصابت قرار دهد و بعد هم به ترتیب، پسران ثریا، روحانی روستا و دیگر مردم وی را با سنگ میزنند تا زیر شکنجه و درد سنگسار شدن، جان میدهد...
...دختران، حتی در شهرهای بزرگ، برای احساس مفید بودن و دوری از محیط خانه است که حاضر میشوند برای ماهانه 100 هزار تومان یا حتی کمتر، منشی و تایپیست و... شوند که می دانیم کار برخیشان فراتر از اینهاست! دختران کار این منطقه هم برای همین مسائل حاشیهای است که به مزارع میروند. به نظر میآید در این منطقه، دختران آزادی بیشتری در عمل و بیان احساسات و تمایلات خود دارند...
امیر هاشمی مقدم: