حیوان بکش، جایزه بگیر
امیر هاشمی مقدم
کشته شدن توله خرس سوادکوه را بگذاریم کنار اخباری همچون:
کشته شدن توله خرس دیگری که دو سال پیش در حضور محیطبانان پارک ملی گلستان و با همکاری آنان کشته شد (و البته مسئولان محیط زیست و پارک ملی گلستان، یک ماه به دروغ خبرگزاریها را فریب داده و وانمود کردند که توله خرس را زندهگیری کردهاند، تا آنکه فیلمش منتشر شد)؛
کشتن یک خرس مادر و دریدن شکم تولههای زندهاش در سمیرم، در حالیکه شکارچیان شعار «مرگ بر امریکا» سر میدادند؛
ذبح کردن (یعنی سر بریدن همچون حیوان حلالگوشت) خرس سیاه در کجور مازندران؛
پیدا شدن 25 کیلوگرم گوشت راسته و فیله خرس قهوهای از شکارچیان در کلاردشت؛
کشتن و سوزاندن خرس قهوهای در سفیدکوه لرستان؛
کشتن و سپس کندن پوست یوزپلنگ ایرانی در حضور مردم در مناطق جنوبی کشور؛
کشتن یوزپلنگ با سگهای گله در سمنان؛
ذبح یک جفت «رودک عسلخوار» (مشهور به نترسترین جانور روی زمین) در کرمان؛
و لیست بلندبالایی که میتوان از کشتن بیدلیل این جانوران و دهها جانور در خطر نابودی دیگر در همین چند سال اخیر تهیه کرد. همانگونه که نسل شیر ایرانی را در دهه 20 خورشیدی و نسل ببر مازندرانی را در دهه 30 خورشیدی از میان بردیم، نسل چند قلاده باقیمانده یوزپلنگ ایرانی و خرس سیاه و قهوهای و پلنگ و... نیز از میان خواهیم برد.
دلایل زیادی میتوان برای چرایی این حیوانآزاری در ایران برشمرد، که من در اینجا به دو مورد آن اشاره میکنم:
کاربست متفاوت دین:
در حالیکه در دیگر کشورهای مسلمان و همسایه ایران، حیواندوستی جنبه دینی دارد، در ایران نه تنها این جنبه را نمیبینیم، بلکه عموما نجس بودن سگ دلیلی برای دوری از آن و آزار دادنش برای دور شدن از انسانهاست. در کتاب «سفرنامه افغانستان» توضیح دادهام که سنگ قبرها در این کشور را گود درست میکنند و در این گودیها آب و گندم میریزند برای پرندگان. برای همین است که کبوترخانهها را در افغانستان درون قبرستانها بیشتر میتوان یافت، برخلاف ایران که بیشتر کبوترخانهها درون مزارعاند. همچنین است آزادی مرغ میناهایی که در پیادهروی شهرهای افغانستان، قدم میزنند و بدون ترس از انسانها، آب و دانشان را میجویند.
در ترکیه نیز گربهها را در بسیاری از مساجد میتوان دید که در گوشهای برای خودشان زندگی کرده یا حتی تولههایشان را به دنیا آورده و بزرگ میکنند. برخی از امامان جمعه مساجد ترکیه نیز نگهداری از این گربهها را بر دوش میگیرند. در کتب اهل سنت به فراوانی به حدیثی از مروان حکم (که ما او را مروان حمار مینامیم) ارجاع میدهند که گفته در زمستان برای پرندگان و حیوانات در کوهها غذا بگذارند و این را اهل سنت بسیار مورد توجه قرار میدهند. در روایات بزرگان شیعه هم ما سخنان بسیاری درباره حقوق جانوران گوشتی، چارپایان و حتی حیوانات غیراهلی داریم؛ اما کمتر مورد توجه قرار میگیرد. برای نمونه امام صادق میفرماید: «گربه از اهل خانه به شمار میآید و میتوان با آبی که از آن نوشیده، وضو گرفت» (صحیفه معاویه بن عمار). اما کمتر دیدهام که ما این روایات و احادیث را برای مهربانی با حیوانات مورد توجه قرار دهیم.
نهادینهسازی حیوانآزاری:
گمان نمیکنم در کشوری دیگر شهردارانش به مردم پول بدهند که سگها را بکشند. یا خود شهرداریها سگها را به شیوههایی همچون تزریق سم، زجرکش کنند. نمونه دیگر، شیوه برخورد با سگهای خانگی است که حتی حضور آنها درون خودروی صاحبانشان نیز مایه مجازات است. برخورد با حیوانآزارها و شکارچیان غیرمجاز نیز، هرگز جدی و درخور نبوده است. برای نمونه، در حالیکه واکنشها به شیوه سلاخی توله خرسهای سمیرم به دست یک معلم در حالیکه شعار مرگ بر امریکا میداد، واکنشهای بینالمللی در پی داشت، او تنها به هجده ماه حبس تعزیری محکوم شد. اما چند ماه بعد دوباره در منطقه حفاظتشده دنا، این بار با اسلحه جنگی دستگیر شد (یعنی حکمش اجرا نشده بود). آیا اگر این افراد مجازات مناسب میدیدند، دوباره به سراغ همان جرم میرفتند؟
به جز اینها، حیواندوستی هرگز نه در کتابهای درسی و نه در برنامههای رادیو و تلویزیون آموزش داده نمیشود. کودکان تنها بهواسطه خانوادهشان ممکن است حیواندوست شوند و در عوض، نقش نهادهای رسمی همچنان بهواسطه سگکشیها یا برخورد با خیوانگردی و...، منفی است. از چنین جامعهای نمیتوان انتظار حیواندوستی داشت؛ اگرچه حیواندوستی به باورم همچنان از حیوانآزاری در ایران خیلی بیشتر و قویتر است. شاید همچنان باید بر آموزش حیواندوستی و پرهیز از حیوانآزاری در خانواده و میان دوستان تاکید کرد، تا زمانی که این مسئله بهطور جدی مورد توجه مسئولین قرار بگیرد.
دیگر یادداشتهای مرا میتوانید در کانال تلگرامی مقدمه (اینجا) بخوانید.
امیر هاشمی مقدم: