سنگسار ثریا
سنگسار ثریا
خیلی وقت بود درباره فیلم «سنگسار ثریا» جسته و گریخته چیزهایی شنیده بودم. اما پیگیرش نشدم. تا اینکه هفته پیش آنرا به دست آورده و دیدم. نکاتی درباره این فیلم به ذهنم رسید که دیدم بد نیست با شما هم در میان بگذارم.
در آغاز بهتر است این فیلم را معرفی کنم. «سنگسار ثریا» فیلمی است ساخته سیروس نورسته، کارگردان ایرانی ساکن امریکا. این فیلم در سال 2008 ساخته شد و دیالوگهایش عموما به زبان فارسی است که البته با زیرنویس انگلیسی در سراسر دنیا پخش شد. «سنگسار ثریا» در واقع نام کتابی است که فریدون صاحبجم در سال 1994 نوشته است. داستان این کتاب نیز گویا برگرفته از ماجرایی واقعی است. یعنی ماجرای سنگسار زنی به نام ثریا منوچهری در سال 1365 در ایران. از بازیگران شناخته شده این فیلم، شهره آغداشلو و پرویز صیاد را میتوان نام برد.
فیلم از آنجا آغاز میشود که یک خبرنگار فرانسوی، قصد خروج از ایران را دارد. اما در یکی از روستاهای مرزی خودرو اش خراب میشود. در این هنگام، زنی به نام زهرا (با بازی شهره آغداشلو) خبرنگار را به خانه خودش دعوت کرده و داستان اتفاقی که دیروز در این روستا واقع شده را برایش بازگو میکند. در اینجا فیلم با یک فلشبک، زمان را به عقب میبرد و میبینیم که ثریا، خواهرزاده زهرا، همسر یک پاسدار است و از او دو پسر و دو دختر دارد. این پاسدار که مسئول یکی از زندانهای ایران است، شیفته دختر یکی از زندانیان سیاسی میشود که حکم اعدامش صادر شده است. بنابراین قرار میشود که پاسدار، حکم اعدام زندانی را منتفی کند و در عوض با دختر او ازدواج کند. اما همسرش ثریا را در این میان مزاحم میبیند. بنابراین روحانی روستا را وادار میکند که با ثریا حرف زده و او را قانع به طلاق کند. روحانی روستا هم که زمانی خودش جزو اراذل و اوباش بوده و حکم اعدامش صدار شده بود، اما با پارتیبازی آزاد شده و لباس روحانی بر تن میکند، برای اینکه حقالسکوت به پاسدار بدهد (که همه سابقه او را میداند)، به سراغ ثریا رفته و با او صحبت میکند که از پاسدار طلاق گرفته و چون زن زیبایی بوده، صیغه روحانی شود. اما با زیرکی زهرا (خاله ثریا) این نقشه نقش بر آب میشود. بنابراین پاسدار و روحانی دست به حیلهای دیگر میزنند و ثریا را وا میدارند تا برای انجام کارهای خانه مردی که زنش به تازگی مرده است، به خانه او برود. ثریا هم روزها به خانه آن مرد (با بازی پرویز صیاد) میرود و کارهایش را انجام میدهد. اما پاسدار و روحانی در روستا شایعه میکنند که ثریا و آن مرد با هم رابطه دارند. نهایتا اثبات میشود که ثریا یکبار به آن مرد لبخند زده است. در شورایی که به همین منظور در روستا تشکیل میشود، ثریا را مقصر شناخته و او را محکوم به اعدام با اجرای سنگسار میکنند. همان روز چالهای در میدان روستا حفر کرده و ثریا را با دستان بسته تا سینه درون چاله دفن میکنند. اولین سنگها را پدر ثریا به طرفش پرتاب میکند که هیچکدامشان به وی نمیخورد. اما شوهرش موفق میشود او را مورد اصابت قرار دهد و بعد هم به ترتیب، پسران ثریا، روحانی روستا و دیگر مردم او را با سنگ میزنند تا زیر شکنجه و درد سنگسار شدن، جان میدهد.
وقتی بیان واقعه توسط زهرا تمام میشود، خبرنگار به سختی موفق میشود از روستا فرار کند. چرا که روحانی و دیگر اهالی نمیخواهند ماجرا به بیرون از روستا سرایت کند.
اما چند نکته درباره این فیلم. سنگسار شدن در اسلام شرایطی دارد. از جمله اینکه زنای محصنه صورت گرفته و انجام آن محرز شده باشد. به صرف اینکه یک زن به مردی بیگانه لبخند بزند، او را سنگسار نمیکنند.
هنگام سنگسار کردن، مجرم را درون کفن میپیچند و آنگاه دفن میکنند. در حالیکه ثریا پیش از سنگسار شدن، روسریاش را از سر میاندازد و نطق قرایی هم برای اهالی میکند. البته این نپوشاندن چهره ثریا در فیلم، به عمد صورت گرفته تا تاثیرگذاریاش را دهچندان کند. واقعا دیدن این صحنه از فیلم، دلخراش است. هرچند بدانی که فیلم است؛ اما باز هم خیلی دل و دماغ میخواهد که جرأت نگاه کردن داشته باشی. سنگها یک به یک بر سر و صورتش فرود میآیند و خون از جای اصابت سنگها جاری میشود.

معماری روستا اصلا با معماری روستاهای ایرانی همخوان نیست. این فیلم گویا در اردن بازی شده است. ضمن آنکه بازیگران نقش اهالی روستا هم عموما عرباند. اگرچه صحبت چندانی نمیکنند، اما همانجاها هم که تکبیر میگویند، لهجه عربیشان مشخص است.
مشخص نیست در روستایی که اینچنین دورافتاده است، زهرا چگونه زبان انگلیسی را اینچنین فصیح فرا گرفته که با آن خبرنگار فرانسوی، به راحتی گفتگو میکند. و مشخص نیست چگونه در چنین روستایی که کاملا مردسالار و زنستیز است، زنی همچون زهرا یک تنه در برابر اهالی میایستد و همه از او میترسند.
ایرادات فنی این فیلم بسیار بیش از اینهاست؛ اما در پشت همه اینها یک هدف عمده نهفته است و آن، تخریب چهره جامعه ایرانی. اگرچه روی سخن عوامل فیلم بیشتر با دین و حکومت دینی است. آنچنانکه روحانیون را برآمده از دل اراذل، و پاسداران را افراد ناپاک معرفی میکنند. این فیلم شاید نسخهای معتدلتر از فیلم «بدون دخترم هرگز» باشد که در آن هم چهرهای بسیار خلاف واقع از ایران ارائه شده است.
اما در کنار این مسائل بد نیست نکاتی دیگر را نیز یادآوری کنیم.
اول اینکه حکم سنگسار در ایران هنوز قانونی است. اگرچه بسیاری از فقها همچون آیات عظام منتظری و صانعی آنرا مایه خشن نشان دادن چهره اسلام دانسته و اجرای آنرا در شرایط امروزی به صلاح نمیدانند؛ و اگرچه مسئولینی همانند آیتالله شاهرودی، ریاست پیشین قوه قضاییه بارها شخصا مایه جلوگیری از اجرای سنگسار شدند، اما بهرحال امید است با توجه به تبلیغات کشورهای غربی، و همچنین دگرگونیهای فرهنگی و اجتماعی در جامعه خودمان، این حکم از حالت قانونی نیز خارج شده تا دیگر بهانهای در دست دشمنان! نباشد.
از سوی دیگر متاسفانه هنوز در گوشه گوشه جامعه ایران میتوان زنستیزی و تعصبات کور کورانه نسبت به زنان را به وفور شاهد بود. برای نمونه، تنها پیشنهادم اینست که این نوشته یکی از دانشجویانم را بخوانید و خود قضاوت کنید که این دختر، به کدامین گناه...
مطالب مرتبط: درباره تاریخچه سنگسار، شرایط سنگسار در اسلام، و میزان همخوانی آن با شرایط امروزی نگاه کنید به سنگسار، اسلام و حقوق بشر
دیگر نوشتههای مرا میتوانید از کانال تلگرامی «مقدمه» دنبال کنید.
امیر هاشمی مقدم: