دیروز که تصاویر و توضیحاتی از موزه سلیمانیه گذاشتم، یادم رفت از اصلی‌ترین بخش موزه که همان سنگ‌نوشته یا کتیبه پایکولی است، تصویر بگذارم. با یادآوری یکی از دوستان باستان‌شناس، متوجه این خطای بزرگ شدم. راستش موقعی که در بخش مربوط به پایکولی موزه بودم، آنچنان هیجان داشتم که اصلا یادم رفت عکس و فیلم جداگانه بگیرم و تنها توی پیام‌های تصویری که برای دوستان باستان‌شناسم می‌فرستادم، تصاویری ثبت کردم. حالا اینجا در اینستاگرام جداگانه همان تصاویر که برای دوستانم فرستادم را می‌توانید ببینید. این سنگ‌نوشته که به شرح پیروزی نرسی بر بهرام سوم می‌پردازد، به دو خط پارتی و فارسی میانه نوشته شده که برخی بخش‌های آن آسیب‌دیده و ناخوانا است. برگردان فارسی بخش ابتدایی آن را به نقل از کتاب «کتیبه‌های ایران باستان» محمدتقی راشد محصل می‌آورم:

«این یادبود پدید آمده است از بغ مزداپرست، خدایگان نرسی شاهنشاه ایران و انیران که نژاد از ایزدان دارد. او فرزند بغ مزداپرست، شاپور یکم، شاهنشاه ایران و انیران و نوادهٔ اردشیر یکم شاهان شاه است. این یادبود به فرمان نرسی شاهان شاه بنا شد. من شاه ارمنستان بودم و بهنام خود سوگند شکست و اسیر اهریمن و دیوان شد و همه راه‌ها را بست و بدین گونه نه برابر ما راهی بود و نه (....) برابر شاهزادگان (....) و بزرگان و آزادگان پارسیان و پارتیان».

تا یادم نرفته، در کردستان عراق به موزه می‌گویند «موزه‌خانه». در تاجیکستان هم همانگونه که در سفرنامه‌اش نوشتم، به موزه می‌گویند «آثارخانه». کلا واژه ایرانی «خانه» در بیرون از مرزهای ایران کاربرد بیشتری دارد تا درون ایران. در کردستان عراق موزه‌خانه، بنزین‌خانه، سرتاشخنه (آرایشگاه مردانه) و... و در ترکیه هاستانه (خسته خانه+ بیمارستان)، اِجزانه (اجزاء خانه= داروخانه)، پاستانه (پاستا خانه= شیرینی‌فروشی)، یمکحانه (یمک خانه= غذاخوری) و...

هتل سلیمانیه را به مقصد قیزقاپان که به‌عنوان آرامگاه هوخشتره شناخته می‌شود ترک کردیم. از سلیمانیه به طرف اربیل که برویم، در منطقه «دوکان» جاده فرعی و روستایی را در پیش گرفتیم که پس از آخرین روستا که «زرزی» نام داشت، به پای صخره و کوهی رسیدیم. پارکینگی برای بازدیدکنندگان درست کرده‌اند. هرچند نه آنجا و نه در طول راه خودرویی دیده نمی‌شد. تنها ما بودیم و ما، در برابر هیبت و عظمت گوردخمه نخستین پادشاهی که مرزهای ایران را فراقومی کرد.

از پارکینگ یک راه پلکانی تقریبا دویست متری تا پای صخره می‌رود. چون گوردخمه حدود دوازده متر بالاتر از سطح زمین و در دل صخره تراشیده شده، پلکان آهنی بزرگ و مناسبی برای بالا رفتن تا روبروی گوردخمه درست کرده‌اند. البته جلوی ورودی گوردخمه را نرده کشیده‌اند. مدیر موزه سلیمانیه قبلا برای‌مان توضیح داده بود که از بس روی دیواره‌های گوردخمه یادگاری نوشتند و تراشیدند، این مانع را گذاشتند.

توضیحات بیشتر درباره اینکه هوخشتره چرا پادشاه مهمی بود و چه‌ها کرد را در این کلیپ در اینستاگرام شرح داده‌ام. زحمت فیلم‌برداری‌اش را دوست دیرینه و هم‌سفرم جبار رحمانی کشید.

درباره گوردخمه‌ها و کندی‌های تاریخی که خیلی به آنها علاقه‌مندم و بسیاری‌شان را رفته و دیده‌ام در همین صفحه اگر جستجو کنید، مطالب زیادی خواهید یافت. بیشترشان در مناطق کوهستانی، به‌ویژه غربی کشور یافت می‌شود. مثلا دو سال پیش شماری از آنها را در استان کرمانشاه معرفی کردم.

تا یادم نرفته اشاره کنم که کردها حکومت ماد را کُرد می‌دانند و روی این پافشاری دارند. البته بررسی منابع یونانی نشان می‌دهد که یونانیان به‌ویژه در دهه‌های نخستین روی کار آمدن هخامنشیان، آنان را تداوم مادها می‌دانستند. مطالعات زبان‌شناسان تاریخی هم نشان می‌دهد زبان مادی با زبان فارسی باستان تفاوت بسیار اندکی داشت و کم کم این تفاوت‌ها بیشتر شد. مدیر موزه سلیمانیه هم روی کرد بودن مادها تاکید داشت. حتی وقتی از من پرسید اهل کدام منطقه ایرانم و برایش توضیح دادم اصالتا بختیاری، زاده و بزرگ‌شده اصفهان و ساکن مازندرانم، تاکید کرد که بختیاری‌ها هم بخشی از کردها هستند و حتی طایفه بزرگی به نام بختیاری در سلیمانیه داریم. برایش توضیح دادم که واژگان مشترک زیادی با کردی داریم و چند موردش را گفتم، اما فارسی هم با کردی واژه‌های مشترک زیادی دارد. نهایتا اینکه از یک خانواده زبانی، و آن هم زبان‌های ایرانی غربی هستیم.

ادامه دارد...