نکاتی درباره قتل بابک خرمدین

امیر هاشمی مقدم

کشتن فجیع فرزندان (بابک و آرزو) و داماد، به دست پدر و مادری سنگدل، خبر اصلی این چند روزه در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی است. بازار تحلیل و البته شایعه نیز داغ. هر کسی از زاوایه‌ای به آن نگریسته. من نیز در این چند روزه درباره نکاتی مرتبط با این کشتار اندیشیدم که چکیده‌شان را در اینجا می‌نویسم.

1- این که با هر قتل، دزدی، درگیری خونین و... آنرا به همه مردم ایران و حتی به طعنه به «تمدن 2500 ساله» ربط دهیم، اگر از روی کین و بغض نباشد، در بهترین حالت ساده‌نگری است. در همه کشورهای جهان این رویدادها و حتی بدتر از آن رخ می‌دهد...

ادامه نوشته

آیا «هزارِ» کاندیداها هنوز «کَل» نگرفته؟

امیر هاشمی مقدم: فرارو

ما بختیاری‌ها در گذشته یک رسمی داشتیم به نام «کل (Kal) گرفتن هزار». مثلا می‌گفتند «فلانی هزارش کل گرفت». کَل همان بر کوهی است و این رسم و باور نیز ویژه شکارچیان ماهر بود. داستان این باور از این قرار بود که چنانچه کسی هزار تا بز و قوچ کوهی را شکار می‌کرد، هزار و یکمی را که می‌زد، آن حیوان زبان‌بسته پس از اینکه تیر می‌خورد، ابتدا بلند می‌شد روی دو پا می‌ایستاد، رو به شکارچی می‌خندید و بعد می‌افتاد روی زمین و می‌مرد. در این حالت آن شکارچی باید همانجایی که ایستاده بود را گود می‌کرد، تفنگش را در خاک چال می‌کرد، جای تفنگ را به هیچ کسی نمی‌گفت، و با دنیای شکار کردن خداحافظی می‌کرد. اگر این کار را نمی‌کرد، حتما بلایی سرش می‌آمد...

ادامه نوشته

شوخی‌ای به‌نام دولت الکترونیکی

امیر هاشمی مقدم: انصاف‌نیوز

شورش بختیاری‌ها، یکی از بزرگترین مسائل دوران رضاشاه بود که هم برای حکومت نوبنیاد پهلوی و هم برای بختیاری‌ها پیامدهای زیادی داشت. دست کم بختیاری‌ها که جزو اصلی‌ترین متحدین رضاشاه بودند، کاملا به حاشیه رانده شده و تقریبا همه خوانین بختیاری دچار اعدام، مرگ مشکوک در زندان یا تحمل زندان‌های درازمدت گشتند. اما برخلاف تصورات، آغاز این شورش با هدف مقابله با حکومت نبود (حتی در نامه‌هایی که میان خود خوانین رد و بدل می  شد، عباراتی همچون «باید پناهنده به دولت قوی شوکت اعلیحضرتی ایران، خلدالله ملکه بشویم» و یا «بختیاری از تصدق سر اعلیحضرت شهریاری ارواحنا فداه» به کار رفته که نشان می دهد هدف این شورش، حکومت و دولت نبوده است (لینک منبع))، بلکه از اختلافات درونی چهارلنگ و هفت لنگ از یکسو، و اختلافات میان خوانین قدرتمند تهران‌نشین و خوانین کمتر قدرتمند محلی ریشه می‌گرفت...

ادامه نوشته

فتنه آب

امیر هاشمی مقدم: انصاف‌نیوز

«اهالی روستای جُغدان؛ اگر ذره‌ای غیرت دارید، اجازه ندهید ناغانی‌ها حق‌تان را بخورند». صدا از بلندگوی مسجد روستا می‌آمد. یکی دو جین جمله تحریک‌آمیز دیگر هم گفت که درست یادم نمی‌آید. به گمانم تابستان سال 1373 بود و من نوجوانی 13 ساله. با شنیدن همان جمله نخست، از خانه بیرون پریدم و خودم را به میدان روستا رساندم. 50-40 نفر از مردان روستا چوب و چماق به دست ایستاده بودند. چند نفری هم تفنگ بر دوش یا در دست، خود را آماده نبرد با ناغانی‌ها کرده بودند. ناغان، شهرک یا در واقع روستای بزرگ کنار روستای ما و مرکز بخش است. شش کیلومتر میان‌مان فاصله است. یک تنگه سخت‌گذر و صعب‌العبور میان‌مان هست که چشمه آبی از آنجا برای آبیاری بخشی از زمین‌های کشاورزی روستای‌مان می‌آید. در آن سال ناغانی‌ها می‌خواستند آب آن چشمه را برای خودشان ببرند. بنابراین هم‌ولایتی‌های من برای پیشگیری از این کار، آماده نبرد با ناغانی‌ها شده بودند...

ادامه نوشته

زندانی کردن فرهنگ ایرانی

امیر هاشمی مقدم: انصاف‌نیوز

دکتر محمدرضا اسلامی، استاد دانشگاه پلی‌تکنیک کالیفرنیا در یادداشتی به نام «سعدی و سوالی درمورد حضور منطقه‌ای»، با بهانه قرار دادن روز سعدی که چندی پیش بود، به این نکته پرداخته که چرا سعدی و حافظ در روزگار خود مرزها را در نوردیده و شهرت آنچنانی در کشورهای همسایه و حتی تا دوردست داشتند؛ اما امروزه و با وجود حجم گسترده رسانه‌ها، تقریبا هیچ شخصیت یا برند ایرانی‌ای در جهان که هیچ، در منطقه و همسایگان هم نداریم؟ ایشان تنها به یک نمونه استثنایی اشاره کرده که در دوران دانشجویی، یکی از دوستان ترکیه‌ای‌اش کتاب‌های علی شریعتی را می‌خوانده؛ اما اکنون در حد همان شریعتی هم در ترکیه و دیگر کشورها ما شخصیت شناخته‌شده نداریم. من از همین استقبال از نوشته‌های دکتر شریعتی در ترکیه آغاز می‌کنم. زمانی که در ترکیه دانشجو بودم، بازار کتاب‌هایی که درباره ایران در این کشور نوشته یا ترجمه می‌شد، یکی از موضوعات مورد علاقه‌ام بود. پیش از این بارها نوشته‌ام که یکی از وظایف رایزنی‌های فرهنگی ایران در کشورهای دیگر، توجه و رصد کتاب‌هایی است که درباره ایران منتشر می‌شود؛ اما چون رایزنی‌های فرهنگی ما از سوی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی گزینش می‌شوند و ایدئولوژی دینی برای‌شان مهم‌تر است، بیش از آنکه به فرهنگ و تمدن ایران خدمت برسانند، آسیب‌زا هستند...

ادامه نوشته