سنگسار، اسلام و حقوق بشر

 

مطلبی که در معرفی فیلم سنگسار ثریا نوشتم، نظراتی را در پی داشت که انگیزه­ای شد برای ادامه بحث در این باره. در واقع در مطلب کنونی می­خواهم مجازات سنگسار را از نگاه تاریخی بررسی کنم.

سنگسار عملی است که احتمالا در بین اقوام سامی و پیش از یهود وجود داشته است. اما در تورات است که بصورت شرعی و مکتوب مطرح می­شود. در کتاب عهد عتیق، در سفر تثنیه باب 22 آیات 13 تا 27 می­خوانیم:

13) اگر کسی برای خود زنی گیرد و چون بدو درآید، او را مکروه دارد، 14) و اسباب حرف بدو نسبت داده، از او اسم بد شهرت دهد و گوید این زن را گرفتم و چون به او نزدیکی نمودم، او را باکره نیافتم، 15) آنگاه پدر و مادر آن دختر علامت بکارت دختر را برداشته، نزد مشایخ شهر نزد دروازه بیاورند، 16) و پدر دختر به مشایخ بگوید: «دختر خود را به این مرد به زنی داده­ام، و از او کراهت دارد، 17) و اینک اسباب حرف بدو نسبت داده، می­گوید دختر تو را باکره نیافتم، و علامت بکارت دختر من اینست». پس جامه را پیش مشایخ شهر بگسترانند. 18) پس مشایخ آن شهر آن مرد را گرفته، تنبیه کنند. 19) و او را صد مثقال نقره جریمه نموده، به پدر دختر بدهند چونکه بر باکره اسرائیلی بدنامی آورده است. و او زن وی خواهد بود و در تمامی عمرش نمی­تواند او را رها کند. 20) لیکن اگر این سخن راست باشد، و علامت بکارت آن دختر پیدا نشود، 21) آنگاه دختر را نزد در خانه پدرش بیرون آورند، و اهل شهرش او را با سنگ سنگسار نمایند تا بمیرد، چونکه در خانه پدر خود زنا کرده، در اسرائیل قباحتی نموده است. پس بدی را از میان خود دور کرده­ای. 22) اگر مردی یافت شود که با زن شوهرداری همبستر شده باشد، پس هر دو، یعنی مردی که با زن خوابیده است، و زن، کشته شوند. پس بدی را از اسرائیل دور کرده­ای. 23) اگر دختر باکره­ای به مردی نامزد شود و دیگری او را در شهر یافته، با او همبستر شود، 24) پس هر دو ایشان را نزد دروازه شهر بیرون آورده، ایشان را با سنگها سنگسار کنند تا بمیرند؛ اما دختر را چونکه در شهر بود و فریاد نکرد، و مرد را چونکه زن همسایه خود را ذلیل ساخت، پس بدی را از میان خود دور کرده­ای. 25) اما اگر آن مرد دختری نامزد را در صحرا بیابد و آن مرد به او زور آورده، با او بخوابد، پس آن مرد که با او خوابید، تنها کشته شود. 26) و اما با دختر هیچ مکن زیرا بر دختر، گناه مستلزم موت نیست، بلکه این مثل آنست که کسی بر همسایه خود برخاسته، او را بکشد، 27) چونکه او را در صحرا یافت و دختر نامزد فریاد برآورد و برایش رهاننده­ای نبود. (کتاب مقدس. ترجمه قدیمی*)

این مجازات با شدت و ضعف، ادامه پیدا می­کند. به گونه­ای که حتی در روایات مسیحی هست که حضرت مسیح، مریم مجدلیه (ماگدولینا) را از سنگسار نجات می­دهد. اما گویا کم­کم به دست فراموشی سپرده می­شود. با ظهور اسلام، این حکم، جانی دوباره می­گیرد. اسلام خود را تصدیق­کننده ادیان ابراهیمی پیش از خود می­داند (برای نمونه نک: سوره بقره آیات 41و91؛ سوره آل­عمران آیه 3؛ سوره نساء آیه 47؛ سوره مائده آیه 46؛ و سوره فاطر آیه 31) و مسلمانان ظهور اسلام را در راستای احیاء سنتهای الهی فراموش شده و کامل کردن ادیان الهی پیشین می­دانند. ظاهرا ماجرا در اسلام از آنجا آغاز می­شود که هنگام تشکیل حکومت اسلامی در مدینه، مرد و زن شوهرداری از اشراف یهود، با یکدیگر زنا می­کنند. یهودیان نزد پیامبر می­آیند و مجازات این عمل را می­پرسند. در همین هنگام جبرئیل بر پیامبر نازل شده و حکم سنگسار را بیان می­کند. اما یهودیان نمی­پذیرند. پیامبر «ابن صوریا» را که از بزرگان یهود و آشنا به تورات بود، به داوری می­خواند و او را سوگند می­دهد که حقیقت را بگوید که آیا سنگسار در تورات بوده یا خیر؟ و ابن صوریا سخن پیامبر را تایید می­کند. یهودیان بر وی اعتراض می­کنند که چرا چنین حقیقتی را بیان داشته است (این روایت در مجمع­البیان، زیر آیه 15 سوره مائده آمده است. به نقل از منتظری. 1387: 127). در بین مفسران قرآن، اختلافی وجود دارد که به تفسیر آیه 15 سوره نساء باز می­گردد. در این آیه آمده است که «کسانی از زنان شما که مرتکب زنا شوند، چهار نفر از شما مسلمانان را به عنوان شاهد بر آنها بطلبید؛ اگر گواهی دادند، آن زنان را در خانه­های خود نگاه دارید تا مرگشان رسد؛ یا اینکه خداوند برای آنها راه نجاتی قرار دهد» (قرآن کریم. ترجمه ناصر مکارم شیرازی). با توجه به اینکه بکار بردن اصطلاح «زنان شما» نشانگر زنای محصنه است، بنابراین زنی که زنای محصنه آن، آن هم با وجود چهار شاهد اثبات شده باشد، باید تا آخر عمر در خانه بماند؛ و البته خداوند به وجود راه نجات برای ایشان نیز اشاره کرده است. ضمن اینکه در هیچ کجای قرآن به حکم سنگسار اشاره نشده است. تنها در آیه دوم سوره نور آمده است: «هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید؛ و نباید رأفت نسبت به آن دو شما را از حکم الهی مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید؛ و باید گروهی از مومنان مجازات­شان را مشاهده کنند» (همان). اما بیشتر مفسران اشاره می­کنند به سنت پیامبر و نیز اینکه آیه 15 سوره نساء مربوط به پیش از ماجرای زناکاران یهودی و درخواست حکم از پیامبر بوده و پس از آن، بصورت سنتی بازمانده از پیامبر و اهل بیت، تثبیت شد.

در کنار بررسی روند تاریخی این مجازات، بد نیست به مسائل مرتبط نیز بپردازیم. از جمله اینکه سنگسار کردن، شرایطی دارد که متاسفانه کمتر مورد توجه قرار می­گیرد. بیشتر این شرایط را دین به گونه­ای تنظیم کرده است که عملا اجرای این حکم، عملی و ممکن نباشد. تسامح اسلام را در سنگسار، در دو موقعیت کلی می­توان بررسی کرد: اول هنگام اثبات این عمل و تعیین مجازات؛ و دوم هنگام اجرای حکم.

1: اثبات عمل و تعیین مجازات.

یکم اینکه چهار شاهد بالغ باید عمل زنای محصنه را دیده باشند. آن هم به گونه­ای که عمل دخول را همچون رفتن میل در سرمه­دان به وضوح دیده باشند. در این مورد، جای شک نیست که دیدن این عمل با چنین کیفیتی، به جز در فیلمهای پورنو، تقریبا ناممکن است. از سوی دیگر، شنیده­ایم داستان حضرت علی را هنگامی که گزارش ارتکاب زنا در خانه­ای را به ایشان دادند، چشمانش را بست، وارد خانه شد و سپس بیرون آمد و فرمود: «چیزی ندیدم».

دوم آنکه خود شخص زناکار، بدون آنکه تحت شکنجه قرار بگیرد، به انجام این عمل اقرار کند. در این زمینه هم اسلام خیلی با تسامح نگاه می­کند. در سفینه­البحار، ذیل واژه «رجم» داستانی اینگونه آمده است: «زن غامدیه نزد پیامبر اکرم آمد و گفت: یا رسول­الله! من زنا کرده­ام؛ می­خواهم مرا تطهیر کنی. آن حضرت به او فرمود برگرد. فردا نیز آمد و همین موضوع را مطرح کرد و پیامبر همان جواب را دادند. روز سوم نیز همین قضیه تکرار شد. روز چهارم آمد و گفت: یا رسول­الله من زنا کرده­ام و شاید شما می­خواهید مرا همچون عاجز بن مالک رد کنی. به خدا قسم من حامله شده­ام. پیامبر به او فرمود: فعلا برو تا زمانی که وضع حمل کردی. پس از وضع حمل آمد و گفت: وضع حمل کرده­ام. آن حضرت فرمود: برو تا زمانی که شیر خوردن بچه­ات تمام شود. پس از مدتی در حالی که پاره نانی در دست بچه­اش بود او را آورد و گفت: یا رسول­الله! دوران شیرخوارگی او نیز تمام شد. سپس آن حضرت برای بچه کسی را به عنوان کفیل معرفی کردند و دستور دادند او را رجم [سنگسار] کنند...» (به نقل از منتظری. 1387: 137). ماجرای ماعز بن ملک که در این داستان به آن اشاره شده نیز، حکایت از عدم تمایل پیامبر به سنگسار کردن زناکاران دارد. وی چهار بار نزد پیامبر آمد و در هر چهار بار اصرار کرد که زنا کرده است و باید مجازات شود. اما هر بار پیامبر او را رد می­کرد تا اینکه بالاخره در بار چهارم، سنگسار شد. اما به گونه­ای در زمین دفن شده بود که براحتی توانست بیرون آمده و فرار کند. اگرچه برخی مسلمانان او را گرفته و کشتند و همین امر، مایه ناراحتی پیامبر شد و ایشان را سرزنش کرد که چرا پس از فرار، او را دوباره گرفته و کشتند؟ به جز این موارد استثنایی که اصرار بر اثبات جرم خود دارند، پر واضح است که کمتر انسانی حاضر می­شود به چنین جرمی که می­داند جزای اعترافش چیست، اقرار کند.

سوم آنکه در باب 12 وسایل­الشیعه آمده است که اگر زناکار حتی اقرار کرد و سپس توبه نمود، حاکم شرع می­تواند او را بخشیده و حتی توصیه شده که نسبت به انکار زناکار نیز، تحقیق نشود و اصل را بر درستی همان گفته بگذارد (همان. ص:152).

2: در هنگام اجرای حکم.

با وجود این همه مانعی که بر سر راه اثبات و تعیین مجازات سنگسار قرار داده شده، چنانچه اجرای این حکم به هر دلیل لازم شود، شرایط باز هم به گونه­ای پیش­بینی شده که امکان خلاصی وجود داشته باشد.

یکم: هر کسی نمی­تواند این حکم را اجرا کند. در داستان زنی که در زمان حضرت مسیح قرار بود سنگسار شود، حضرت مسیح به افرادی که در آنجا جمع شده و آماده پرتاب سنگ بودند فرمود: تنها کسانی می­توانند سنگ بزنند که خودشان گناهکار نباشند. با این کار آن پیامبر صلح و دوستی، کسی برای اجرای این حکم باقی نماند. همچنین شبیه همین روایت را درباره حضرت علی داریم که کسی باقی نماند مگر خود حضرت علی و خاندانش. شگفت­انگیز است چگونه بسیاری افراد که خودشان در شهوات نفسانی غرق­اند، سنگ بر کسی می­زنند که عمل آنها را تکرار کرده است.

دوم: درباره دفن کردن زناکار پیش از اجرای سن برخی بر این عقیده­اند که منظور از دفن کردن، پوشاندن است نه لزوما چال کردن در زمین. چنانکه در صفحه 348 جلد 41 جواهرالکلام، داستان زنی به نام جهنیه آمده که پیامبر اسلام او را بدون دفن کردن در چاله، سنگسار کرد. طرفداران این نظر، باز گذاشتن دست حاکم شرع از سوی اسلام در این­باره را در واقع تاییدی می­دانند مبنی بر اجازه و امکان فرار کردن به زناکار.

سوم: حتی دفن کردن در چاله نیز شرایطی دارد. زن را تا کمر و مرد را تا سینه دفن می­کنند. چرا که زن از نظر جسمانی ضعیف­تر است و توصیه شده که بیش از نیمی از بدن او نباید در خاک شود؛ می­توان حدس زد که این حکم نیز برای امکان فرار کردن است.

چهارم: سنگهایی که به مجرم می­زنند، نباید درشت باشد؛ بلکه باید سنگریزه باشد. برخلاف بسیاری که معتقدند این توصیه­ای است برای زجر کش کردن مجرم، شخصا معتقدم که این نیز، برای اینست که پیش از وارد شدن جراحات جدی، وی بتواند فرار کند.

پنجم: سنگها را نباید از روبرو و به پیشانی و صورت زد. بلکه باید از پشت بر او حد جاری گردد. یقینا ضربه وارد شدن بر صورت و پیشانی، زودتر توان تقلا و فرار را از فرد مجرم می­گیرد.

ششم: چنانچه پس از اصابت اولین سنگریزه، مجرم توانست خود را از گودال بیرون کشیده و فرار کند، کسی حق ندارد او را دستگیر کرده و باز گرداند؛ بلکه دیگر حد و مجازاتی بر او وارد نیست.

 

همه این موارد، مصادیقی از رأفت اسلامی بود. اما تا چه حد این رأفت اسلامی به کار گرفته می­شود، جای پرسش دارد. متاسفانه برخی از قضات، تنها به واسطه دستگیری افراد توسط ماموران، بدون توجه به اظهار پشیمانی ایشان، حکم صادر می­کنند. ای­کاش به جز استفاده ابزاری از نام حضرت علی، سیره عملی ایشان را در پیش می­گرفتیم و در چنین مواردی، با چشم­پوشی بر گناهان دیگران، درس انسانیت به ایشان می­آموختیم. و یا چونان پیامبر که علیرغم اعتراف و اصرار مجرم، از صدور حکم، سرباز می­زدند. همچنین برای اجرای حکم، کسانی سنگ می­اندازند که اگر پیشینه خودشان بررسی شود،... . و هنگام دفن مجرم در چاله، آنقدر با پا روی خاک اطراف بدن وی می­کوبند که امکان خروج و فرار را از وی بگیرند. و سنگهایی چنان درشت... و صورتی غرق در خون... و خدایی که شک ندارم از آن بالا، خون می­گرید و... .

نکته­ای دیگر که نباید ناگفته رها شود، بحث زمان­مند بودن مجازات­هاست. بگذارید با چند مثال تاریخی، این بحث را بازتر کنم. وقتی سفرنامه­های مربوط به دوره قاجار را مرور می­کنیم، با موارد شگفت­انگیزی روبرو می­شویم. مثلا مجرم­ها را سر گذرها و کوی­ها، سر می­بریدند. از آنجا که اوضاع اقتصادی مملکت نابسامان بود، مواجب و حقوق ماموران حکومتی یا دیر به دیر پرداخت می­شد و یا هرگز پرداخت نمی­شد. ماموران هم برای جبران این کمبود، دست به کارهای عجیبی می­زدند. برای نمونه، کمی از سر مجرم را با پشت چاقو -که بسیار کند است و لابد درد بسیاری دارد- می­بریدند و در حالی که قربانی زجر می­کشید و دست و پا می­زد، از مردم طلب «حق خون» می­کردند. مردم هم می­دانستند که اگر پول مورد نظر را به ماموران ندهند، قربانی را در همان حال نگاه می­دارند تا ساعتها زجر بکشد. بنابراین برای راحت شدن وی، این پول را پرداخت می­کردند. یا آنچنانکه درباره زادگاهم، زرین­شهر نوشتم درباره زادگاهم: زرین شهر شیخ مرتضی ریزی در یک قرن و نیم پیش، دزدها را خودش محاکمه می­کرد و دست­شان را روی سکوی ورودی مسجد جامع، در حضور مردم قطع می­کرد. اما نکته مورد نظر اینست که مردم آن زمان، تحمل دیدن چنین صحنه­هایی را داشتند.

اما آیا اکنون ما تحمل دیدن چنین مناظری را داریم؟ شخصا اگر جلویم مرغ یا گوسفندی را سر ببرند، هرگز نمی­توانم از گوشتش بخورم. واقعا برایم قابل تصور نیست سنگ به انسانی بزنم که می­دانم دارد نفس می­کشد، و با این کار من، باید درد و رنجی را تحمل کند که خودم حاضر نیستم حتی به چنین زجری، فکر کنم. زیاد لازم نیست به عقب برویم. این زمان می­تواند بسیار کوتاه­تر شود. در سال 1359 که تازه انقلاب به بار نشسته بود و هنوز تب انقلابی­گری و افراطی­گری در مردم وجود داشت، در «قهدریجان» که شهری است بسیار سنتی در نزدیکی اصفهان، مردی را به جرم خوردن مشروب در میدان شهر شلاق زدند. واکنش مردم شهر، صلوات فرستادن به عنوان تایید این مجازات بود. سه سال بعد، یعنی در سال 1362، همان فرد را به همان جرم و در همان میدان می­خواستند شلاق بزنند. ماموران چندین ساعت با مردمی که به نشانه اعتراض، آنها را با سنگ مورد حمله قرار می­دادند، درگیر بودند.

اگرچه در مطلب مربوط به فیلم سنگسار ثریا، درباره بحث حقوق بشر و وجهه بین­المللی کشور و اسلام نوشته بودم، اما لازم می­دانم اشاره کنم که در زمانی که بحث جهانی شدن و دهکده جهانی حتی در کوچه و بازار نیز بر سر زبانهاست، نمی­توان با این توجیه که «احکام اسلام را به خاطر سوءاستفاده غربی­ها زمین نمی­گذاریم»، بی­توجه به افکار عمومی و واکنش بین­المللی بود؛ آن هم در حالی که اسلام را دین «رأفت» و پیامبرش را «رحمت للعالمین» معرفی می­کنیم. چه اینکه اگر بحث اجرای احکام اسلام راستین در میان باشد، اسلام به اندازه کافی جا برای تسامح و تساهل، و نیز احکام جایگزین باز گذاشته است.

پی­نوشت: * «ترجمه قدیمی» اصطلاحی است که برای ترجمه فارسی کتاب مقدس به کار می­رود؛ ترجمه­ای که حاصل تلاش افراد بسیاری از جمله هنری مارتین، میرزا سیدعلی خان، ویلیام گلن، میرزا محمد جعفر شیرازی، رابرت بروس، کاراپت اوهانس و... است که از سال 1812 آغاز شد و نهایتا در سال 1895 به صورت ترجمه فارسی­ای که امروزه در دست است، آماده گردید.

 

نوشته های مرتبط: فیلم سنگسار ثریا

منابع:

قرآن کریم، ترجمه ناصر مکارم شیرازی

کتاب مقدس، ترجمه قدیمی

منتظری، حسینعلی (1387)، مجازات­های اسلامی و حقوق بشر، قم: ارغوان دانش.