مشهدگردی
این هفته فرصتی دست داد تا سه-چهار روزی با گروهی از دوستان برویم مشهد. از مازندران با خودروی شخصی و از مسیر استانهای گلستان، خراسان شمالی و خراسان رضوی خودمان را به این شهر رساندیم.
طبیعتا نام مشهد با نام امام رضا عجین شده. بنابراین نفس کشیدن در هوای حریم حرم یکی از فعالیتها بود. در کنار این بُعد شیعی هویت ایرانی (که البته، به معنای نادیده گرفتن هویت ایرانی هممیهنان اهل سنت یا حتی غیرمسلمان نیست و در این زمینه جداگانه نوشتهhم)، از بُعد ملی این سفر که بازدید از آرامگاه فردوسی در توس بود نیز غافل نشدیم. در کنار آرامگاه فردوسی، سری هم به آرامگاه استاد شجریان و مهدی اخوان ثالث زدیم.
بازدید از آرامگاه نادرشاه افشار هم برنامهای دیگر بود. اگرچه همچون دیگر موزههای کشور، پس از آغاز جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، موزه نادری هم تعطیل شده. موزهها و گنجینههای ارزشمند رضوی هم بسته بود و نمیشد بازدید کرد.
بازار رضا و بهطور کلی بازارگردی در مغازههای رنگارنگ اطراف حرم هم بخش جداییناپذیر از سفر به مشهد است.
همچنین برای نخستین بار، به پیشنهاد یکی از دوستان رفتیم به «سرزمین موجهای آبی»؛ و چه کیفی داشت! کودک درونمان بیدار و فعال شده بود و مدام از این سرسره آبی میرفتیم توی صف آن یکی و از آن یکی هنوز بیرون نیامده، خودمان را جا میدادیم توی صف تیوپ دو نفره و...
تا یادم نرفته، اشاره کنم که چندین سال است گسترش فضاهای تفریحی، فراغتی و خرید در مشهد، محل مناقشه میان طرفداران و مخالفان این پدیده شده است. طرفداران میگویند وجود این فضاها هم میتواند زائر بیشتری را جذب کند و هم به چرخ اقتصاد این شهر یاری برساند. در نقطه مقابل، مخالفان معتقدند این فضاها دارد مشهد را از کارکرد اصلی خود دور کرده و زیارت امام رضا را به حاشیه میرانند.
شب آخر هم با جمعی از دوستان سری زدیم به کافه کتاب آفتاب و دیدار با آقا عابس قدسی، مسئول این کافه و مدیر انتشارات سپیدهباوران؛ جایی که سفرنامه افغانستانم در آستانه چاپ چهارم قرار دارد. در یک خانه ویلایی بزرگ و قدیمی، فضایی دلنشین برای مطالعه و گپ و گفت فراهم کرده. این خانه پیش از انقلاب، مرکز فرهنگی ایران و امریکا بود و جالب آنکه خانم آگاتا کریستی، نویسنده مشهور داستانهای معمایی هم یک دوره کوتاه داستاننویسی در اینجا برگزار کرده بود.
امیر هاشمی مقدم: