امیر هاشمی مقدم

در این یک ماهی که از نا آرامی‌های ایران گذشته، هر کسی در ترکیه از من درباره این رویداد می‌پرسد، پاسخ من هر چه که باشد، آخر سر می‌گوید: «کار این امریکایی‌های بی‌شرف است». «بی‎شرف» در ترکی استانبولی، یا آنگونه که خودشان می‌گویند «شِرِف‌سیز»، معنایی متفاوت با بی‌شرف در فارسی دارد. بی‌شرف در زبان آنها برابر واژه «بی‌ناموس» ماست (اگرچه واژه شرف، ریشه عربی و واژه ناموس، رشه یونانی دارد). برای آنان که بنزین لیتری 7 لیره (تقریبا 16 هزار تومان) می‌خرند، تعجب‌آور و خنده‌دار است که بنزین لیتری 40 کُروش (Kuruş هر صد کُروش می‌شود 1 لیره) بشود 60 کُروش، و ایرانی‌ها بریزند بیرون و چند صد کشته بدهند. و همین نشانه‌ای است از اینکه چنین مسئله‌ای نمی‌تواند ایرانی‌ها را به خیابان بکشاند، مگر اینکه دست امریکایی‌ها در کار باشد. همیشه هم مثال پارک «گِزی» در میدان تقسیم استانبول را به میان می‌آورند که در سال 1392 (2013) چند ماهی نا آرامی به دنبال داشت و دولت این کشور و بسیاری از مردمانش، آنرا هم زیر سر امریکای شِرِف‌سیز می‌دانستند.

به جز بنزین، برای‌شان باور پذیر نیست وقتی می‌گویم در زمستان ما دو تا بخاری همزمان در خانه‌مان روشن است که خانه را حسابی گرم می‌کند و در کنار پول برق و آب و تلفن، ماهانه جمعا 30-20 لیر می‌شود (چیزی حدود 50 هزار تومان). در ترکیه هم گاز خیلی گران است (چون مانند ما روی ذخایر گاز جهان نخوابیده‌اند) هم برق و هم حتی آب (که البته برخلاف کشور ما، ترکیه کشور پر آبی است و تقریبا در همه جایش رودخانه و نهر و دریاچه آب شیرین دارد). بنابراین طبیعی است که در ترکیه، هم برق و هم به‌ویژه گاز بسیار کمتر از ایران مصرف شود؛ و با همه اینها ماهانه پول بسیار بیشتری نسبت به ایرانیان بپردازند. در زمستان به‌طور متوسط در هر خانه ترکیه چیزی حدود 300 تا 500 لیر (حدود یک میلیون تومان) هزینه ماهانه گاز می‌شود؛ آن هم در حالی‌که برخلاف ما، آنها در خانه لباس بیشتری می‌پوشند و درجه حرارت شوفاژ خانه را پایین نگه می‌دارند. البته همچنان در شهرهای بزرگ همانند آنکارا و استانبول، خانه‌های بسیار زیادی می‌توان یافت که هنوز گازکشی نشده و بخاری‌های زغالی دارند که با زغال سنگ کار می‌کند و بنابراین اکنون بازار خرید و فروش زغال سنگ در این کشور بسیار داغ است. خیلی از ایرانیانی که در ترکیه خانه می‌خرند (بهای خانه در ترکیه به نسبت ایران، ارزانتر است)، با نخستین قبض گاز و برق، حساب کار دست‌شان می‌آید که اینجا ترکیه است!

همین هزینه بالای گرمایش در ترکیه باعث شده معماری خانه‌های این کشور هم متفاوت از خانه‌های ایرانی باشد. آنان مانند ما در داشتن هال بزرگ، دست و دلباز نیستند؛ همانگونه که برعکس ما، آشپزخانه‌شان هم اصطلاحا اوپن نیست. تقریبا همه خانه‌ها و آپارتمان‌های ترکیه، حتی نوسازها، مدل‌شان یکسان است. یعنی از در که وارد آپارتمان شوی، یک راهروی باریک (عرض 120-100 سانتی‌متر) روبروی‌تان است که چپ و راست آن، اتاق‌ها و آشپزخانه و هال قرار دارد. معمولا هال، یک دستشویی و آشپزخانه نزدیک در ورودی آپارتمان است و سپس نوبت به اتاق‌های خواب و حمام می‌رسد. هال که مساحتش عموما نزدیک 20 متر است، با همین اندازه کوچکش اتاق پذیرایی هم به شمار می‌آید. آشپزخانه هم مانند خانه‌های قدیم در ایران، دقیقا شبیه یک اتاق است که فقط گاز و کابینت و سینک ظرفشویی دارد. در ترکیه به اوپن آشپزخانه (که بسیار کمیاب است؛ مگر در خانه‌های اعیانی) «آمریکان موتفَئی» (Amerikan Mutfağı) می‌گویند. و لابد از نگاه آنان همین نشان می‌دهد که امریکا چقدر در ایران نفوذ کرده! البته که تاکنون چنین استدلالی از آنان نشنیده‌ام، اما نفرت عجیبی که بیشتر مردم این کشور از امریکا دارند، برای ایرانیان شاید چندان قابل درک نباشد.

برخلاف ایران که شعار علیه امریکا زیاد داده می‌شود، اما حتی بسیاری از آقازاده‌ها هم رویای امریکایی می‌بینند، ترکیه‌ای‌ها اروپا برای‌شان جذاب‌تر است و به گردشگران امریکایی هم چندان روی خوشی نشان نمی‌دهند. کلیپ‌های زیادی می‌توان در اینترنت یافت که گردشگران امریکایی را گیر آورده و به تلافی مثلا یک موضع‌گیری سیاستمداران امریکایی، به باد کتک گرفته‌اند. همانگونه که چند سال پیش چند سرباز نیروی دریایی امریکایی که در کشتی‌شان در استانبول توقف کرده و برای گشت و گذار به شهر آمده بودند را هم به شدت کتک زدند. و البته که دولتمردان ترکیه‌ای، خوب بلدند ظاهر ضد امریکایی گرفته، اما بدون شعار «مرگ بر امریکا» که برای کشورشان هزینه‌آور باشد، با امریکایی‌ها بازی کنند (و در این یکی دو ساله اردوغان این را به خوبی نشان داد؛ به‌ویژه در بازی کردن با برگ روسیه در برابر امریکا و امتیاز گرفتن از هر دو کشور).

نتیجه‌گیری هم نمی‌خواهد این یادداشت.

دیگر یادداشتهای مرا می توانید در کانال تلگرامی مقدمه (اینجا) بخوانید.