چند کتاب پیشنهادی
امیر هاشمی مقدم
امروز، سیزدهم شهریور، به روایتی زادروز ابوریحان بیرونی است و برای همین «روز مردمشناسی» نامیده شده است. ابوریحان، دانشمندی است که آثار بسیاری، از جمله کتاب ارزشمند «تحقیق ماللهند» را درباره فرهنگ هندیهای هزار سال پیش به یادگار گذاشت. مردمشناسی نیز، دانش بررسی عمیق فرهنگهاست.
در اینجا چند نویسنده و کتاب در زمینه مردمشناسی، یا آنگونه که در دانشگاهها و محیط علمی کاربرد بیشتری دارد، انسانشناسی، معرفی میشود که بیگمان از خواندنشان لذت میبرید؛ هرچند شاید برخیشان را خوانده باشید، بیآنکه بدانید نوشته یک انسانشناس است.
🖌 برانیسلاو مالینوسکی: اهل لهستان بود که در سال ۱۹۱۴ و میانه جنگ جهانی نخست، برای پژوهش به استرالیا رفت؛ اما او را به دلیل ملیتاش (لهستان جزو جبهه دشمن بود) به زندان انداختند. درخواستش برای تبعید به جزایر «تروبریاند» پذیرفته شد و تا سال ۱۹۱۸ پژوهشهای ارزشمندی با روش «مردمنگاری» و «مشاهده مشارکتی» میان بومیان آنجا انجام داد. انچنان روشهای پژوهشی وی کارا بود که بسیاری او را بنیانگذار پژوهش میدانی در انسانشناسی میدانند. یکی از کتابهای برگردانشدهاش به فارسی، «غریزه جنسی و سرکوبی آن در جوامع ابتدایی (http://www.fidibo.com/book/view/4540)» است که در آن، نظریه «الکترا» را در برابر نظریه ادیپ فروید بیان میدارد. نکته جالبی که در این کتاب نشان داده، اینست که در میان جوانان تروبریاندی که ٱزادی تقریبا کامل جنسی تا پیش از ازدواج داشتند، همجنسبازی وجود نداشت؛ اما پس از ورود مبلغان مسیحی و ممنوع شدن آزادیهای جنسی، همجنسبازی در میانشان رواج یافت. همچنین چکیدهای از پژوهشهای وی بهنام «تروبریاندها» نیز به فارسی برگردان شده است.
🖌 مارگارت مید: شاید جمله «هیچ زنی، زن به دنیا نمیآید، بلکه زن میشود» سیمون دوبوار، نویسنده کتاب جنس دوم (که از آن بهعنوان مانیفست فمینیسم یاد میشود) را شنیدهاید. این جمله او و بسیاری از دیدگاههای دیگر فمینیستها، برگرفته از آثار مارگارت مید است. او که در بیست سالگی و به تنهایی از امریکا یه جزایر دورافتاده ملانزی (در اقیانوسیه) رفت و مدتها در میان مردمان آنجا پژوهش انجام داد، تلاش کرد نشان دهد ویژگیهای رفتاری زنانه و مردانه و بهطور کلی، شخصیت افراد بیشتر در فرهنگ و اجتماع ساخته میشود و یک چیز زیستی نیست. برای نمونه او سه جامعه همسایه در ملانزی را بررسی کرد و نشان داد در حالیکه جامعه «موندو گومور» مردسالار است، در جامعه «آراپش» چه مرد و چه زن دارای طبع حساس و مهربانند. اما از همه جالبتر جامعه «جامبولی» بود که در آن زنان به کارهای بیرون از خانواده همچون ماهیگیری و... میپردازند، در حالیکه مردان به پرورش کودکان در خانه، آرایش کردن خودشان و رقص مشغولند (هرچند برخی انسانشناسان، دادههای او را به چالش کشیدند). همچنین کتاب «بلوغ در ساموآ» نوشته او که به فارسی هم برگردان شده، یکی از پر فروشترین و جذابترین کتابها برای والدین در امریکا بود. اکنون این کتابهایش هم به فارسی در دسترس است.
🖌 کارلوس کاستاندا: انسانشناسی که برای پژوهش درباره مصرف پیوتل (همان گیاه توهمزایی که برخ از شمن-جادوگران سرخپوست به کار میبرند) به مکزیک رفت. در آنجا با یک عارف سرخپوست بهنام «دون خوان ماتیوس» آشنا و زندگیاش دگرگون شد. او سالها در کنار دون خوان، چیزها و جهان غیر عادیای را تجربه کرد که بخشهایی از آنرا در دوازده کتابش (اینجا) به نامهای:
تعلیمات دون خوان، حقیقتی دیگر، سفر به دیگر سو، افسانه قدرت، دومین حلقه قدرت، هدیه عقاب، آتش درون، قدرت سکوت، هنر رؤیا دیدن، حرکات جادویی، چرخ زمان و کرانه فعال بیکرانگی نوشت. اگر به عرفان سرخپوستی و تجربههای غیرعادی علاقه دارید، کتابهای کاستاندا (که به فارسی هم برگردان و البته گاهی ممنوع هم شدهاند) شما را جذب خواهد کرد.
🖌 اسکار لوئیس: انسانشناسی که چندین سال در حاشیه شهر مکزیکوسیتی، با «خانواده سانچز» گفتگوهای عمیق کرد و نظریه «فرهنگ فقر» خود را (که برپایه آن، فقر در میان مردمان فقیر، خودش را بازتولید میکند) ببان داشت. کتاب پژوهشی «فرزندان سانچز» او، بیشتر به رمان جذابی میماند آکنده از تجربیات جنسی گسترده کودکان فقیر، والدینی که هرگز ازدواج نکردهاند، ساعت و کمربندهایی که نزد مغازهدارها به گرو گذاشته میشوند، آن هم در حلبیآبادها.
✅ البته انسانشناسی امروزه دیگر نه در میان قبایل دورافتاده، بلکه در میان هر فرهنگی به موضوعاتی همچون سینما، موسیقی، پزشکی، حاشیهنشینی، دین، خانواده، ورزش، روابط بینالملل، قومگرایی، گردشگری (حوزه اصلی خودم) و... میپردازد. انسانشناسان تلاش دارند با زندگی درون یک جامعه یا نزدیکی به آنان، درکشان از فرهنگ آن جامعه به درک خود آن جامعه نزدیک شود.
امیر هاشمی مقدم: