۱۰ نکته درباره جاسوسان اسرائیلی و افغانستانیهای اخراجی!
امیر هاشمی مقدم: انصافنیوز
جنگ و در واقع دفاع ۱۲ روزه ایران در برابر حملات ددمنشانه رژیم جنایتکار اسرائیل به پایان رسید. یکی از نخستین موضوعات و مسائل مهم در این جنگ، نیروهای نفوذی و جاسوسان فراوان اسرائیل در ایران بود که هم اسرائیل به آن اذعان داشت و هم مسئولان امنیتی و نظامی ایران. در این میان، یکی از نخستین متهمان، اتباع افغانستانی ساکن در ایران بودند. برای همین موج دستگیری و اخراج آنها در روزهای اخیر به شدت در جریان است. در این باره بیان چند نکته لازم است:
۱- در این نکته شکی نیست که تعدادی از جاسوسها و عوامل خرابکاری اسرائیل در ایران، شهروندان افغانستانی بودند. بر پایه گزارشهای غیررسمی حدود یکصد و پنجاه هزار نیروی نظامی و امنیتی افغانستانی که بخش زیادی از آنها توسط نیروهای ائتلاف امریکایی آموزش دیده بودند، پس از تسلط طالبان بر این کشور، به ایران گریختند. اینها دارای شبکه روابط دوستی با یکدیگر بودند که جذب یکی از آنها میتوانست به جذب شمار زیادی از دوستان و همکاران قدیمیاش منجر شود. با توجه به شغل نامناسب (برای نمونه کلیپی در دست است از یکی از محافظان اشرف غنی که در ایران مشغول کارگری است)، دستمزد نسبتا پایین و برخوردهای بعضا تحقیرآمیز ایرانیان با آنها، انگیزههایی برای همکاری با اسرائیل وجود داشته است. رویداد تروریستی شهروندان افغانستانی در حرم امام رضا (۱۴۰۱)، در حرم شاهچراغ (۱۴۰۲) و برخی قتلهای فجیع (برای نمونه قتل داریوش مهرجویی، کارگردان برجسته ایرانی و همسرش توسط سرایدار افغانستانی) به این گمانهزنیها دامن میزند. تمرکز چند روز اخیر رسانههایی همچون اینترنشنال (وابسته به اسرائیل) بر اخراج افغانستانیها و اشک تمساح ریختن برایشان، نشان میدهد که اتفاقا نگرانیهای ایران در این زمینه چندان بیراه نیست.
۲- با همه آنچه در بالا گفته شد، هنوز مدارک کافی برای میزان گستردگی همکاری افغانستانیها با سرویس جاسوسی اسرائیل مشخص نیست. به سخن دیگر، شمار افغانستانیهایی که جاسوسیشان محرز و اثبات شده بسیار کمتر از میزانی است که ادعا میشود. همچنین برخی کلیپها و اخباری که از دستگیری جاسوسهای افغانستانی سخن به میان میآورند، هیچ نشانهای در این زمینه ارائه نمیدهند. چنانچه اینها جزو اسرار امنیتی است که فعلا نباید آشکار شود، پس بهتر است اخبار غیرقابل اثبات هم فعلا منتشر نشود و به موج افغانستیزی دامن نزند.
۳- با حمله اسرائیل به کشورمان، نه تنها مهاجران افغانستانی در کنار مردم ایران علیه تجاوزگران اعلام آمادگی کردند، بلکه فضای غالب در افغانستان نیز همدلی با ایران بود. برای نمونه گردهماییها و راهپیماییهایی در این کشور در حمایت از ایران برگزار شد و چهرههای سرشناس زیادی از این کشور به محکومیت حملات اسرائیل علیه کشورمان پرداختند. اینها را نباید نادیده گرفت و گناه شمار اندکی افغانستانی را به پای میلیونها شهروند این کشور نوشت.
۴- شوربختانه پس از روی کار آمدن طالبان، عملا مرزهای شرقی کشور رها شد و بعضا روزانه جمعیت چند هزار نفری بهصورت غیرقانونی وارد کشور شده و به شهرها و مناطق مختلف گسیل میشد. یکجور رهاشدگی احساس میشد که کسی توضیحی برایش نداشت. نگارنده بارها نسبت به این مسئله در رسانهها هشدار داد؛ اما در کنار هشدارهای دیگر افراد دلسوز و نگران، نادیده انگاشته شد. در ان زمان یک جریان مشخص در کشور، بیش از انکه نگران این ورود بیرویه باشد، در حال سفیدشویی طالبان بود. این جریان و نیز مسئولانی که مرزهای شرقی را به امان خدا رها کرده بودند، امروز باید پاسخگو باشند و در صورت نیاز محاکمه شوند.
۵- حضور گسترده و غیرقانونی افغانستانیها در ایران، به جز آسیبهایی که به ایران وارد میکرد، دو آسیب عمده هم متوجه خود افغانستانیها کرد: نخست، خالی شدن سرزمین افغانستان از اقوام فارسزبان تاجیک و هزاره که بسیاری اوقات زمینهایشان با کوچروان پشتون تصرف میشد. نیازی به یادآوری نیست که تاجیکها و هزارهها، نگهبانان زبان فارسی در افغانستان (که عمدتا آنرا سرزمین خراسان و برخی نیز ایران شرقی مینامند) هستند. دولت ایران به جای فشار بر طالبان برای به رسمیت شناختن حقوق تاریخی این گروهها و جلوگیری از به حاشیه راندن زبان فارسی و رسوم فرهنگی مشترک (همچون تقویم هجری شمسی، نوروز و...)، به مسائل حاشیهای دیگری مشغول بود. از سوی دیگر، حضور گسترده چند میلیون افغانستانی در ایران، باعث ایجاد حساسیت گسترده ایرانیان شد و همه افغانستانیها را با یک چشم دیدند و با یک چشم راندند؛ چه آن افغانستانیای که بیش از چهل سال است با مدرک قانونی در ایران زندگی میکند و فرزند و نوهاش در اینجا به دنیا آمده و رنگ افغانستان را هم به چشم ندیده؛ چه آن افغانستانیای که دیروز به طور غیرقانونی وارد ایران شده بود. بنابراین گروه اول افغانستانیها اولین قربانیان حضور بینظم و قاعده گروه دوم شدند.
۶- متاسفانه در موج گسترده دستگیری و اخراج افغانستانیهای غیرمجاز، شمار قابل توجهی هم از افغانستانیهایی که بهطور قانونی در کشور حضور داشتند اخراج شدهاند. ظاهرا برخی از ماموران بدون توجه به مدارک اقامتی و قانونی این افراد، آنها را هم به زور سوار اتوبوسها کرده و اخراج نمودند. ضمن اینکه کلیپهایی از برخوردهای تند ماموران ایرانی با افغانستانیهای دستگیر شده منتشر گردید که رفتار خلاف قانون و اخلاق آنها را نشان میدهد. مسئولان نیروی انتظامی و وزارت کشور لازم است به چنین مواردی هرچه سریعتر واکنش نشان داده و مانع تکرارشان شوند.
۷- برخی چهرههای مشخص، سالهاست دارند در شبکههای اجتماعی به نفرتپراکنی علیه افغانستانیها دامن میزنند. با اوضاع پیشآمده، این افراد با ژست «دیدید گفتم» دارند برای خود مقبولیت میخرند و شوربختانه با توجه به شرایط کشور، سخنشان هم خریدار پیدا کرده. بهتر است این افراد هم از سوی نهادهای ذیربط دعوت و توجیه شوند.
۸- شوربختانه باید پذیرفت بخشی از نگرانیهای ایرانیان نیز به جاست. بعضا گروههای چند نفره جوانان افغانستانی در سطح شهرها با لباس و ظاهری نامرتب و رفتارهای زننده، باعث ایجاد نگرانی در میان خانوادههای ایرانی میشدند. کلیپهایی که از ورود این افراد به حوض وسط میدان نقش جهان اصفهان، کشتی در میدان آزادی تهران، شوخیهای عجیب در پارک چیتگر و... منتشر شد، گوشهای از این رفتارها را به نمایش میگذارد. در این میان، اگرچه شمار اندکی از روشنفکران و نویسندگان افغانستانی نسبت به این رفتارهای هممیهنانشان گلایه میکردند، اما بیشترشان یا سکوت پیشه کرده و یا حتی بعضا در برابر انتقادات ایرانیان، به دفاع از هممیهنانشان و متهم کردن ایرانیان پرداختند.
۹- بیشتر منتقدان افغانستانی از دولت و مردم ایران گلایه دارند که چرا رسم همسایگی و اخلاق را به جا نمیآورند و افغانستانیهایی که برای یک لقمه نان به ایران پناه آوردهاند را به زور از کشور اخراج میکنند؟ این استدلال در هیچکجا پذیرفته نیست و هیچ کشوری مرزهایش را برای ورود بیضابطه شهروندان کشورهای دیگر باز نمیگذارد. کسانی که بیتوجه به حرمت مرزهای قانونی یک کشور و علیرغم هشدارهای فراوان، بارها بهطور غیرقانونی از آنها عبور کرده و هر بار پس از دستگیری دوباره همان رفتار غیرقانونی را تکرار میکنند، نباید در این زمینه گلایهای داشته باشند.
۱۰- دست آخر، همانگونه که در کتاب «چرا افغانستان برای ایران مهم است؟» شرح دادهام، این راهحلهای اخراج پناهجویان غیرمجاز و... اثرگذار نیست؛ بلکه ایران باید بهصورت ریشهای این مشکل را برطرف کند. تا زمانی که یک دولت ملی و توسعهگرا در افغانستان روی کار نیاید، هر کاری که بکنیم، باز هم شمار زیادی از افغانستانیها به کشور ایران پناه میآورند. تا زمانی که نسبتمان را با افغانستان مشخص نکنیم (دینی؟ فرهنگی؟ تمدنی؟ جغرافیایی؟ و...) بیبرنامگی در برخوردمان با این کشور و مهاجران قانونی و غیرقانونیاش موج میزند. تا زمانی که نهادهای دولتی و شبهدولتی مختلف برنامههای متنوع و بعضا ضد و نقیض درباره افغانستان و مهاجرانش داشته باشند، عملا جز هزینه بیهوده و رقابت ناسالم، دستاورد دیگری نخواهیم داشت. تا زمانی که با ابرقدرتها مسائلمان را حل نکنیم، امکان جلوگیری قدرتمند از ورود غیرقانونی به کشورمان را نداریم، وگرنه سریعا پرونده حقوق بشری علیهمان فعال میشود.
البته همه اینها بارها از سوی نگارنده و بلکه بهتر از من، از سوی کارشناسان خبره حوزه افغانستان بیان شده، اما تاکنون صدایمان شنیده نشده است.
امیر هاشمی مقدم: