چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390
یک بازاندیشی در مفهوم مکانهای «توریستی»
یک بازاندیشی در مفهوم مکانهای «توریستی»
...در شرایط فعلی که برنامهریزیها اصولی نیست و دست به دست مسافرتهای بیبرنامه
داده است، شاید فعلاً سادهترین راه این باشد که اگر روستایمان را دوست داریم؛
اگر به طبیعت شهرمان علاقمندیم؛ اگر همچنان احساس میکنیم که فرهنگمان برایمان
ارزشمند است؛ اگر مشتاقیم تا همچنان مکانی قابل زندگی داشته باشیم، بهتر است دور
«توریستی» شدنش را خط بکشیم...
این نوشتار پیش از این در تارنمای انسان شناسی و فرهنگ به آدرس: http://anthropology.ir/node/12238منتشر شده بود.
برچسبها: پیامدهای جهانگردی, محیط زیست
ادامه نوشتار
سه شنبه بیستم دی 1390
باید من رو ببخشی؛ آدم عقده¬ای
باید من رو ببخشی؛ آدم عقدهای
برچسبها: بخشش و گذشت
ادامه نوشتار
جمعه نهم دی 1390
جنگل و آبگرم بلیران
جنگل و آبگرم بلیران
تازه از گردش امروز برگشتهام. با چند تن از دوستان و همکاران رفته بودیم
جنگلهای بلیران (Baliran) آمل. زمستان بود و هوا سرد؛ اما آبگرم
گوگردی در حوضچه طبیعی وسط جنگل، که به جز بومیان محل کمتر کسی آنرا میشناسد،
زمستان را بهاری میکرد. حدوداً یک ماه پیش، همکار باستانشناس گروه، آقای صفری، عکسهای گردششان در جنگلهای
بلیران را نشانم داد. بهجز دستنخورده بودن منطقه، دو نکته برایم خیلی جذاب بود:
یکی آبگرمی که وسط جنگل و در میان درختان بود؛ و دیگری غار دستکندی که گویا محل
زندگی انسانهای پیش از تاریخ بوده است...
ادامه نوشتار
جمعه دوم دی 1390
فرزندان ما هم حق دارند؟
فرزندان ما هم حق دارند؟
در اینجا نمیخواهم درباره سگهایی سخن بگویم که برای تفنن، پوستشان را زنده
زنده میکنیم؛ گربههایی که آتششان میزنیم؛ ماهیهایی که زنده زنده، بدنشان را
در روغن داغ، سرخ میکنیم و در حالی که هنوز دهانشان باز و بسته میشود، جلوی
مشتری میگذاریم؛ و هزاران وحشیگری دیگری که کافی است واژههایی «چون شکنجه و
آزار خیوانات» را در اینترنت جستجو کنید تا میلیونها تصویر، فیلم و نوشته دربارهشان
ببینید. کسانی که این کار را میکنند، درندههایی هستند که فعلاً روی سخنم با آنها
نیست. در اینجا تنها میخواهم بازاندیشی کوتاهی داشته باشیم درباره رفتارهای خودمان
نسبت به جانوران. یا گاهی سکوتمان. و گاهی هم جملات نغزی که میگوییم و گمان میکنیم
با این جملات، از جانورن دفاع کردهایم. این جمله را بسیار شنیدهایم که فرزندان
ما هم حق دارند دریای پاکیزه را ببینند؛ آنها هم حق دارند جنگل زیبا را ببینند؛
آسمان آبی را ببینند؛ هوای تمیز را تنفس کنند؛ جانوران و ماهیهای گوناگون را
ببینند؛ سزاوار نیست که فقط عکسهای این جانوران را در کتابهایشان دیده و درباره
آنها در کتابهایشان بخوانند.
ادامه نوشتار
سه شنبه پانزدهم آذر 1390
شهید جاوید: درباره فلسفه قیام امام حسین
شهید جاوید: درباره فلسفه قیام امام حسین
این نوشتار، طولانیترین نوشتار کل
دوره وبلاگنویسیام شد. البته نقد کتابهایی نوشته بودم که حجمشان بیش از این
بوده باشد و در وبلاگ هم منتشر نمودم؛ اما آنها را برای نشریات ویژه نقد کتاب مینوشتم
و مخاطبانش عمدتاً منتقدان حرفهای کتاب بودند. اگرچه آنها را هم بر روی وبلاگم
منتشر کردهام، اما این معرفی کتاب را تنها برای وبلاگم نوشتهام. بنابراین
پیشاپیش از طولانی بودن آن پوزش میخواهم. برای کسانی که حوصله خواندن نوشتار طولانی
ندارند، همینقدر توضیح میدهم که در این کتاب، بسیاری از تحریفاتی که درباره قیام
امام حسین وجود دارد، مورد بررسی و نقد قرار گرفته است که عمدهترین آنها، آگاهی
امام حسین از شهادت خویش در طول این سفر و در دشت کربلا بود و اینکه خانوادهشان
را هم با خودشان آورده بودند تا پس از شهادت، به اسارت برسند و آبروی بنیامیه
برود. برخلاف اینها، نویسنده معتقد است شهادت امام حسین بیش از آنکه دستاورد داشته
باشد، پیامدهای منفی داشت. ضمن آنکه مردم کوفه را برخلاف عقیده رایج، بیوفا نمیداند
و ویژگیهای آنها را همانند بسیاری از دیگر مردم، طبیعی ارزیابی میکند. همچنین این
سخن که برخی از یاران امام حسین در شب عاشوراء ایشان را تنها گذارده و رفتند نیز
دروغ است. این کتاب به بسیاری از دیگر انحرافات نیز پاسخ داده است. البته من هم
تنها به برخی از این انحرافات پرداختهام و دانستن درباره همه آنها، خواندن اصل
کتاب را الزامی میکند. بهویژه برای آنان که به مبحث قیام امام حسین و انحرافات
عاشوراء علاقمندند. بههرحال اگر به این مبحث علاقمندید، میتوانید مرا در این
نوشته همراهی فرمایید. عمدتاً مطالبی را در این نوشتار گزینش کردهام که تاکنون
نشنیدهاید و بنابراین برایتان جالب خواهد بود...
ادامه نوشتار
دوشنبه سی ام آبان 1390
قلعه ضحاک: مجموعه آژی دهاک
...با وجودی که روز پنجشنبه بود، فقط دو-سه جوان برای بازدید از آنجا آمده بودند
که آنها هم گویا اهل همان اطراف بوده و قصدشان پیکنیک بود و نه بازدید. راه
افتادم به سوی پایین دره. در بین راه، یک درخت زالزالک (یا به قول اصفهانیها: کوج
kevej) قرمز بین راه بود که میوههای خوشمزهای داشت و جایتان باز هم
خالی. بعد راه را ادامه دادم تا ته دره. اینجا یک رودخانه گلآلود بود که پل آهنی
بسیار باریکی از روی آن عبور میکرد...
ادامه نوشتار
چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390
تکمله آقای پارسایی بر مقاله «اسطوره زدایی از زندگی استادان»
پس از انتشار نوشتار اسطوره زدایی از زندگی استادان بر روی سایت انسان شناسی و فرهنگ، و سپس بر روی وبلاگم، برخی از دوستان نظرات شان را کتبی یا شفاهی بیان کردند. در این میان، همکار گرامی و ارجمندم جناب آقای پارسایی نیز نکاتی را بر آن مقاله افزودند و برای انتشار در وبلاگ، در اختیارم قرار دادند. آنچه در ادامه می خوانید، نوشته ایشان است:
...
ادامه نوشتار
یکشنبه بیست و دوم آبان 1390
آبشار گیسو
آبشار
گیسو
...به صخرهای بلند میرسی که به صورت نیمدایره، از سه طرف تو را در بر گرفته است. آب از درزهای صخره بیرون میآید. مهمتر از همه، نقطهای است که صخره سوراخ است و آب از آنجا با فشار بیرون میآید. ارتفاع این آبشار اصلی، 6-5 متری میشود. به تمام صخرهای که آب از آن فرو میریزد، گلسنگ روئیده است. اما افسوس و صد افسوس از انسانهایی که به جز جلوی دماغ خودشان، چیزی دیگر نمیبینند. ظروف یکبار مصرف، بطریهای آب معدنی و نوشابه و انواع زبالههای تجزیهناپذیر دیگر، چیزی است که در اطراف آبشار، چشم را به شدت میآزارد. بخشی از زباله ها را جمع کرده و از آنها عکس گرفتم...
ادامه نوشتار
سه شنبه هفدهم آبان 1390
قربانی
قربانی
...قربانی کردن این جانوران بیگناه اما تنها محدود به عید قربان نیست. در هر عیدی و به هر بهانه ای، این جانوران باید قربانی جاه طلبی های ما باشند. کسی بمیرد، گوسفند قربانی میکنند و نوزادی متولد شود، باز هم گوسفندی دیگر. کسی را اگر چشم بزنند، گوسفند برای رفع بلا قربانی میکنند و آن یکی اگر نذر و نیاز داشته باشد، برای برآورده شدنش گوسفندی دیگر به خاک و خون کشیده میشود. زنی که به خانه شوهر می رود، گوسفند جلوی پایش قربانی می کنند و دیگری اگر به کربلا و مشهد و سوریه برود یا برگردد، باز هم گوسفند است که قربانی می شود. اگر چپ بروی، گوسفندی دیگر و اگر به راست بیایی، باز هم یک گوسفند دیگر...
ادامه نوشتار
سه شنبه دهم آبان 1390
اسطورهزدایی از زندگی استادان
«استاد! چند سالتونه؟»؛ «استاد! ازدواج کردین؟»؛ «استاد؛ اون حلقه توی دست راستتون واسه چیه؟ نامزد کردین؟»؛ «استاد! اهل کجائین؟»؛ «استاد! شب با بچهها میریم کافیشاپ. شما هم بیاین»؛ «استاد!.. استاد!... استاد!...» اینها تنها بخشی از پرسشهایی است که دانشجویان از من و دیگر همکارانم میپرسند. پسر و دخترش هم فرقی نمیکند. از قضا و برخلاف تصور، پسرها بیشتر این پرسشها را میپرسند. به هرحال، این موضوع باعث شد تا مقاله ای تحلیلی در این باره در سایت انسان شناسی و فرهنگ منتشر کنم که در ادامه، می خوانید:...
ادامه نوشتار
شنبه هفتم آبان 1390
فرخنده باد، زادروز کورش بزرگ!
امروز،
هفتم آبان ماه، آنگونه که برخی می گویند، برابر است با زودروز کورش بزرگ؛ مردی که درباره بزرگمنشی و
ویژگیهای برجسته انسانیاش، اندیشمندان ایرانی و بیگانه بسیار سخن رانده و نوشتهاند.
حتی مورخان یونان که بزرگترین جنگها در آن دوران بین این دو کشور رخ داده است نیز،
نتوانستهاند بر این وِیژگیها چشمپوشی کنند. کورش را به روایتی، همان حضرت
ذوالقرنین که در روایات عبری و اسلامی دربارهاش بسیار سخن رفته است میدانند.
کورش همان فرمانروایی است که برای نخستینبار، کشورگشاییهایش با کمترین خشونت، و
با بیشترین احترام به دین و فرهنگ سرزمینهای شکستخورده همراه بود. همو که بر خلاف
پادشاهان دیگر ...
ادامه نوشتار
سه شنبه سوم آبان 1390
آسیب شناسی گردشگری رویدادهای فرهنگی
آسیب شناسی گردشگری رویدادهای فرهنگی

رویدادها میتوانند در دستههایی همچون رویدادهای ورزشی، دینی، فرهنگی، و... بخشبندی شوند. بیتردید گردشگری رویدادها، با توجه به تنوع و گستردگی رویدادهای گوناگون در ایران، دارای توانمندیهای بسیاری است. اگرچه گردشگری رویدادها میتواند با جلب افکار عمومی و بهویژه گردشگران، مایه توجه بیشتر به رویدادها و در نتیجه زنده ماندن آنها شود، اما از دیگرسو میتواند به اصل رویدادها نیز آسیب برساند. نگارنده این نوشتار، با توجه به زمینه مطالعاتی خود، تنها به آسیبشناسی رویدادهای فرهنگی میپردازد...
این نوشتار را بر روی سایت انسان شناسی و فرهنگ (http://anthropology.ir/node/10942) منتشر کرده ام.
ادامه نوشتار
پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390
جزیره آبسکون: آخرین پناهگاه سلطان محمدخوارزمشاه از دست مغولان
جزیره آبسکون: آخرین پناهگاه سلطان محمدخوارزمشاه از دست مغولان
جزیره کمتر شناخته شده آبسکون، که امروزه آشوراده می نامندش، همان است که سلطان محمدخوارزمشاه از دست مغولان به آنجا پناه برد. و تا پایان زندگی اش در همانجا با بیماری دست و پنجه نرم کرد و نهایتاً نیز در همانجا مرد. در اینجا می توانید شرح بازدید یک سال و نیم پیشم از جزیره را بخوانید
...
ادامه نوشتار
پنجشنبه چهاردهم مهر 1390
انسان شناسی گردشگری: دعوت به همکاری
انسان شناسی گردشگری: دعوت به همکاری
سایت انسان شناسی و فرهنگ (www.anthropology.ir) به عنوان پربازدیدترین سایت علمی کشور، به تازگی شاخه تویسم را نیز اضافه کرده است. تاکنون و پیش از این نیز چندین مقاله (عمومی) از مقالات کلاسی و درسی دانشجویانم را در این سایت منتشر کرده بودم. به دانشجویان پیشنهاد می کنم مقالات کلاسی خود را چنانچه اعتبار علمی دارند، برای انتشار در این سایت در اختیارم قرار دهند. برای آشنایی کوتاه با انسان شناسی گردشگری، مقاله کوتاهی که در این باره در سایت انسان شناسی و فرهنگ منتشر کرده ام را در اینجا می توانید بخوانید:...
ادامه نوشتار
چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390
اندر احوالات آوردن پسر به خانه!
اندر احوالات آوردن پسر به خانه!
دفعه پیش، درباره آوردن دختر توی آپارتمانمان و مصائب دنبالهاش برایتان روضهخوانی کردم (که می توانید در اینجا بخوانیدش). و اما اینبار، طوطیان شکر شکن شیرینگفتار، از آوردن پسر به آپارتمان چنین حکایت کنند که...
توی طبقهای که خانه من هم همانجاست، به تازگی دو دختر دانشجو ساکن شدهاند. هنوز وسایلشان را درست توی خانه نچیده بودند که...
ادامه نوشتار
پنجشنبه هفدهم شهریور 1390
انتقاد، توهین، تهمت
انتقاد، توهین، تهمت
خیلی وقت است چیزی ننوشتهام. دیروز بهطور همزمان، سه تن از دوستان این نکته را یادآوری کردند. از سوی دیگر، چند روز پیش یکی از دوستان انتقاد میکرد که دیگر نوشتههای اجتماعی روی وبلاگ نمیگذارم و همهاش شده سفرنامه. راست میگوید. هدف از راهاندازی این وبلاگ، همانگونه که در معرفیاش هم نوشتهام، انتقادهای فرهنگی- اجتماعی نسبت به برخی هنجارها و رفتارهای خودمان است. اما واقعیت اینست که تحمل شنیدن نقد خیلی کم شده است. همه مدعی انتقادپذیریاند؛ لیکن به محض اینکه انتقادی نسبت به ایشان بشود، میگویند که شما به ما توهین کردی یا تهمت زدی. درست است که مرزبندی بین این سه مقوله، کار چندان سادهای نیست، اما به بیان ساده میتوانم اینگونه بگویم که...
ادامه نوشتار
سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390
مسابقه داستاننویسی و خاطرهنویسی
مسابقه داستاننویسی و خاطرهنویسی
گروه مدیریت جهانگردی و هتلداری در نظر دارد مسابقه داستاننویسی و خاطرهنویسی برگزار نماید.
شرایط شرکت در مسابقه:
· خاطرهها باید مرتبط با گروه مدیریت جهانگردی و هتلداری باشد (کلاسها، اردوها، برنامههای جانبی و...)
· اولویت با داستانهایی است که مرتبط با گروه، و یا بهطور کلی با گردشگری باشد.
· هر خاطره و یا داستان از هزار واژه بیشتر نشود.
· سبک و نوع نگارش آزاد است.
به نفرات اول، دوم و سوم هر گروه (داستاننویسی و خاطرهنویسی) به ترتیب بنهای 20 ، 15 و 10 هزارتومانی خرید کتاب اهداء میشود.
داستانهای برگزیده در نشریه گروه، و سپس در وبلاگ گروه منتشر خواهد شد.
مهلت فرستادن نوشتهها: 15 شهریور 1390
داستانها و خاطره ها باید به آدرس moghaddames@gmail.com فرستاده شود.
چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390
مصاحبه سایت سفر و تحول با محمدرضا گوهری
وقتی یکی از دانشجویان شما، پله های موفقیت را آنقدر تند تند پشت سر بگذارد که از شما هم جلو بزند، حسودی تان می شود. اصلاً یک کاری می کنید که نتوانسته باشد به گرد پای شما هم برسد؛ چه رسد به اینکه از شما جلو بزند. مثلاً برایش پرونده سازی می کنید. یا به دوستان تان می گویید که حالش را بگیرند تا بدجوری زمین بخورد. طوری که دیگر نتوانسته باشد بلند شود. اما راستش هیچ چنین احساسی به محمدرضا ندارم. محمدرضا گوهری همیشه خبرهای تازهای درباره کتابهای جدید، افراد نامآشنا، و موسسات فعال گردشگری دارد. او بهطور مرتب سایتها، وبلاگها، شبکهها، نشریات و خلاصه هر چیزی که مرتبط با گردشگری باشد را بررسی میکند. به جرأت میگویم اطلاعات عمومی و سواد آکادمیکش بسیار بیشتر از بسیاری استادان و مدرسان رشته مدیریت جهانگردی است؛ به خودم که جرأت نمیدهم بخواهم سوادم در زمینه گردشگری را با سواد وی در همین زمینه مقایسه کنم. در این چند سال، کم از او یاد نگرفتهام. گویا در گشت و گذارش در اینترنت، با این سایت آشنا میشود و ارتباط برقرار میکند. خانم سوزان پاچر (Susanne Pacher)، مدیر این سایت که خودش کارشناس جهانگردی و برنده دو جایزه CEMA است، وقتی با میزان آگاهی و دانش محمدرضا آشنا میشود، از او درخواست میکند تا مصاحبهای درباره وضعیت جهانگردی ایران، به منظور شناساندن این کشور و امکانات و ظرفیتهای آن برای جهانگردی انجام دهد. محمدرضا درباره چگونگی پذیرش این پیشنهاد میگوید:
...
ادامه نوشتار
یکشنبه شانزدهم مرداد 1390
همایش بین المللی گردشگری پایدار سواحل دریای خزر، فرصت ها و تهدیدها
... همایش بین المللی گردشگری پایدار سواحل دریای خزر، فرصت ها و تهدیدها در صدد است تا با آسیب شناسی صنعت گردشگری و تلاش برای دستیابی به راهکارهای علمی و عملی، گامی مؤثر جهت دستیابی کشور به جایگاه مناسب در این حوزه بردارد.
مجری: دانشگاه مازیار- سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
تاریخ برگزاری: 21 و 22 اردیبهشت 1391
...
ادامه نوشتار
سه شنبه بیست و یکم تیر 1390
هادی بابامرادی
قرار نبود به این زودی کم بیاری! ابازی برد و باخت داره؛ اما وسط بازی نمی تونی ول کنی بری. فکر می کردم توی این بازی، دهن همه رو سرویس می کنی. نمی دونم چی شد که کم اوردی... جات رو توی بازی ها خالی میذاریم. اصلن جات خالیه همیشه...

هادی بابامرادی، از دانشجویان علوم اجتماعی ام، نتوانست با بازی دنیا کنار بیاید، خودش را از چرخه بازی خارج کرد. نمی توانم باور کنم. همین که نیمه شب فهمیدم، به یکباره همه شر و شورهایش؛ کل کل کردن هایش؛ شوخی ها و نمک ریختن هایش؛ تعصبات لری-لکی اش؛ همه اش به یکباره ریخت جلوی چشمانم. اشک اما اجازه نداد به وضوح ببینم. یادش گرامی...
چهارشنبه هشتم تیر 1390
جمع آوری زباله
جمع آوری زبالهبا پیگیری جناب آقای پارسایی، قرار است در روز پنجشنبه هفته آینده مورخ 16 تیرماه، زباله های رهاشده در دامان طبیعت جاده گلنده رود (احتمالا محدوده آبشار آب پری) توسط علاقمندان و دوستداران طبیعت جمع آوری شود. زمان و مکان تجمع نیز به زودی در همین وبلاگ اعلام خواهد شد.
منتظر حضور سبزتان هستیم!
سه شنبه سی و یکم خرداد 1390
نمره اضافه برای درس مسائل اجتماعی
برای کمک به دانشجویان درس تجزیه و تحلیل مسائل اجتماعی، کسانی که از مقالات علمی یا ترجمه شده خود، یک مقاله عمومی استخراج کنند، تا سقف یک و نیم نمره اضافه برای آنها در نظر گفته خواهد شد. این مقاله باید بر اساس فرمت مقاله عمومی (دارای مقدمه، بدنه و نتیجه گیری) بوده و بین 700 تا هزار واژه داشته باشد. آخرین مهلت برای ارائه این مقاله، چهارشنبه هشتم تیرماه خواهد بود.
پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390
کمر همت بستهایم به نابودی محیط زیست!
کمر همت بستهایم به نابودی محیط زیست!
نمیدانم ایمیلی که این روزها به شدت در حال فوروارد شدن است را دیدهاید یا خیر. برای من که چندین بار آمده است. همان که جنگلهای عباسآباد را نشان میدهد؛ در حالیکه خودرو شهرداری دارد زبالههایش را پای درختان خالی میکند. و چند تصویر از درختان آن محدوده گذاشته است که به خاطر نفوذ شیرابههای زبالهها، همهشان خشک شدهاند. اما سخنم در اینجا با مسئولین نیست. سخنم با خودمان است. همین «ما»ئی که تا اینگونه کارها را از مسئولین میبینیم، صدایمان گوش فلک را پاره میکند که «های!!! ببینید که ما چه مسئولین بیتدبیری داریم. ببینید با جنگلهای ما چه کردند. ببینید نفت توی دریایمان نشت کرد. ببینید رودخانهمان را خشک کردند. ببینید دریاچهمان را آلودند. ببینید...». اما خودمان را نمیبینیم...
لینک این نوشتار در خبرگزاری دادنا:
ادامه نوشتار
پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390
کاش یک افغانی بودم!
کاش یک افغانی بودم!
از قافله فیس و افاده نسبت به ملیت، آنچنان عقب افتادهایم که دیگر کمترین کشوری است که برای ما فخر نفروشد. نمیخواهم روی همه توانمندیهایمان چشمپوشی کرده و تنها به خردهگیری بپردازم. اما شما را به خدا نگاهی به صفهای طولانی روبروی درب سفارتخانهها بیندازید. کسانی که از شب پیش، آنجا نشستهاند تا فردا نوبتشان شود. این را خودم چشیدهام...
ادامه نوشتار
چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390
شما که غریبه نیستید
گروه مدیریت جهانگردی و هتلداری دانشگاه مازیار، با همکاری اداره کتابخانههای عمومی شهرستان نور برگزار میکند:
«شما که غریبه نیستید»
نشستی خودمانی با هوشنگ مرادی کرمانی
راوی قصه های مجید
چهره ماندگار ادبیات؛ نویسنده: «قصههای مجید»؛ «مهمان مامان»؛ «مربای شیرین»؛ «لبخند انار»؛ «خمره»؛ «مشتی بر پوست»؛ «بچههای قالیبافخانه»؛ «شما که غریبه نیستید» و...
(برای آشنایی بیشتر با هوشنگ مرادی کرمانی، به این نوشته ام مراجعه کنید).
مکان: سالن کتابخانه عمومی نور
زمان: چهارشنبه 4/3/1390 ساعت 16:30 تا 18:30
نمایشگاه همه آثار نویسنده با تخفیف ویژه 30% در محل برگزاری نشست، برقرار خواهد بود.
شنبه هفدهم اردیبهشت 1390
آبشار شمس آباد
آبشار شمسآباد
دوستانی که از جاده هراز رفت و آمد میکنند، عموما آبشار شاهاندشت را دیدهاند. درباره این آبشار و البته فلعه «ملک بهمن»اش در آینده خواهم نوشت. اما اینبار میخواهم به معرفی آبشاری بپردازم که به دلیل نزدیکی به آبشار شاهاندشت، قربانی شهرت شاهاندشت شده و ناشناخته مانده است. حدودا 65 کیلومتری محور آمل- تهران و پس از تونل وانا (که در اینجا به معرفی جاذبه های پشت این تونل پرداختم)، سمت چپ جاده، تابلوی منطقه ییلاقی وانا (امیری) به چشم میخورد که در کنار یک پل قرار دارد. از روی پل که عبور کنید، بلافاصله سمت راست میتوانید وارد جادهای شوید که شما را به سوی آبشار شاهاندشت میبرد. اما اگر وارد جاده شاهاندشت نشده و جاده امیری را ادامه دهید، وارد منطقه کوهستانی امیری میشوید که متشکل از 7 روستا است:...
ادامه نوشتار
یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390
همایش یک روزه گردشگری
با حضور: عیسی امیدوار (یکی از برادران امیدوار: نخستین جهانگردان ایرانی)؛ دکتر نعمت الله فاضلی (استاد دانشگاه علامه طباطبایی)؛ دکتر محمد فاضلی (استاد دانشگاه مازندران)؛ دکتر مرتضی قلیچ...
ادامه نوشتار
چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390
دور ایران در هشتاد روز: نیاز به یک همسفر
ر...د) ژول ورن، دور دنیا را در هشتاد روز به روایت کشید و من میخواهم دور تنها یک کشور، هشتاد روز بگردم. اختلاف اینجاست که شخصیتهای داستان ژول ورن، هدفشان تنها دور دنیا گشتن بود و آشنایی با جاذبههای طبیعی، فرهنگی و تاریخی آن منطقه برایشان اهمیتی نداشت. در حالیکه من، به طور متوسط برای هر استان مرزی، پنج روز وقت صرف میکنم تا بتوانم تنها نقاط مرزیاش را بشناسم. ضمن آنکه در برخی جاها (همچون جولفای آذربایجان در کنار جلفای ایران، زرنج افغانستان که زمانی پایگاه عیاران بود در نزدیکی زابل ایران، و...) از مرزهای سیاسی ایران خارج خواهیم شد تا به سرزمینهایی پا بنهیم که بدون بررسی و مطالعه آنها، بررسی نقاط داخلی نزدیک به آنها بیمعنا خواهد بود...
ادامه نوشتار
جمعه دوم اردیبهشت 1390
شکل¬شاه، راه ساسانی، و جاده ناصری
شکلشاه، راه ساسانی، و جاده ناصری
همیشه از کنار این سه اثر تاریخی در جاده هراز گذر میکنید؛ اما گمان نمیکنم تاکنون حتی بسیاریتان متوجه شده باشید که چنین اثری در نزدیکی راه قرار دارد. اگر بدانید، و بهویژه اگر محیط دنج و بسیار زیباری کنارش را ببینید، حتما یک بار از آنجا بازدید کرده، و در آن محیط باصفا لذت خواهید برد...
ادامه نوشتار
جمعه بیست و ششم فروردین 1390
ز سی عقب بنهم پا به سال بیستمین

...امسال یه ایدهای به ذهنم رسید که از این به بعد، واسه دانشجوهای رشته مدیریت جهانگردی و هتلداری جشن تولد بگیریم. به این شکل که دانشجوهای هر ماه رو توی یه روز از اون ماه دعوت کنیم و براشون یه جشن کوچیک بگیریم. از فروردین شروع کردم که خودم و آقای پارسایی، مدیر قبلی گروه هر دومون توی این ماه به دنیا اومدیم. با بقیه دانشجوهای متولد این ماه، حدودا 20 نفری میشدیم. خوبیش به این بود که از دانشجویان فارغالتحصیل یا به اصطلاح دانشآموخته متولد این ماه هم دعوت کرده بودیم بیان. و چند نفریشون هم اومدن. یه کیک تولد که روش نوشته شده بود:...
ادامه نوشتار

